گاهی فکر میکنم که زندگی من بر چه اساس است؟
افکار؟ رویاها؟ حقایق؟ حوادث؟ نمیدانم.
من فکر میکنم زندگی من جلوهی تمام و کمالی از تمام موارد بالاست. پدرم فکر میکند زندگی تجمع حقایق حوصلهسر بر و تلخ است. مادرم میگویید هرچه بخواهیم را میتوانیم بیابیم. هر رویایی که میخواهد باشد!
اما من فکر میکنم، شاید زندگی تلاشهای موفق یا ناموفق بشر، برای یافتن امید و انگیزه است. برای یافتن شادی و کتمان اندوه.
چه کسی میخواهد حال را دریابد؟ چه کسی نگران آینده است؟ چه کسی در گذشته مانده است؟
من فکر میکنم من در زمان گم شدهام!
_سکوت نوشته_