eitaa logo
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
337 دنبال‌کننده
18 عکس
12 ویدیو
0 فایل
' بـہ‌ نــٰـامِ خداےِ مهربـان ¦ 🌥 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯ میبندم در قلبمو به روی همتون "یکی یکی"🩸 رأس21شب💡 به قلم؟ ســٰــایــہ‌ ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯⎯‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 𝙼𝚎 ; @mi_saye ارتباط بامن
مشاهده در ایتا
دانلود
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_هشتم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ - هیچی همینطوری چخبر؟ +کیان میخواد ب
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ -چشم ننه قمر با خنده ای از خونه ی عموی عجیبم زدم بیرون با اسنپ تا دم خونه نادیا رفتم زنگ زدم . . زنگ زدم . . +اومدمممم بعد ۲مین در با شتاپ باز شد و گلمون یهو مث وزغ خودشو انداخت تو تنم +چطوری؟ یاسی جونیم؟ کجا رفتین امروز؟ چیکارکردین؟ همه رو باید برام تعریف کنی؛ -باشه +کیانم الان میاد صبرکن یکم دختر خوشگل شدم؟ زشت نیستم؟ آرایشم؟ لباسم؟ خوبه؟ -آره نادیای خنگ خودم +وای یاسی میترسم حس میکنم خیلی بد شدممممم خیلییییی -نه عه کیان تورو ساده ام میخواد الان ک خوبی بدون حس حرفامو میزدم کوتاه و سرد من دختر پرانرژی و سرحالی بودم نادیا از چیزی خبرنداشت ! دلم نمیخواست بدونه ! ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_نهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ -چشم ننه قمر با خنده ای از خونه ی عمو
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ کیان و نادیا دخترخاله و پسرخاله بودن و از بچگی عاشق هم درست بعد از دیپلم قراره باهم ازدواج کنن ۳سال دیگه !! +هوووی یاسی کجاااییی!؟ -جان بگو؟ +امروز ی جوری شدی چیزی شده بهم نمیگی؟ بعد یه مکث کوتاه و جواب ندادن من.. +نکنه دوس نداشتی بیای؟ -نه این چه حرفیه، من کسلم اتفاقا الان ک میام باهاتون بهترم میشم یهو آقای گاو با اون موتور سبز قشنگش از راه رسید و نادیا مث گربه هایی که فقط خودشونو لوس میکنن از گردن کیان آویزون شد ! حالم بهم زن ترین حرکت تو دنیا !!!! اخه این چیه؟ مثلا دختریا یکم غرور *سلام آبجی گل یاس -خودتو مسخره کن میمون *به دل نگیر بشینید بریم نادیا نشست و منم پشتش و قشنگ بهش چسبیدم از اینکه نقشمو فهنیده بود حرصی نگاهم کرد میخواستم از گردن کیان آویزون نشه و با موهاش بازی نکنه حداقل جلو من خجالت خوبه هااا *اون عقب هوا چطوره؟ ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_دهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ کیان و نادیا دخترخاله و پسرخاله بودن و
𝐌𝐄 , @mi_saye نظرات،انتقادات،پیشنهادات ،همکاری و.. شما را میشنوم🤎📄 پی ویم پر باشه از حرفاتونااا📜🤍
درنهایت فقط شما برام مهمین ؛ 🤍
تصدقت بشم؛ 🤍
تصدقت بشم ؛ 🤍
درود و نوور💡💆🏻‍♀️. .
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_دهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ کیان و نادیا دخترخاله و پسرخاله بودن و
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ با تک خنده ای جوابشو دادم " عالیه تو بروفقط" نگاه برزخی نادیا رو قشنگ حسش میکردم جلوی سینمای بزرگ پردیس نگه داشت و پیاده شدیم از شدت تند رفتن این گاو تمام موهام بهم ریخته بود ودرگیر مرتب کردنش شدم *خانوما بریم؟ -بریم کیان رفت سمت گیشه بلیت و من و نادیا رفتیم سمت بوفه از هرخوراکی یکی برداشتیم و ابمیوه های خوشمزه تو سالن انتظار نشستیم . . چیپسیمو بازکردم و کوچیک کوچیک گاز میزدم نادیا خواست دست کنه یکی برداره چنان زدم رو دستش که بیچاره از تعجب موند +چته دیوونه؟ -چیپس خودتو بازکن خب +بروبابا گشنه زبون درازی درآوردم که با چشمای از حدقه دراومده بامزش نگاهم کرد کیانی که مث خر به ما دوتا میخندید انگار ما سوژه ی خندشیم بیشعور ! ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_یازدهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ با تک خنده ای جوابشو دادم " عالیه تو
💋> ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ از دور چشمم به مردی افتاد ک کنار بچه و همسرش زل زده بود ب ما با صدا زدن رفتیم تو سالن و ردیف اول نشستم بخاطر اینکه نادیا و کیان راحت باشن غرق فیلم بودن حضور گرم یکیو کنارم حس کردم با چرخش صورتم همون مردی که تو لابی نشسته بود رو دیدم ؛ این اینجا چیکارمیکرد؟ دستاشو بهم گره زده بود و خیره به فیلم . . بیخیال پفیلایی که داشت تموم میشد رو پاشدم انداختم سطل زباله و رفتم پیش نادیا نشستم مثل مرغ عشق بهم چسبیده بودن تا منو دیدن جن زده یهو پریدن +بیا بشین یاسی -باشه +یاسی ی چی بپرسم؟ -هوم؟ +با کسی رفتی تو رابطه؟ تیز و پر از حرص نگاهش کردم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ 𝗝𝗢𝗜𝗡 ; @Uncle_yabani
| عمــوےِ بی رَحمَم💋>>
#عَموی‌ِبی‌َرَحمَم💋> #پارت_دوازدهم ‌‌‌‌‌⎯⎯⎯⎯🖇⎯⎯⎯⎯ از دور چشمم به مردی افتاد ک کنار بچ
𝐌𝐄 , @mi_saye نظرات،انتقادات،پیشنهادات ،همکاری و.. شما را میشنوم🤎📄 پی ویم پر باشه از حرفاتونااا📜🤍