eitaa logo
𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞 🇮🇷
82 دنبال‌کننده
507 عکس
64 ویدیو
1 فایل
نمیدونم...خودت چی فکر میکنی؟ INTP 5w4 ناشناس اول: https://abzarek.ir/service-p/msg/3521695 ناشناس دوم: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hkn0vy&btn=Unique.is.listening! تقدیمی ها و ناشناس ها: https://eitaa.com/uniqueforyou
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از " خاطرات یک پریا "
هدایت شده از " خاطرات یک پریا "
من واقعا گربه هارو به آدما ترجیح میدم🙏🏻
آرزو میکنم ناشناسم پر از موضوعات و سخنان جالب بشه-
شب برمیگردم و به پیوی های همگی جواب میدهم... با تشکر از صبوری شما!
هدایت شده از Tsukino...:)
دوستان اگه محبوبیت و مقبولیتی به دست آوردید بترسید بترسید و با احتیاط قدم بردارید و حرف بزنین که اگه با انتخاب درست و غلط و مسیر خودتون به کسی کمک کردید، که خیلی هم خوب و خوش به حالتون. اما اگه با اون مسیر اشتباهی که خودتون عمدا یا سهوا انتخاب کردید توی تفکرات کسی شبهه انداختید یا حتی به انحراف مسیر کسی کمک کردید بابتش باید جواب پس بدین به قول دایی جان، اولین انگشت اتهام و احتیاط هم به سمت خودم روانست.
هدایت شده از آسایشگاه روانی 🪖
برای امروز و امشب تنها یک جمله رو با خودتون مرور کنید. و لا تهنوا و لا تحزنوا انتم الاعلون ان کنتم مومنین اگر مومن هستید
هدایت شده از ‌یتیم خونه رهان-
اینکه یه مفر از غذات لذت ببره واقعا حس خوب و غیر قابل توصیفی میده...حالا چه تو واقعیت باشه چه توی مجازی(:
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
فکت شماره هفت: وقتی یه نفر ازم تعریف می‌کنه (داره حقیقت رو میگه به قول خودش) من نمیدونم چه طور واکنش بدم، این وضعیت رو مثال میزنم با اینکه توی قلبم پروانه ها پرواز میکنند و چند درجه از خجالت سرخ شدم مثل این میمونه به یک روباه یه تاج گل بدید و روباه به جای اینکه بذاره روی سرش، شروع کنه گل هارو بخوره، همینقدر عجیب.
هدایت شده از ‌یتیم خونه رهان-
"اینکه توقع داشته باشی زندگی باهات خوب باشه، چون تو باهاش خوبی مثل اینه که توقع داشته باشی گرگ تورو نخوره چون تو ام اونو نمیخوری." لورا این را گفت و شمشیر نقره کوبش را که در قلب آشین فرو رفته بود چرخاند. آشین برای لحظاتی ساکت ماند و به چهره ی محبوبش خیره شد، خون گوشه ی لبهایش را سرخ کرده بود. وقتی بالاخره حرف زد صدایش کمی میلرزید. هرچند لحنش هنوز هم گرمایی غیر دلنشین داشت. "اما...اما برعکس این حرف هم وجود داره...اینکه از کسی که بخاطر تو نفس میکشه انتظار نفرت داشته باشی، چون خودت ازش متنفری...مثل اینه که از مثل اینه که از گوسفند انتظار داشته باشی بچه هاتو بخوره، چون تو بچه هاشو میخوری...." با گفتن این جمله،آشین آخرین لبخند شیرینش را به همسر عزیز تر از جانش زد و در هیاهوی گرگ و میش با محبوبش وداع کرد...
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
بچه تربچه زرد: اوه واو پدر! من نمی‌دونستم که تو می‌تونی پرش بلند دوگانه انجام بدی! : Daddiah