هدایت شده از cinnamon
چی میتونستم روی بوم بکشم
دلم برای خیلی چیزا تنگ شده
تو به من کمی خاطره و به اندازه چند سال تخیل دادی
“ما به یه مسیر بدون بازگشت رفتیم، این تاریکي بي پایان، کي قراره تموم شه؟ اگه فقط یکبار دیگه، فقط یکبار دیگه، بتونم پیدات کنم، با زندگیم قسم میخورم، تا ابد عاشقت خواهم بود”
نمیدونم دارم اشتباهی تلاش میکنم یا به اندازه ی کافی تلاش نمیکنم.
هرچی که هست؛ میدونم بی فایدس.
دلم برات تنگ نشده، اما همه ی دلتنگی های دنیا منو یاد تو میندازن. حالا به آخر قصه ای رسیدیم که هیچوقت برای من نگفتی و تویی که هیچوقت نبودی دیگه هیچوقت برنمیگردی.