هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
مرقد مطهر حضرت ابوالفضل علیه السلام
السلام علیک یا قمر بنیهاشم السلام علیک یا ابا الفضل العباس و رحمهالله و برکاته زیارت مجازی
کلمات قصار ۴۲۹
بزرگترین حسرت ها در روز قیامت حسرت شخصی است که ثروتی را از راه حرام بدست آورد و آن را برای کسی به ارث گذاشته و وارث در راه خدا انفاق کرده است و خدا بخاطر این مال وارث را به بهشت برده و شخص اول را به خاطر همین مال ( که از حرام بدست آورده بود)به جهنم می برد.
حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
کلمات قصار ۸۲ شما را به پنج کار مهم توصیه می کنم. ۱- جز به خدا امید نبندید. ۲- جز از گناهانتان نترسی
کلمات قصار ۴۲۹
بزرگترین حسرت ها در روز قیامت حسرت شخصی است که ثروتی را از راه حرام بدست آورد و آن را برای کسی به ارث گذاشته و وارث در راه خدا انفاق کرده است و خدا بخاطر این مال وارث را به بهشت برده و شخص اول را به خاطر همین مال ( که از حرام بدست آورده بود)به جهنم می برد.
هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
کلمات قصار ۸۲
شما را به پنج کار مهم توصیه می کنم.
۱- جز به خدا امید نبندید.
۲- جز از گناهانتان نترسید.
۳- اگر چیزی را از شما سوال کردند که نمی دانید از گفتن نمی دانم خجالت نکشید.
۴- از فرا گرفتن چیزی که نمی دانید خجالت نکشید.
۵- در کارها صبر و استقامت داشته باشید که صبر به منزله سر برای ایمان است.
سفارشات امیرالمومنین علیه السلام از کنار مرقد مطهر آن حضرت
هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
به جمله ای از زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین توجه کنیم و وظیفه خود را بشناسیم.
« و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیرة الضلاله
در راه تو جان خود را بذل و بخشش نمود تا بندگان تو را از جهل و سرگردانی ضلالت نجات دهد.».
بله عزیزان امام حسین علیه السلام شهید شد تا من و شما را از دست ظالمان جهان نجات دهد. به اسارت زن و فرزندانش راضی شد تا زن و فرزندان ما اسیر فکر و فرهنگ ظالمان ریاست طلب دنیا نشوند.
آری ما در زندگی خود باید به پیروی از امام حسین علیه السلام یار مظلوم و دشمن ظالم باشیم و فرهنگ حسینی و زینبی را در زندگی خود حاکم کنیم نه اینکه بخاطر دو روز دنیا به هر ذلت و نوکری کفار تن بدهیم و در سبک زندگی و لباس شکل و شمایل خود را مشابه دشمن کنیم.
محمد بن حسن طوسی در تهذیب الاحکام نقل میکند که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمومنین علیه السلام
فرمودند:
تو در سرزمین عراق کشته و دفن خواهی شد خداوند قبر تو و قبر فرزندان تو را بقعهای از بقعههای بهشت و زمینی از زمینهای آن قرار داده است.
خداوند قلب جوانمردانی از مخلوقات خود و برگزیدگان از بندگانش را مشتاق به سوی شما قرار داده به گونهای که ذلت و اذیت را در راه شما تحمل میکنند.
قبرهای شما را آباد میسازند و با انگیزه تقرب به خدا و دوستی رسول او به زیارت قبور شما میشتابند.
ای علی آنان از شفاعت من برخوردار بوده و بر حوضم وارد شوند و زائران من در بهشت خواهند بود.
ای علی کسی که قبر شما را آباد کند و به تعهد خویش پایبند باشد مانند آن است که سلیمان بن داوود را در ساختن بیت المقدس یاری رسانده است.
هدایت شده از حبیبالله یوسفی: کتابها و یادداشت ها
محمد بن حسن طوسی در تهذیب الاحکام نقل میکند که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیرالمومنین علیه السلام
فرمودند:
تو در سرزمین عراق کشته و دفن خواهی شد خداوند قبر تو و قبر فرزندان تو را بقعهای از بقعههای بهشت و زمینی از زمینهای آن قرار داده است.
خداوند قلب جوانمردانی از مخلوقات خود و برگزیدگان از بندگانش را مشتاق به سوی شما قرار داده به گونهای که ذلت و اذیت را در راه شما تحمل میکنند.
قبرهای شما را آباد میسازند و با انگیزه تقرب به خدا و دوستی رسول او به زیارت قبور شما میشتابند.
ای علی آنان از شفاعت من برخوردار بوده و بر حوضم وارد شوند و زائران من در بهشت خواهند بود.
ای علی کسی که قبر شما را آباد کند و به تعهد خویش پایبند باشد مانند آن است که سلیمان بن داوود را در ساختن بیت المقدس یاری رسانده است.
هدایت شده از حبیب یوسفی
بسمه تعالی.
ضمن تبریک روز پرستار به همه پرستاران عزیز و همه کسانی که از بیماران و سالمندان خود در منازل پرستاری می کنند توجه همگان را به اجر و ثواب پرستاری جلب می کنم.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
وَ مَنْ قَامَ عَلَى مَرِيضٍ يَوْماً وَ لَيْلَةً بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَى مَعَ إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلِ ع فَجَازَ عَلَى الصِّرَاطِ كَالْبَرْقِ اللَّامِعِ
و هر کس یک شب و روز از مریضی پرستاری کند خداوند متعال او را با ابراهیم خلیل محشور می کند پس مانند برق جهنده از صراط عبور می کند.
ثواب الاعمال ص 289
- وَ مَنْ سَعَى لِمَرِيضٍ فِي حَاجَتِهِ فَقَضَاهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه.
و هرکس حاجت مریضی را برآورده کند، از گناهانش پاک می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است.
همچنین بمناسبت نزدیک شدن ایام فاطمیه توجه عزیزان را به اشعاری که اشاره به پرستاری حضرت علی علیه السلام از حضرت زهرا سلام الله علیها در ایام بیماریش دارد جلب می کنم و از شما بزرگواران التماس دعا دارم.
به بستر فاطمه افتاده و، مولا پرستارش
ببین حال پرستارو، مپرس احوال بیمارش
کسی ازآشنایان هم به دیدارش نمی آید
بودچشمش به در،تا کی اجل آید به دیدارش؟
علی از چشم زهرا چشم خود را بر نمی دارد
مجسم می کندعشق وفداکاری وایثارش
کند اشک علی راپاک با دستی که بشکسته
نخواهد اشک مظلومی فرو ریزد به رخسارش
علی گه دربغل زانو،گهی سر بر سر زانوست
تو گویی از جدایی می کند زهراخبردارش
به زحمت واکند چشم و،به سختی می نهد برهم
رمق رفته دگر از دیده ی تا صبح بیدارش.
بسم الله الرحمن الرحیم.
خداوند کسانی را که دوستشان دارد در ۱۶ آیه و کسانی را که دوستشان ندارد نیز در ۱۶ آیه معرفی فرموده است.
اما کسانی را که خدا دوستشان دارد به ۸ گروه تقسیم میشوند که عبارتند از:
۱- آنان که احسان و نیکی میکنند در ۵ آیه تکرار شده است.
۲- کسانی که تقوا پیشه میکنند در سه آیه تکرار شده است.
۳- عدالت پیشگان که در همه امور عادلانه رفتار میکنند در سه آیه آمده است.
۴- پاکیزگان و پاکدلان در دو آیه مورد محبت قرار گرفتهاند.
۵- توبه کنندگان.
۶- صبر کنندگان.
۷- توکل کنندگان به خداوند.
۸- جهاد کنندگان در راه خدا. هر کدام یک بار در آیات قرآن کریم آمده اند.
البته توابین و متطهرین در یک آیه مطرح شده اند.
واما کسانی که خداوند دوستشان ندارد عبارتند از:
۱- فساد کنندگان که سه مرتبه تکرار شده است.
۲- متکبران فخر فروش که در سه آیه تکرار شده.
۳- خیانت پیشگان گنهکار که سه مرتبه تکرار شده.
۴- ظالمین که دو مرتبه تکرار شده.
۵- معتدین و تجاوز کنندگان به حقوق خداوند یا حقوق دیگران که دو مرتبه تکرار شده.
۶- کافرین که در دو آیه تکرار شده.
۷- فرحین یعنی کسانی که در گناه سرمستی میکنند یک مرتبه آمده است.
اگر در این جمعبندی دقت کنیم ۸ گروه مورد محبت و ۷ گروه مورد غضب خداوند هستند. شاید این معنا اشاره به جمله « یا من سبقت رحمته غضبه» باشد یعنی ای خدایی که رحمت تو بر غضبت پیشی گرفته است.
و یا شاید اینکه بهشت ۸ در و جهنم ۷ در دارد به همین جهت باشد والله اعلم.
برای شناخت عوامل محبت خدا و یا غضب او به این گروه ها، نیز آیات متعددی آمده است که باید به محتوای آیات شریفه مراجعه شود.
هدایت شده از حبیب یوسفی
خطبه حضرت زهرا (س) در مسجد نبوی
بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) وغصب خلافت، حکم مصادره سرزمین فدک توسط عمر و ابی بکر صادر شد. فاطمه (علیها السلام) که می دید این تجاوز آشکار به اموال او، توأم با نادیده گرفتن بسیاری از احکام اسلام و سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و از سوی دیگر مقدمه ای است برای خانه نشین کردن امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و محاصره اقتصادی یاران جانباز علی (علیه السلام)، به دفاع از حق خویش در مقابل غاصبان فدک پرداخت.
بانوی اسلام سیّده زنان عالم (علیها السلام) با جمعی از زنان بنی هاشم به مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد تا در برابر توده های مسلمان، و سران مهاجر و انصار گفتنی ها را بگوید، و اتمام حجت کند. او بی اعتنا به «جوسازی» خاصی که شده بود، و به بهانه «غصب فدک» خطبه بسیار غرایی ایراد نمود که بسیاری از حقایق را در آن افشا نمود. در مسجد بین او و دیگران پرده ای آویختند. آنگاه ناله ای جان سوز از دل برآورد، چنان که همه مردم گریستند. لحظه ای سکوت کرد تا هم همه مردم فرو خوابید و سپس سخنش را با حمد و ثنای الهی آغاز فرمود. لحن گیرای بانوی اسلام در این خطبه بیانگر این واقعیت است که او سخنوری بلیغ، و خطیبی نستوه، همتای همسرش علی (علیه السلام) بود که خطبه های او را در نهج البلاغه تداعی می کند.
به هر حال این خطبه تاریخی از خطبه های معروف اهل بیت (علیهم السلام) است، و بسیاری از متعهدان شیعه فرزندان خود را همواره توصیه به حفظ این خطبه می کردند، تا با گذشت زمان گرد و غبار نسیان بر آن ننشیند، و از سوی دشمنان مغرض زیر سؤال قرار نگیرد. هم اکنون نیز سزاوار است نسل جوان برومند این حماسه بزرگ را به خاطر بسپارند و به آیندگان منتقل کنند.
متن خطبه
قسمت اول: ستایش پروردگار.
أَلْحَمْدُ للهِ عَلَی ما أَنْعَمَ وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَلْهَمَ
خدا را بر نعمت هایش سپاس می گویم و بر توفیقاتش شکر می کنم و بر مواهبی که ارزانی داشته، ثنا می خوانم؛ بر نعمت های گسترده ای که از آغاز به ما داده و بر مواهب بی حسابی که به ما احسان فرموده و بر عطایای پی در پی که همواره ما را مشمول آن ساخته شاکرم؛ نعمت هایی که از شماره و احصا بیرون است و بخاطر گستردگی در بستر زمان هرگز قابل جبران نیست و انتهای آن از ادراک انسان ها خارج است.
بندگان را برای افزایش و استمرار این مواهب به شکر خویش فراخوانده و خلایق را برای تکمیل آن به ستایش خود دعوت نموده
و آنان را برای بدست آوردن همانند آنها تشویق فرموده [است].
من شهادت می دهم که معبودی جز خداوند یکتا نیست. بی مثال است و شریک و مانند ندارد. این سخنی است که روح آن اخلاص است و قلوب مشتاقان با آن گره خورده و آثار آن در افکار پرتوافکن شده [است]. خدایی که رؤیتش با چشم ها غیر ممکن است،
و بیان اوصافش با این زبان، محال، و درک ذات مقدّسش برای عقل و اندیشه ها ممتنع است.
موجودات جهان هستی را ابداع فرمود، بی آن که چیزی پیش از آن وجود داشته باشد و همه آنها را ایجاد کرد، بی آن که الگو و مثالی قبل از آن موجود باشد. آنها را به قدرتش تکوین نمود و به اراده اش خلق کرد، بی آن که به آفرینش آنها نیاز داشته باشد،
یا فایده ای از صورت بندی آنها عائد ذات پاکش شود. جز این که می خواست حکمتش را از این طریق آشکار سازد و مردم را به اطاعتش دعوت کند. قدرت بی پایان خود را از این دریچه نشان دهد. وخلایق را به عبودیت خود رهنمون گردد. و دعوت پیامبرانش را از طریق هماهنگی تکوین و تشریع قوّت بخشد.
سپس برای اطاعتش پاداش ها مقرّر فرموده و برای معصیتش کیفرها، تا بندگان را بدینوسیله از خشم و انتقام و عذاب خویش رهایی بخشد و به سوی باغ های بهشت و کانون رحمتش سوق دهد.
هدایت شده از حبیب یوسفی
طلبه ای که به لوستر های حرم حضرت امیر المؤمنین (عليه السلام) اعتراض داشت
فاضل بزرگوار سید جعفر مزارعى روایت کرده : یکى از طلبه هاى حوزه با عظمت نجف از نظر معیشت در تنگنا و دشوارى غیر قابل تحملّى بود . روزى از روى شکایت و فشار روحى کنار ضریح مطهّر حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرضه مى دارد : شما این لوسترهاى قیمتى و قندیل هاى بى بدیل را به چه سبب در حرم خود گذارده اید ، در حالى که من براى اداره امور معیشتم در تنگناى شدیدى هستم ؟! شب امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى بیند که آن حضرت به او مى فرماید : اگر مى خواهى در نجف مجاور من باشى اینجا همین نان و ماست و زندگی سخت طلبگى است ، و اگر زندگى مادّى قابل توجّهى مى خواهى باید به هندوستان در شهر حیدرآباد به خانه فلان کس مراجعه کنى ، چون حلقه به در زدى و صاحب خانه در را باز کرد به او بگو :
به آسمان رود و کار آفتاب کند .
پس از این خواب ، دوباره به حرم مطهّر مشرف مى شود و عرضه مى دارد : زندگى من اینجا پریشان و نابسامان است ، شما مرا به هندوستان حواله مى دهید !! بار دیگر حضرت را خواب مى بیند که مى فرماید : سخن همان است که گفتم ، اگر در جوار ما با این اوضاع مى توانى استقامت ورزى اقامت کن ، اگر نمى توانى باید به هندوستان به همان شهر بروى و خانه فلان تاجر را سراغ بگیرى و به او بگویى: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) ، پس از بیدار شدن و شب را به صبح رساندن ، کتاب ها و لوازم مختصرى که داشته به فروش مى رساند، و اهل خیر هم با او مساعدت مى کنند تا خود را به هندوستان مى رساند و در شهر حیدرآباد سراغ خانه آن تاجر را مى گیرد ، مردم از این که طلبه اى فقیر با چنان مردى ثروتمند و متمکن قصد ملاقات دارد ، تعجب مى کنند !!
وقتى به در خانه آن تاجر مى رسد در مى زند ، چون در را باز مى کنند ، مى بیند شخصى از پله هاى عمارت به زیر آمد ، طلبه وقتى با او روبرو مى شود مى گوید: (به آسمان رود و کار آفتاب کند) ، فوراً تاجر پیش خدمت هایش را صدا مى زند و مى گوید : این طلبه را به داخل عمارت راهنمایى کنید ، و پس از پذیرایى از او تا رفع خستگى اش وى را به حمام ببرید ، و او را با لباس هاى فاخر و گران قیمت بپوشانید . مراسم به صورتى نیکو انجام مى گیرد ، و طلبه در آن عمارت عالى تا فردا عصر پذیرایى مى شود .
فردا می بیند محترمین شهر از طبقات مختلف چون اعیان و تجار و علما وارد شدند ، و هر کدام در آن سالن پر زینت در جاى مخصوص به خود قرار گرفتند ، از شخصى که کنار دستش بود ، پرسید : چه خبر است ؟ گفت : مجلس جشن عقد دختر صاحب خانه است . پیش خود گفت : وقتى به این خانواده وارد شدم که وسایل عیش براى آنان آماده است . هنگامى که مجلس آراسته شد ، تاجر به سالن درآمد ، همه به احترامش از جاى برخاستند ، و او نیز پس از احترام به مهمانان در جاى ویژه خود نشست .نگاهی رو به اهل مجلس کرد و گفت : آقایان من نصف ثروت خود را که بالغ بر فلان مبلغ مى شود از نقد و مِلک و منزل و باغات و اغنام و اثاثیه به این طلبه که تازه از نجف اشرف بر من وارد شده مصالحه کردم ، و همه مى دانید که اولاد من منحصر به دو دختر است ، یکى از آنها را هم که از دیگرى زیباتر است براى او عقد مى بندم ، و شما اى عالمان دین ، هم اکنون صیغه عقد را جارى کنید .
چون صیغه جارى شد ، طلبه که در دریایى از شگفتى و حیرت فرو رفته بود ، پرسید : شرح این داستان چیست ؟
تاجر گفت : من چند سال قبل قصد کردم در مدح امیرالمؤمنین (علیه السلام) شعرى بگویم ، یک مصراع گفتم و نتوانستم مصراع دیگر را بگویم . به شعراى فارسى زبان هندوستان مراجعه کردم ، مصراع گفته شده آنها هم چندان مطلوب نبود ، به شعراى ایران مراجعه کردم ، مصراع آنان هم چندان چنگى به دل نمى زد ، پیش خود گفتم : حتماً شعر من منظور نظر کیمیا اثر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار نگرفته است ، لذا با خود نذر کردم اگر کسى پیدا شود و مصراع دوم این شعر را به صورتى مطلوب بگوید ، نصف دارایى ام را به او ببخشم ، و دختر زیباتر خود را به عقد او در آورم .
شما آمدید و مصراع دوم را گفتید ، دیدم از هر جهت این مصراع شما درست و کامل و تمام و با مصراع من هماهنگ است . طلبه گفت : مصراع اول چه بود ؟ تاجر گفت : من گفته بودم :
به ذرّه گر نظر لطف بوتراب کند
طلبه گفت : مصراع دوم از من نیست ، بلکه لطف خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) است . تاجر سجده شکر کرد و خواند :
به ذرّه گر نظری لطف بوتراب کند.
به آسمان رود و کار آفتاب کند.
میلاد مسعود حضرت امیرالمومنین علیه السلام بر شما و همه محبلنش مبارک باد