آن روزها رفتند
آن روز های خوب
آن روز های سالم و سرشار
آن آسمانهای پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانههای تکیه داده در حفاظ سبز پیچک ها، به یکدیگر
آن بام های بادبادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
آن روزها رفتند
آن روزهایی کز شکاف پلک های من
آوازهایم،چون حبابی از هوا لبریز،میجوشید
چشمم به روی هرچه میلغزید
آن را چو شیر تازه مینوشید
گویی میان مردمک هایم
خرگوش ناآرام شادی بود
هر صبحدم با آفتاب پیر
به دشت های ناشناس جستجو میرفت
شبها به جنگلهای تاریکی فرو میرفت
فروغفرخزاد_تولدی دیگر
هدایت شده از 𝐦𝐲 𝐜𝐨𝐨𝐤𝐢𝐞🍪فور ببینم درجا عزل
تقدیم به 🍪:https://eitaa.com/uraltt
هدایت شده از گوشهآراممن🍃
آمادگیم واسه رفتن به مردهشور خونه بیشتره تا جلسه امتحان💔😔