من نه البته، من اگه میشد عکست رو چاپ میکردم میدادم تو شهر بهعنوان سارق تحت تعقیب پخش کنن
همیشه از همون اولش میدونم چه کسایی قراره یهروز ناامیدم کنن ولی صبر میکنم تا اون روز برسه
به تو گفته بودم من پر از زخم های کهنهام و شاید دیگر شکوفه ندهم، اما برای تو زنده و سرپا خواهم ماند. از همین خسته شدی نه؟ زخم های من با زیبایی و شادابی تو از اول هم همخوانی نداشت.
شاید باید بیشتر برم سمت آدمایی که زمان باهاشون زود میگذره چون اینجوری زندگیم سریع میگذره و زودتر به مرگ میرسم.
با رفتارمان زخم میزنیم و امیدواریم با کلماتمان ترمیم کنیم؟ چه هیولای پارهوقتی هستی انسان.