eitaa logo
دانلود
هدایت شده از سکوت‌نوشته_
روی تخت اتاقم نشسته بودم. داشتم به زندگی فکر می‌کردم. به امید، احساسات، به لبخند مردم در خیابان. نسیم خنکی، بی سر و صدا از پنجره داخل شد و پرده اتاق را به رقص درآورد. چشمانم را بستم و به باد اجازه دادم تا دست نوازشی بر روی موهای کوتاه قهوه‌ایم بکشد. روی تخت دراز کشیدم و پاهایم را از آن آویزان کردم. دستانم را زیر سرم گذاشتم و به پرده اتاق که حالا به علت شدت گرفتن باد به پرواز درآمده بود خیره ماندم.چشمانم کم کم سنگین شدند و من نیز خوابم برد... _سکوت
سلام با یه تقدیمی یهویی اومدم . اول عضو میشین، این پست + پست مورد علاقتون رو داخل چنلتون فور می‌زنید، و تگ چنلتون رو برام توی 📬 میزارید من چیکار میکنم؟ با توجه به وایب خودتون و چنلتون یه ادیت از یه بانو (شخصیت سریالی) بهتون تقدیم میکنم. نکته
592.4K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من تو هر دنیایی:😭❤️‍🔥 واقعا تا ابد فن این بشر میمونم. ✮•✮•✮•✮•✮•✮•✮•✮• @mavihikaye