هدایت شده از بادماراخواهدبرد
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی
به آرامی آغاز به مردن میكنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی
وقتی نگذاری دیگران به تو كمك كنند
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر بردهی عادات خود شوی
اگر همیشه از یك راه تكراری بروی
اگر روزمرگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چیزهایی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند
و ضربان قلبت را تندتر میكنند
دوری كنی...
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل یك بار در تمام زندگیات
ورای مصلحتاندیشی بروی...
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بمیری.
_پابلو نرودا
هدایت شده از 𝖽𝖾𝗃𝖺 𝗏𝗎 ⋆
شما هیچوقت درک نمیکنید که یک زن، تنها از مرگ نمیترسه. یک زن همیشه باید از نگاهها بترسه. از دست درازی بترسه. وقتی توی خیابون تنها راه بره باید بترسه. وقتی توی محیط کارش با مردی تنهاست باید بترسه. وقتی توی جمعیه باید بترسه. شما درک نمیکنید که اون تمام زندگیش رو باید بترسه. حتی بعد از مرگش. چون حتی اگه بمیره، جنازهی بی جونش هم امنیت نخواهد داشت.