هدایت شده از آتلانتیسِگمشده
خواستم صحبت کنم...
از دیواری که دور قلبم کشیدهام؛ از تلاشم برای رسیدن به آن ایدهآل در ذهنم.
خواستم درک شوم؛
شاید... برای اولین بار خواستم شنیده شوم...
اما در نهایت، خودم آن شنوندهای بودم که نیاز داشتم.
و آن خودم، آنگونه که برای بقیه بود، با خودم مهربان نبود...
هدایت شده از "Letters to Mari"
اول، قلم رو برداشتم تا آنجلا هنرم رو ببینه...
دوم، قلم رو برداشتم چون آنجلا میخواست به همه نشون بده که چه برادر کوچیکه ای داره...
سوم، قلم رو برداشتم چون نشون پیشرفتمون بود...
چهارم، چون بخشی از مسیر و هدفم بود...
پنجم، چون ذهنم رو به تصویر میکشید..
ششم، چون احساساتم به قلم پیوند خوردن..
هفتم، دیگه یه راه خوب و بی دردسر برای تخلیه اون همه احساس بود..
هشتم، چون باز بخشی از هدفم بود..
نهم، واقعا همه اینا درستن؟
و دهم، چون باعث میشد لبخند روی لب بقیه بشینه.. و همین اونقدر قشنگه که با انرژیش تمام روز رو از پای کار بلند نشم..
#Marius
هدایت شده از 🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
Empire of the Sun موزیکدلPWAC-20260430_201241_282.mp3
زمان:
حجم:
3.7M
1:30
𝙄 𝙘𝙖𝙣'𝙩 𝙙𝙤 𝙬𝙚𝙡𝙡 𝙬𝙝𝙚𝙣 𝙄 𝙩𝙝𝙞𝙣𝙠 𝙮𝙤𝙪'𝙧𝙚 𝙜𝙤𝙣𝙣𝙖 𝙡𝙚𝙖𝙫𝙚 𝙢𝙚...
𝘽𝙪𝙩 𝙄 𝙠𝙣𝙤𝙬 𝙄 𝙩𝙧𝙮...
𝘼𝙧𝙚 𝙮𝙤𝙪 𝙜𝙤𝙣𝙣𝙖 𝙡𝙚𝙖𝙫𝙚 𝙢𝙚 𝙣𝙤𝙬?
𝘾𝙖𝙣'𝙩 𝙮𝙤𝙪 𝙗𝙚 𝙗𝙚𝙡𝙞𝙚𝙫𝙞𝙣𝙜 𝙣𝙤𝙬?
༎ຶ‿༎ຶ
#Music
هدایت شده از 𝟡𝟚𝟘𝟘𝟟𝟡
اومدم از دیروز پریروز پیاما رو جواب بدم.....
انقدر توی حضوری چسبیدن ور دلم کلا دیگه نمیفهمم چی دارم میگم.
با هر کلمه جونم داره بالا میاد (حتی واسه این توضیح).
فعلا باتری اجتماعیم تموم شده..... با عرض پوزش از دوستان.🤝🏻
مرحوم اتاقم و این تیکش...
داشت دوران پرایمش رو سپری میکرد...
میذارم اینجا بمونه...
(الان شبیه مناطق جنگ زده شده.)