واقعا بعضی اوقات یه حرفایی میزنیم که وقتی آینده به متوجه این میشیم که این حرفارو ما زدیم فقط دلمون میخواد خودمونو بزنیم از این حجم از بی احساسی از حرفامون؛
- 𝘔𝘺 𝘶𝘯𝘴𝘢𝘪𝘥 -
بغلت فقط تسکین این دل پرمه:)
زیر بارون اسیدم منو جا بده
خودت مراقبم باش نگو خدافظت:)
دلم با ماندن بود؛ راه، اما راهِ رفتن…
و تو ندانستی چه رنجیست،
کشاندنِ تنِ خستهای که خواهانِ ماندن بود.
قُلْ لِلَّذِي هو مُثقَلُ من هَمِّهِ
هونعليكَ فَإِنَّ رَبِّكَ يَعْرِفُ..
به آن کسی که بار اندوه بر شانه اش
سنگینی میکند بگو، آسوده باش کــه
پروردگارت حالت را میداند...