هنگامی که نافله ها و مستحبات به واجبات زیان برساند آنها را ترک کنید.
از کلمات قصار امیرالمومنین علیه السلام
نهجالبلاغه شماره ۲۷۹
بنابراین فرمایش آن حضرت زایرین محترم به نمازها و تکالیف واجب مثل حفظ حجاب و ... دقت کنیم که زیارت مستحب است و حفظ حجاب و ... واجب
هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
کلمات قصار ۱۳۰
امیرالمومنین علیه السلام
در برگشت از جنگ صفین به قبرستانی که کنار کوفه بود رسیدند
آن حضرت رو به طرف قبرستان کرد و فرمود:
ای ساکنان خانههای تاریک و وحشتناک! ای خاک نشینان! ای تنهایان! و ای وحشت زدگان! شما در این راه بر ما پیشی گرفتید و ما نیز به شما ملحق خواهیم شد.
اگر از اخبار دنیا بپرسید به شما می گویم: اما خانه هایتان را دیگران ساکن شدند، و همسرانتان به ازدواج افراد دیگری در آمدند، و اموالتان تقسیم شد این خبری است که نزد ما است.
در نزد شما چه خبر؟ سپس رو به اصحابش کرده و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن داده شود به شما خبر می دهند که بهترین زاد و توشه در سفر آخرت تقوا و پرهیزکاری است.
چه اتفاقی در عراق افتاده...
اولین سالی بود که ایران موفق شده بود راه کربلا را باز کند... خون شهدا ثمر داده بود... صدام بود... اما دیگر مانع نمیشد...
خوب خاطرم هست که اما بسیار سختگیرانه بود. مفاتیح و زیارت عاشورا در عراق یافت نمیشد! تازه در ایران مفاتیحهای جامع شیخ عباس قمی در ابعاد کوچک چاپ میشد. سنی نداشتم. اما بتازگی یکی خریده بودم و خیلی دوستش داشتم.
پدر بزرگم که آن را دید خیلی خوشش آمد. اجازه خواست که با خودش به کربلا ببرد. بحث این بود که کتاب را ورق ورق کنند یا نه. که نکند وسایل را بگردند و کتاب را بگیرند و دور بیندازند! تجربه تلخی از سفر حج داشت...
اما گفتند کوچک است و خلاصه کتابم را به امانت بردند. وقتی برگشتند خبری از کتاب نبود. پدر بزرگم گفت مردی عراقی و شیعه با گریه گفته ما از این کتب دعا نداریم. دسترسی نداریم. این کتاب را به من ببخش...
پدر بزرگم هم دو دستی تقدیم کرده. بعد که برگشتند، سعی میکرد از دل من در بیاورد... با این توضیح که نمیدانی چگونه گریه میکرد، درخواست میکرد... و من غرق خوشحالی بودم که امانتیام در کربلا مانده... یعنی الان مفاتیحم کجاست؟؟...
سالها از آن روزها گذشته و هر زمان سیل و شکوه جمعیت و فراوانی زوار از اقصا نقاط جهان و راحتی حرکت به سمت کربلا با ماشین شخصی و بدون ویزا از ایران را که میبینم یاد این داستان میافتم...
و فکر به تغییر روال تاریخ و جهت آن...
دو روز پیش هم یک کاروان از #هلند راهی کربلا شدند...
آیا هنوز معلوم نیست اتفاقی در عالم افتاده؟
معلوم نیست حماسهای شکل گرفته و واقعهای کبیر و جهانی در راه است؟ کجا و چه قدرتی هر سال توانسته بیش از سال قبلش جمعیتی میلیونی و رو به افزایش را از همه عالم یکجا جمع کند!؟
معلوم نیست از دل آلودگی و سیاهی و تباهی جهان، انفجاری از نور در حال وقوع است؟
چنین روزهایی را عراق تجربه کرده که خیلی هم از آن نگذشته.
اما امروز در کربلا و نجف چه خبر است و صدام کجاست؟
مکه، مدینه، قبرستان بقیع، فلسطین اشغالی مسجد الاقصی، اروپا، آمریکا، شرق و غرب عالم، تا انتهای افق...
اندکی صبر، سحر نزدیک است...
بفرمایید زیارت مجازی حرم مطهر امام حسین علیه السلام.
آن بالا از قول پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله نوشته است حسین از من است و من از حسین.
شاید منظور این باشد که دین پیامبر با شهادت امام حسین باقی می ماند.
در قسمت پایین این آیه شریفه نوشته است « به سلامت وارد شوید که در امانید.
انشاءالله همه ما در دنیا و آخرت در پناه امام حسین در امان الهی قرار بگیریم.
سوقات ما بسوی وطن عطر یا حسین
عطری که با نسیم سحرگاه دادگاه اند
هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
چه اتفاقی در عراق افتاده...
اولین سالی بود که ایران موفق شده بود راه کربلا را باز کند... خون شهدا ثمر داده بود... صدام بود... اما دیگر مانع نمیشد...
خوب خاطرم هست که اما بسیار سختگیرانه بود. مفاتیح و زیارت عاشورا در عراق یافت نمیشد! تازه در ایران مفاتیحهای جامع شیخ عباس قمی در ابعاد کوچک چاپ میشد. سنی نداشتم. اما بتازگی یکی خریده بودم و خیلی دوستش داشتم.
پدر بزرگم که آن را دید خیلی خوشش آمد. اجازه خواست که با خودش به کربلا ببرد. بحث این بود که کتاب را ورق ورق کنند یا نه. که نکند وسایل را بگردند و کتاب را بگیرند و دور بیندازند! تجربه تلخی از سفر حج داشت...
اما گفتند کوچک است و خلاصه کتابم را به امانت بردند. وقتی برگشتند خبری از کتاب نبود. پدر بزرگم گفت مردی عراقی و شیعه با گریه گفته ما از این کتب دعا نداریم. دسترسی نداریم. این کتاب را به من ببخش...
پدر بزرگم هم دو دستی تقدیم کرده. بعد که برگشتند، سعی میکرد از دل من در بیاورد... با این توضیح که نمیدانی چگونه گریه میکرد، درخواست میکرد... و من غرق خوشحالی بودم که امانتیام در کربلا مانده... یعنی الان مفاتیحم کجاست؟؟...
سالها از آن روزها گذشته و هر زمان سیل و شکوه جمعیت و فراوانی زوار از اقصا نقاط جهان و راحتی حرکت به سمت کربلا با ماشین شخصی و بدون ویزا از ایران را که میبینم یاد این داستان میافتم...
و فکر به تغییر روال تاریخ و جهت آن...
دو روز پیش هم یک کاروان از #هلند راهی کربلا شدند...
آیا هنوز معلوم نیست اتفاقی در عالم افتاده؟
معلوم نیست حماسهای شکل گرفته و واقعهای کبیر و جهانی در راه است؟ کجا و چه قدرتی هر سال توانسته بیش از سال قبلش جمعیتی میلیونی و رو به افزایش را از همه عالم یکجا جمع کند!؟
معلوم نیست از دل آلودگی و سیاهی و تباهی جهان، انفجاری از نور در حال وقوع است؟
چنین روزهایی را عراق تجربه کرده که خیلی هم از آن نگذشته.
اما امروز در کربلا و نجف چه خبر است و صدام کجاست؟
مکه، مدینه، قبرستان بقیع، فلسطین اشغالی مسجد الاقصی، اروپا، آمریکا، شرق و غرب عالم، تا انتهای افق...
اندکی صبر، سحر نزدیک است...
هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
بفرمایید زیارت مجازی حرم مطهر امام حسین علیه السلام.
آن بالا از قول پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله نوشته است حسین از من است و من از حسین.
شاید منظور این باشد که دین پیامبر با شهادت امام حسین باقی می ماند.
در قسمت پایین این آیه شریفه نوشته است « به سلامت وارد شوید که در امانید.
انشاءالله همه ما در دنیا و آخرت در پناه امام حسین در امان الهی قرار بگیریم.
سوقات ما بسوی وطن عطر یا حسین
عطری که با نسیم سحرگاه دادگاه اند
کلمات قصار ۸۲
شما را به پنج کار مهم توصیه می کنم.
۱- جز به خدا امید نبندید.
۲- جز از گناهانتان نترسید.
۳- اگر چیزی را از شما سوال کردند که نمی دانید از گفتن نمی دانم خجالت نکشید.
۴- از فرا گرفتن چیزی که نمی دانید خجالت نکشید.
۵- در کارها صبر و استقامت داشته باشید که صبر به منزله سر برای ایمان است.
سفارشات امیرالمومنین علیه السلام از کنار مرقد مطهر آن حضرت