eitaa logo
𝐔 𝐥𝐢𝐤𝐞 𝐔𝐧𝐢𝐪𝐮𝐞
41 دنبال‌کننده
252 عکس
47 ویدیو
0 فایل
نمیدونم...خودت چی فکر میکنی؟ INTP 5w4 https://abzarek.ir/service-p/msg/2373762
مشاهده در ایتا
دانلود
"Nothing's perfect", sighed the fox. https://eitaa.com/Gostonia
هدایت شده از Tsukino...:)
-
هدایت شده از Tsukino...:)
خیلی دلم میخواست بذارم ببینم کیا درست حدس میزنن😔 اما اجازه بدید معرفی کنم.. اولین وایولت رول، و یارانش.. آنجلا و انجلوس، کاملیا و کارل، امیلیا و تیارا...
میتونید حدس بزنید چی می‌خوام درست کنم؟🤔 https://abzarek.ir/service-p/msg/2373762
آم...جالب شد...کجای دنیا کاهو چینی رو با آب زنجبیل می‌خورن؟ اونوقت چه طعمیه؟‌ کنجکاو شدم...
۱. اونو که انداختم... ۲. فقط بهنام بانی نیومده بود تو ناشناسم که اونم اومد... ۳. بیا من بهت پکیج ذهن ثروتمند رو بفروشم تا هم افکارت و هم من ثروتمند بشـ-
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
منم ماهی صورتی می‌خوام! روزه خواری اونم جلوی روزه دار کار خیلی زشتیه، خجالت بکش جناب دکستر🐌
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
چرا تغییر عقیده ی آدم های متعصب، تقریبا غیر ممکن است؟ در یک شب سرد و طوفانی در دسامبر ۱۹۵۴، زنی به اسم دوروتی مارتین گروهی از پیروانش را در خانه اش واقع در شیکاگو جمع کرده بود، اما این فقط یک دورهمی ساده نبود. آنها منتظر پایان دنیا در راس ساعت ۱۲ بامداد بودند. دوروتی ادعا میکرد پیام هایی از موجودات فضایی سیاره ی کلاریون دریافت می‌کند و به پیروانش گفته بود که سیل عظیمی در راه است که قرار است تمام زمین و بشریت را نابود کند؛ اما راس نیمه شب بشقاب پرنده ای از راه می‌رسد و صرفا مومنان واقعی که اونها باشند رو نجات بدهد. این آدم ها دیوانه نبودند؛ بین اونها پزشک بود، مهندس بود، دانشجویان باهوش و آدم های معمولی بودند که همگی شغل هایشان را رها کرده بودند، خانه هایشان را فروخته بودند و تمام پل های پشت سرشان را خراب کرده بودند! چرا؟ چون قرار بود که دنیا به آخر برسه‌. ساعت تیک تاک میکرد؛ ده شب، یازده شب و سر انجام دوازده بامداد... سکوت مطلق حاکم شد. همه به هم نگاه می‌کردند اما هیچ بشقاب پرنده ای ظاهر نشد، هیچ سیلی جاری نشد و دنیا با بی تفاوتی تمام به چرخش خودش ادامه داد. منطق حکم می‌کند که در آن لحظه، اون جمع باید از شدت خجالت آب می‌شدند و به حماقت خودشون اعتراف می‌کردند و با سر های افتاده به طرف خانه هایشان برمی‌گشتند اما اتفاقی که افتاد یکی از عجیب ترین و ترسناک ترین واکنش های روانشناختی انسان بود. لِئون فِستینگِر روان شناس بزرگی که مخفیانه در اون جمع نفوذ کرده بود مشاهدهاتش رو ثبت می‌کرد. ساعت ۴ صبح وقتی فشار روانی به اوج رسید، ناگهان دوروتی پیامی جدید نوشت: خداوندِ جهان به خاطر ایمان قوی همین گروه کوچک، تصمیم گرفت به کل بشریت رحم کند و سیل را لغو کند. واکنش گروه چه بود؟ آیا عصبانی شدند؟ اصلا. آنها یک دفعه پر از انرژی و شادی شدند. آنها که تا دیروز از رسانه ها فرار می‌کردند، در حال حاضر با روزنامه ها تماس گرفتند و فریاد زدند که: ما دنیا رو نجات دادیم! آنها به جای اینکه بپذیرند که فریب خوردند، متعصب تر شدند. اما چرا اینطوری پیش رفت؟ چرا تغییر باور و عقیده‌ی آدم های متعصب تقریبا غیر ممکن است؟ نکته این است که وقتی تو هزینه‌ی زیادی برای یک باور می‌پردازی، وقتی آبرو، پول، زمانت را برای یک چیز اشتباه ریخته ای، پذیرفتن "اشتباه" دیگر یک اعتراف ساده نیست، بلکه به معنای فروپاشی کامل هویت توست. اپیکتِتوس، فیلسوف رواقی می‌گفت: غیر ممکن است کسی چیزی را یاد بگیرد که فکر می‌کند از قبل آن را می‌داند. خطرناک ترین لحظه‌ی زندگی ما زمانی نیست که چیزی را نمی‌دانیم، بلکه زمانی است که به چیزی "اطمینان تام" داریم و حاضر هستیم که برای این اطمینان، واقعیت را قربانی کنیم. آن فرقه در شیکاگو ترجیح دادند که باور کنند قوانین فیزیک و کیهان تغییر کرده تا اینکه بپذیرند احمق و نادان بودند. به خاطر همین است که میگویند: مهم ترین توانایی در قرن ۲۱، توانایی تجدید نظر در افکار و باور های ماست. این معیار سواد در قرن ۲۱ است.