eitaa logo
Untold
6 دنبال‌کننده
7 عکس
0 ویدیو
0 فایل
far far away
مشاهده در ایتا
دانلود
روحم بی جون افتاده یه گوشه و مهم نیست که رها شدم یا رها کردم؛ وقتی خسته ام مهم نیست از فراموش شدنه یا تلاش های عبث برای فراموش کردن.
هدایت شده از ماهِ‌ماه‌زده
گفتم:ببین.اون برام مثل یه تیکه ی با ارزش و غمگینه که از گذشته به جا مونده.مثل گردنبند طلای مادر خدابیامرزم که برق یه تیکه زمرد وسطش آدمو مبهوت می‌کرد.اصلا اهمیتی هم نداشت که گاهی وقت‌ها غمگینت می‌کرد و بهش نگاه می‌کردی گوله گوله اشک می‌ریختی.می‌دونی،می‌خوام بگم همه ی چیزهای خوب قرار نیست خوشحالت کنن. ؛CloudyMooNy
بگو کجا برم که زندگی دست از سرم برداره؟
اخرین چیزی که یادمه اینه که شبح سیاه روی سینه م چمباتمه زده بود و تو گوشم راجع به دنیاهای دیگه ای که بهتر از اینجا هست پچ پچ میکرد. نمیدونم چقدر دیگه باید بگذره که از شرش خلاص بشم. اصلا میتونم یا نه؟ شاید فقط باهاش دوست بشم یا شایدم بهترین راه اینه که به حرفاش گوش بدم. اون مجبورم کرد نامه رو بدم به پستچی، ولی گمون نکنم پستچی بتونه تو "خیابون هفتم، پشت بوم ساختمون کناریِ دِ لَست بوک استور وقتی که برف اومده بود و بیشتر از همیشه دوستت داشتم" تورو پیدا کنه.
و من ديگه نميدونم چطوری بايد خودم و به اين زندگی برسونم.
میگه این جوریه که زندگی می‌گذره. با یک قلب زیبا وارد زندگی آدم ها می‌شی و در آخر با یک قلب آسیب دیده از زندگیشون بیرون می‌ری و مجبور می‌شی با یه لبخند درخشان ازشون خداحافظی کنی.
چقدر باید دور بشم تا بتونم از تو فرار کنم؟ هر زمانی هر روزی و هر جایی، هرجایی که نفس میکشم تو اون جایی و وجود بی پایانت رو بهم یاداوری میکنی تا ابد و برای همیشه.
هدایت شده از On neverland
Maybe, by any chance, though I’m sure you don’t If you ever think of me Like a sudden rain shower, please appear before me.. Like a lie, like coincidence, come back to me ... شاید، بر حسب اتفاق، با وجود اینکه مطمئنم نمیکنی اگه تا حالا یکبار به من فکر کردی مثل یه بارون ناگهانی، لطفا جلوی من ظاهر شو.. مثل یه دروغ، مثل تصادف، برگرد پیشم...
و حالا ما خیلی از هم دوریم.
"دوست داشتنت بهترین چیزی بودکه میتونستم توی این زندگی تجربه کنم."
Don’t think I would just forget about it Hoping that you won’t forget about it
من منتظر توام؛ اما تو داری هی دورتر میشی.