هدایت شده از 𝖺𝗌𝗁𝗆𝗈𝗎𝗋🦇
𝒯ag | limit
جوین باشید و این پیام و پست موردهعلاقتون از چنل رو فوروارد کنید و از 1تا80 یک عدد انتخاب کنید تا :
៸
یک پادکست از آریانفر تقدیمتون کنم៸ و بگم چند درصد شبیه به اون پادکست هستید. اینجارو هم بخونید
دیگر نه آرزوئی دارم و نه کینهای، آنچه که در من انسانی بود از دست دادم، گذاشتم گم بشود، در زندگانی آدم باید یا فرشته بشود یا انسان و یا حیوان، من هیچکدام از آنها نشدم، زندگانیم برای همیشه گم شد. من خودپسند، ناشی و بیچاره بدنیا آمده بودم. حال دیگر غیر ممکن است که برگردم و راه دیگری در پیش بگیرم. دیگر نمیتوانم دنبال این سایههای بیهوده بروم، با زندگانی گلاویز بشوم، کشتی بگیرم. شماهائی که گمان میکنید در حقیقت زندگی میکنید، کدام دلیل و منطق محکمی در دست دارید؟ من دیگر نمیخواهم نه ببخشم و نه بخشیده بشوم، نه به چپ بروم و نه به راست، میخواهم چشمهایم را به آینده ببندم و گذشته را فراموش بکنم.
_صادق هدایت
من یک میکرب جامعه شدهام، یک وجود زیانآور. سربار دیگران. گاهی دیوانگیم گل میکند، میخواهم بروم دور خیلی دور، یک جائی که خودم را فراموش بکنم. فراموش بشوم، گم بشوم، نابود بشوم، میخواهم از خود بگریزم بروم خیلی دور، مثلا بروم در سیبریه، در خانههای چوبین زیر درختهای کاج، آسمان خاکستری، برف، برف انبوه میان موجیکها، بروم زندگانی خودم را از سر بگیرم. یا، مثلا بروم بهندوستان، زیر خورشید تابان، جنگلهای کشیده، مابین مردمان عجیبوغریب، یک جائی بروم که کسی مرا نشناسد، کسی زبان من را نداند، میخواهم همهچیز را در خود حس بکنم.
_صادق هدایت
آسمان لاجوردی، باغچه سبز و گُلهای روی تپه باز شده، نسيم آرامی بوی گُلها را تا اينجا میآورد. ولی چه فايده؟ من ديگر از چيزی نمیتوانم كيف بكنم، همه اينها برای شاعرها و بچهها و كسانی كه تا آخر عمرشان بچه میمانند خوب است.
#صادق_هدایت
سه قطره خون