𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
لینک ناشناس به روز شد دوباره. قبلی رو از دست دادیم 😕
بچه ها پیام هاتون رو همونجا جواب دادم. چک کنید. ✨
وقتی آدمها احساس میکنن کسی واقعاً به حرفهاشون گوش میده، حتی اگه اون حرفها ساده باشه، سطح استرسشون به شدت پایین میاد و احساس ارزشمندی میکنن.
Harvard Business Review
ــــــــــــــ______
𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
روز سی و ششم: Thank you, God, that you are going to see me more. Love me more, let me move towards
روز سی و هفتم: خدایا شکرت که بهم توانایی دادی تا کار هایی انجام بدم که از نظر بقیه غیرممکن بود. خدایا شکرت که اینقدر کمکم کردی و پشتم رو خالی نکردی، با وجود اینکه من خیلی مواقع حواسم بهت نبود :))))
𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
روز سی و هفتم: خدایا شکرت که بهم توانایی دادی تا کار هایی انجام بدم که از نظر بقیه غیرممکن بود. خدای
روز سی و هشتم: خدایا بسیار شکر گذار هستم که دوستانم و اطرافیانم در سلامت هستند. ✨
𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
چقدر از بندر گز میدونین؟
شهری که در دوره ی قاجار شهر ثروتمندی بود.
𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
شهری که در دوره ی قاجار شهر ثروتمندی بود.
در سال ۱۲۸۹ بندر گز دومین بندر مهم ایران بود. یکی از مهمترین بنادر و معروف ترین اونا بود.
اگر بخوام قسمت جالب ماجرا رو شروع کنم، توی زمان کریم خان زند، برای اولین بار یه جورایی میشه گفت بندر گز چشم روس ها رو گرفت.( اونموقع بهش میگفتن کناره) خلاصه روس ها از اون زمان تلاش کردن که از بندر گز سود زیادی ببرن. هدفشون این بود که یک شهر تجاریش کنن تا روسیه و ایران بتونن باهم روابط بازرگانی داشته باشن، خب برای اینکار اول سعی کردن که بندر رو کاملا تسخیر کنن ولی دولت مقاومت میکرد. (که کاملا طبیعیه) آخرش یه فرمانده ی نیروی دریایی روسی به نام وانویج، تونست مجوز احداث منطقه ای تجاری رو برای بازرگانان روسی از آقا محمد خان قاجار بگیره. ساخت منطقه ی تجاری توی بندر گز متاسفانه بعد از دو عهدنامه ی گلستان و ترکمنچای بود.( از این جهت اینو مطرح کردم که گوشزد کنم روس ها اونموقع دست بالا رو داشتن) بعد از اینکه تجارتخانه ها توی بندر گز تاسیس شدن و فعالیت های بازرگانی شروع شد، این منطقه جمعیت زیادی رو به خودش جلب کرد.( +جمعیتِ زیادی از روس ها در این منطقه ساکن شدن). ساختمان ها و اسکله ها ساخته شدن و یه جورایی بالاخره این منطقه به شهر تبدیل شد. انبار کالا ها از جمله انبار پنبه، کارخونه ی پنبه و مناطق مسکونی مجاورش و بانک استقراضی روسی ها توی اون شهر تاسیس شدن.
این شهر نه تنها راه ارتباطی ایران با روسیه بود، بلکه کم کم راه ارتباطی ایران با کشور های اروپایی هم تبدیل شد. دولت قاجاری ایران میخواست که بندر گز کاملا یک بندر تجاری بشه پس با استفاده از بلژیکی ها، چندین ساختمان و سازه مهم در این بندر ساخت که یکی از مهم ترین هاش ساختمان گمرک بندر گز بود.
هنوز که هنوزه گروهی از روس ها که در اون زمان به این بندر مهاجرت کرده بودند، اونجا زندگی میکنن. قبرستان روس ها و ارامنه بافت جمعیتی و تجارت و اقتصادِ بندر گز رو یه جورایی به ما یادآوری میکنه.
𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
در سال ۱۲۸۹ بندر گز دومین بندر مهم ایران بود. یکی از مهمترین بنادر و معروف ترین اونا بود. اگر بخوام
بچه ها، این ساختمون هایی که ازش نام بردم خیلی مهمن. کارخونه ی پنبه، بانک استقراضی و ساختمون گمرک. الان تقریبا همشون متروکه ان.
بانک استقراضی روس که پول زیادی از طریق اون جابه جا میشد، الان راهی تا نابودی نداره.
ساختمون گمرک، معماری بهتر و مستحکمی داشته و تا حد زیادی سالم مونده، میتونه به عنوان موزه، حتی باغ موزه، چون اطرافش بسیار زیبا است با پوشش گیاهی انبوه، استفاده بشه، بلکه به قطع میتونم بگم به عنوان یک ساختمان اداری هنوز قابل استفاده است. ولی کاملا فراموش شده!!!
کارخونه ی پنبه بخش زیادی از ساختمون هاش کاملا متروکه است و امکان ریزش اون زیاده، طبق اخباری که خوندم، قرار بود مرمت و بازسازی انجام بشه، امید وارم انجام شده باشه.
این پیشینه و تاریخ رو توضیح دادم که یادآوری کنم، این سازه ها و ساختمان ها، مکان های مهمی هستند، با گذشته ای غنی، که نباید به فراموشی سپرده بشن:)
𝔀𝓱𝓮𝓷 𝔂𝓸𝓾 𝓯𝓮𝓮𝓵 𝓵𝓸𝓷𝓮𝓵𝔂
ناشناس جدید دوستان✨
خودم که خیلی دوست دارم بذارم. اگر شما هم دوست دارین، سعی میکنم بیشتر بذارم. :)