eitaa logo
uralt-
232 دنبال‌کننده
516 عکس
249 ویدیو
3 فایل
_ We are the echo of what is buried .
مشاهده در ایتا
دانلود
عشق مثل یک آواز دور، یک نغمه‌ی دلگیر و افسونگر است که آدم زشت و بد منظری می‌خواند. نباید دنبال او رفت و از جلو نگاه کرد، چون یاد بود و کیف آوازش را خراب می‌کند و از بین می‌برد. در آستانه‌ی عشق هم نباید جلوتر رفت تا همینجا بس است. /آفرینگان‌، صادق_هدایت
این مردمان غریب، این زندگی های عجیب را یکی یکی از جلو چشمش می‌گذارنید، صورت بزک‌ زده زن‌ها را دقت می‌کرد. آیا این ها بودند که مردها را فریفته و دیوانه خودشان کرده بودند؟ آیا اینها هرکدام مجسمه‌ای به مراتب پست‌تر از مجسمه‌ی پشت شیشه‌‌ی مغازه نبودند؟ سرتاسر زندگی به نظرش ساختگی، موهوم و بیهوده جلوه کرد. مثل این بود که در این ساعت او در ماده‌ی غلیظ و چسبنده‌ ای دست و پا می‌زد و نمی‌توانست خودش را از دست آن برهاند. همه چیز به نظرش مسخره بود، همچنین آن پسر و دختر جوانی که دست به گردن، جلوی سد نشسته بودند به نظر او مسخره بودند، درس هایی که خوانده بود، آن هیکل دود زده‌ی مدرسه. همه‌ی اینها به نظرش ساختگی، من درآری و بازیچه آمد. برای مهرداد تنها یک حقیقت وجود داشت، و آن مجسمه پشت شیشه مغازه بود. /عروسک پشت پرده، صادق_هدایت
درد تو آنقدر عمیق است که ته چشمت گیر کرده... و اگر گریه بکنی یا اشک از پشت چشمت درمیاید و یا اصلاً اشک درنمیاید! /بوف کور، صادق_هدایت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قیافه ما تو مدرسه درحال گوش دادن به سسشرای مدیر و اون دختره پاچه خوار سر صف
تا اخر عمرم به ترشی بندری وفادارم
چیه این بشر اخه اینقدر خوشمزه
وقتی که داشتم میرفتم خداحافظی نکردم وحالا هیچ حسی نسبت به این خونه و مکان ندارم. انگار بیجا و مکانم، غریبم، حس تعلقی به جایی ندارم، بیخونمونم سرگردونم...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا