شاید زندگی هم همین باشه،ما سال ها دنبال چیزی میگردیم که وقتی پیداش کردیم،میفهمیم ارزش اصلی،همان سال های جستوجو بوده
ایکس`
شادی؛ چه کسی میتواند راجعبه چیزی بنویسد و آن را توصیف کند که درکی از آن ندارد؟ اما آدمی همه چیز را
غم؛
بهراستی غم چیست؟
غم، مهمانیست که حتی اگر تمام در های خانه ات بسته باشد، بازهم راهش را به داخل باز میکند.
غم آن چیزیست که هر روز با ما همبستر میشود و در لایتناهی شب، زمانی که فقط صدای ضعیف نفسهای خودت را میشنوی، در آغوشت میخزد و وجودت را در بر میگیرد.
غم از ما بوده و خواهد بود.
غم موجودی گریزناپذیر است که هر چه از او دوری جویی، برای سیاه کردن روحت حریصتر میشود.
اما غم، دشمن تو نیست.
غم را باید در آغوش گرفت، چون نوزادی که گریه میکند.
غم تشنه توجهای از جانب توست و هرچه بیشتر اهمیتی را که میخواهد به او ندهی، صدایش را بالاتر خواهد برد.
اما مراقب باش، عزیز من؛
به غم دل مبند، از غم نترس، به غم بیش از اندازه بها مده.
او وجودت را خواهد گرفت، آن قدر آرام که هیچوقت متوجه آمدنش نخواهی شد.
----
Y/A
4/27
هدایت شده از داخل ذهن کی راه میرویم؟
میدانم که بهبودی ترسناک به نظر میرسد، اما ماندن در یک مکان حتی وحشتناکتر به نظر میرسد، اینطور نیست؟
هدایت شده از داخل ذهن کی راه میرویم؟
امیدوارم برای شاد بودن وقت پیدا کنی،
نه فقط قوی بودن.
تو هم لایق شادی هستی،
نه فقط قدرت برای زنده ماندن.
هدایت شده از متهم ردیف اول _
چیزه میخوام ازاین عکس پیرمردای
پروفایل چنلم بهتون بدم وبایک عکس نوشته
اینو فورکنید ومنتظر بمونید.
لینکا [ظرفیت ۱۰ تا]
هدایت شده از نوشتارگاه خاله کایرا
همه دارن بحث میکنن که قهوه بهتره یا چایی ولی من فقط آب (در بیشتر مواقع کوفت) .