من خیلی وقتها درد رو احساس نمیکنم. نیاز دارم یکنفر از بیرون بهم یادآوری کنه که دردم گرفته. یکی که دستمو فشار بده، روی زخممو ببنده و بگه زخمی شدی، حالا میتونی گریه کنی.
"نتونستن" جدیداً خیلی به چشم میاد، هی راه میرم میگم یعنی اینم نمیتونی؟ این یکی رو هم نتونستی؟ این صدا من رو خورد
این چندروز هی به این فکر میکنم که توی دنیای به این بزرگی هیچجایی رو ندارم و هی وجودم خالی میشه
تو 48 ساعت اخیر 13 بار خوابیدم، که مجموعاً شده 4 ساعت و نیم خواب، مغزم داره داغون میشه