فلسفه فیزیک از منظر شهید محسن فخریزاده
بخش اول ..
حسن رحیم پور ازغدی نخستین بخش از چند یادداشت خود را که در آن به نظریات مجاهد شهید محسن فخری زاده از پدران تکنولوژی هستهای و بنیانگذاران صنعت هوافضا و موشکی ایران در حوزه فیزیک و فلسفه علم پرداخته منتشر کرد.
✅ حسن رحیم پور ازغدی نخستین بخش از چند یادداشت خود را که در آن به نظریات مجاهد شهید محسن فخری زاده از پدران تکنولوژی هستهای و بنیانگذاران صنعت هوافضا و موشکی ایران در حوزه فیزیک و فلسفه علم پرداخته منتشر کرد.
❇️دیشب بلطف یکی از دوستان، یادداشتهایی از شهید بنیانگذار، استاد فخریزاده را دیدم. پیشتر ندیده ونخوانده بودم. دیشب هم نخواندم، بلعیدم و افسوس خوردم بر بزرگمردی که جلوی بتهای ما زانو نزد، بزرگ در «فیزیک» و «فلسفۀ علم» و بزرگ در انسانیت و معنویت ، مجاهدی ناشناخته برای ما و کاملا شناخته برای واشنگتن و لندن و تلآویو که او را پدر"تکنولوژی هستهای" و مغزمتفکر "هوافضا" نامیدند و کشتند. دهها نقشه ترور او نقش برآب شده بود. روشن است که چرا مردم آن نظریهپرداز عملگرا را قاسم سلیمانی «فیزیک هستهای» خواندند. شهادت فخریزاده، برای او «خیر» و برای ما «شر» بود، برای او قصۀ « پیله و پروانه » و برای ما غصۀ «ماندن میان درودیوار» است،و محرومیت از مردی که ندانستیم چه حقی بر امنیت و پیشرفت ایران دارد و اینک چون شهید
❇️تهرانیمقدم ،شهدای هستهای و شهیدانی که پس از این خواهیم داد، دیگر از تاریخ ایران تفکیک نخواهد شد؛ چه خورشیدهای درخشان به تاریخ ما سنجاق نشدهاند بلکه خود تاریخ ما هستند.
ضمن آنکه اهل تعارف نیستم و اگر برادر قاآنی فرمانده من در سالهای جنگ ، ما را به عضویت سپاه قدس بپذیرد در هر عملیات انتقامی در هر جای عالم که باشد شرکت میکنم بویژه اینک که گرفتار کوتوله هایی هستیم که هوسی جز مذاکره باشیطان ندارند و نمیدانیم به کدام خدا نماز میبرند اما نقدا حیف است اگربا چند یادداشت به افکار شهید فخریزاده در حوزه فلسفه و علوم پایه اشاره نکنم:
۱. امکان و ضرورت احیای فلسفۀ اسلامی رابه حوزه ودانشگاه یادآوری کرده و آنان را به ظرفیتهای احیا نشده فلسفه اسلامی برای فلسفه علم توجه داده است. حیات فلسفه ، قدرت تعامل با محیط و رشدیافتن و رشددادن است؛ بهنحوی که با پرسشهای فلسفی اکنون رویارویی داده شود، چالشپذیر باشد و از مسیر فلسفۀ علم، تاثیر ملموس بر جهتگیری علم
داشته باشد. فلسفه اسلامی هم نوع زنده ومرده دارد.
۲. شهید نظریه پرداز، ریشۀ چالش بزرگ فیزیک جدید را در "فلسفۀ فیزیک"میبیند واصل "عدم قطعیت" راکاملا ادامۀ نظریۀ معرفتشناختی امتناع در شناخت ذات واقعیات طبیعی با روشهای فیزیک میداند چه برخلاف ادعا کمیات وابسته به هم برای یک ذره فیزیکی بهطور همزمان بادقت صفر، همچنان غیرقابل اندازهگیری است. همچون اندازهگیری تکانه بادقت بالا در الکترون که سبب میشود نتوانیم اطلاعاتی روشن از مکان بدهیم و بهعکس.فیزیک کلاسیک در مورد انرژی و زمان با همین مشکل مواجه است. اندازهگیری دقیق یک کمیت، سبب عدم دقت در بینهایت کمیت وابسته دیگر میشود و تلاشهایی چون نظریه «متغیرهای پنهان» نتوانسته خطر ظاهری این اصل را جبران کند.
۳. ایشان اصل «عدم قطعیت» در فیزیک را اگر نفی علیت به مفهوم نیوتونی آن باشد، معقول وحتی عامل پیشرفت علم میشمارد اما این اصل نمیتواند نفی «علیت» با تبیین فلسفی باشد مگر کسانی به دلایل ایدئولوژیک و غیرفلسفی چنین استنتاج نادرستی بر آن تحمیل کنند.
@usul121
فلسفه فیزیک از منظر شهید محسن فخریزاده
بخش دوم ...
رحیمپور ازغدی: شهید فخری زاده دیدگاه امثال پوپر را منجر به فروپاشی علم میدانست
استاد دانشگاه گفت: شهید محسن فخریزاده، دیدگاه امثال پوپر و پیروان ایرانیاش را نه تنها غیر فلسفی بلکه منجر به فروپاشی علم میداند و تداخل بیمنطق و افراطی علوم و فلسفه در یکدیگر را اخلال در هردو میشمارد.
حسن رحیم پور ازغدی استاد دانشگاه در دومین یادداشت پس از ترور شهید محسن فخریزاده به مظلومیت شهدای هسته ای در داخل و خارج کشور و به دیدگاه شهید محسن در بیان ارتباط درست و نادرست میان فیزیک و متافیزیک پرداخته که متن آن به شرح زیر است:
"فلسفه فیزیک" از منظر "شهید رابع هسته ای"، دکتر محسن فخری زاده(۲)
۴. از همسر شهید نقل شد که وقتی در خون خود دست و پا میزده، بیشتر نگران محافظانش بوده و با فریاد از آنان خواسته جلو نیایند تا آسیب نبینند. همکارانش گفتند گرچه دو نخستوزیر رذل صهیونیست علنا نام دکتر فخریزاده را به عنوان هدف اعلام کرده بودند و آمریکاییها و کارگزارانشان تشنه به خون او بودند در داخل کشور نیز تحت فشار و ایذا بود. به نام برجام دستهایش را بستند و با دست بسته، هدف مسلسل تروریزم دولتی غرب قرار گرفت و مخالفان داخلی پروژه او نه حاضر به مناظره بودند و نه مسئولیت تصمیمهای خود را میپذیرند.
۵. شهید فخریزاده در نقاط ربط فیزیک با فلسفه و در حلقه وصل "فلسفه علم" و معرفتشناسی با مشکلات انسان و نیازهای حیات، درگیر تالیف کتابهایی بود و میپرسید چرا نهاد فلسفه اسلامی در صحنه نیست و تفریع فروع نو نمیکند؟ چرا تاثیر آن در علوم تجربی و علوم انسانی به درستی برای دانشجویان "فلسفه علم"، تبیین نشده و فیلسوفان این عصر، تن به رویارویی جدی با مسائل بنیادین علم نمیدهند؟ کجایند مقالاتی که با مبانی فلسفه اسلامی به نقد تفسیرهای فلسفی ناشی از علوم بپردازند؟ چرا فیلسوفان امروز غالبا به ذکر مصادیق و مثالهای تازه، اکتفا کرده و مثلا در تدقیق و تجزیه روایت فلسفی از هستی نکوشیدند؟ حال آنکه فلسفه غرب با مبانی متشتت معرفتشناختی در معرکه، حاضر و با علوم، در تعامل زنده و با هر چالشی، نحلهای زاده و صاحب اولاد مشروع و نامشروع بسیاری شد و بر روند علوم و تطبیق یافتهها با سبک زندگی، ایفای نقش کرد؟ انیشتین گفت نظریه "نسبیت"، آنقدر میوه میدهد که خود دیگر آن را نمیفهمم.
در این لحظه به یاد آوردم اینها بخشی از سوالاتی بود که سال گذشته در فیضیه و در دانشگاه تهران پرسیدیم و یکی در قم آن را دروغ و تضعیف حوزه خواند و دیگری در تهران، آن را خارج از محدوده علم! و دانشگاه دانست.
همچنین شهید محسن، فیزیک و فلسفه را بهنحوی مرتبط میدید که اگر مرز آنها رعایت شود یکدیگر را خوراک داده و حتی اصلاح میکنند گرچه ابزارهایی کاملاً متمایز و حیطهای مستقل دارند.
در رمزگشایی شهید دکتر فخریزاده، وقتی "ایدئولوژی" بر "جهان بینی" و جهان بینی بر "شناخت"، مبتنی است و وقتی موثرترین ابزار شناخت، تجربه حسی است (از تعبیر تعمیم یافته "مشاهده" برای حس بهره میبرد)، چرا نقش فیزیک در "شناخت"، دست کم گرفته شود؟ فیزیک، دریچهای راهگشا بسوی چشماندازی بینظیر در مشاهده آفاق است چنانچه زیستشناسی و علومشناختی که توسعهیافتهی علمالنفس است، شانی چون فیزیک دارند و البته این ارتباطها نباید مرز و وظایف علوم را در هم ریزد و نسبیتزدگی به معنای نادرست آن، مایه اغتشاش در علم و فلسفه شود.
شهید محسن، دیدگاه امثال پوپر و پیروان ایرانیش را نه تنها غیر فلسفی بلکه منجر به فروپاشی علم میداند و تداخل بیمنطق و افراطی علوم و فلسفه در یکدیگر را اخلال در هردو میشمارد و مینویسد گرچه هرگز نخواستهام با فیزیک به خدا برسم اما مگر با فلسفه(بدون نبوت) میتوان جز به خدایی ناقص رسید؟ او قاطعانه، فیزیک را بستری کارآمد(نه بیشتر و نه کمتر) برای عرفانی مستظهر به "طبیعتشناسی" میخواند و میگوید فیزیک در اندازه خود، جلوههایی زیبا و باشکوه از حضرت حق به نمایش میگذارد و من شخصا از فیزیک نه تنها لذت حل مسئله، بلکه لذت معنوی بردهام و بر ایمانم افزوده است.
شهید محسن در شگفت است که چگونه کسانی در اروپا توانستند از یک "جهان منسجم" و "مکانیک معنادار" به الحاد یا بیمعنا دیدن هستی برسند؟ و چرا به سهمیه تجربی و ریاضی از ذهن خود بسنده کردند؟ مگر عقل، به ویژه وقتی مویدات علم، پشت آن میایستد، راهی برای "الحاد" یا "شکاکیت"(که دشمن خونی "عقل"است) بازگذارده است؟ اینان از کدام بیراهه رفتند که به بیغوله رسیدند؟»
@usul121
فلسفه فیزیک از منظر شهید فخریزاده
بخش سوم
چالشی در "فلسفه علم"
۶.شهیدترور، محسن فخریزاده، که اوو همه شهدای هسته ای را باید ازجمله شهدای تمدن سازی معاصرایرانی،اسلامی دانست درنقطه وصل فیزیک و فلسفه، نظریه پردازی کرده است .او به منظر اپیستمولوژی صدرایی در فلسفه علم و شباهتی میان "آزمایش فیزیکی" با "تعقل فلسفی" توجه میداد که چگونه فیزیکدان برای شناخت طبیعت، چارهای جز دخالت در آن ندارد و همین دخالت دانشمند، واقعیت را از موقعیت "ماقبل شناخت" یعنی از نفسالامر پیشین خارج میکند و بنابراین آنچه دانشمند در طبیعت، شناسایی میکند همان موجود قبل از شناسایی نیست. برای مشاهده الکترون باید از فوتون بهره برد اما به محض تماس فوتون با الکترون، وضعیت در هم میریزد و دیگر این الکترون، آن الکترون نیست. این نکته گرچه در فیزیک کلاسیک هم شناخته شده بود اما ارزش عملی آن را نمیدانستند. در فیزیک و در علوم آزمایشگاهی، امکان علم دقیق به واقعیت پدیده مادی با قطع نظر از دخالت دانشمند(که برای درک آن پدیده، ضروری است) وجودندارد. در سطح سادهتر وقتی دماسنج را وارد آب میکنید تا دمای آن را اندازه بگیرید، از آب، انرژیهایی میگیرید و به آن انرژیهایی میدهید؛ پس آب اندازهگیری شده، آب دیگری است و در هیچ آزمایشگاهی، "آب پیش از اندازهگیری" عینا قابل اندازهگیری نیست و انحراف محاسبه هرگز به صفر نمیرسد. در فیزیک جدید نیز فوتون، کوچکترین ابزار مشاهده با کمترین تاثیر در واقعیت، نمیتواند مانع خطا شود و البته چارهای از این خطا در فیزیک نیست.
برادرشهید میپرسد وقتی در فیزیک، "عالم و معلوم" بر یکدیگر تاثیری چنین متقابل میگذارند به حدی که واقعیت نفسالامری، جدا از دخالت فیزیکدان و فیزیکدان بدون تاثر از آزمایش، قابل آزمایش نیست چرا مثلا به معرفتشناسی ملاصدرا و علمالنفس حکمت متعالیه توجه نکنیم که چگونه در "نظریه تجرید" صدرایی، مراتب ادراک، وابسته به میزان تجرید است، یعنی با تجرید ناقصتر به "ادراک حسی" و وقتی بیشتر شود به "ادراک خیالی" و با تجرید کاملتر به "ادراک عقلی" میرسیم؛ بنابراین پابهپای مراحل ادراک، هم "درککننده" و هم "درکشونده"، هر دو ارتقا مییابند. آنچه مانع ادراک وجهی از حقیقت میشود از عوارض ماهیت نیست بلکه نحوه وجود و عینا خود واقعیت است که ماهیت با آن موجود میشود و این یعنی که سخن از یک مرتبه از یک حقیقت نیست بلکه با تجرید کمتر، به واقعیت محسوس، با تجرید بیشتر به صور خیالی و آنگاه به ادراک عقلی ارتقا مییابید.
بنابراین شناخت حقیقت نفسالامری هم مستقل از ادراک فیلسوف ممکن نیست و این محدودیت، ناشی از محدودیت ابزار و امری عارضی نیست بلکه ذاتی و ناشی از تاثیر متقابل ناظر و منظور در یکدیگر است.
برادرمحسن به حوزه و دانشگاه یادآوری میکند که بسیاری سرفصلها در فلسفه اسلامی اعم از سینوی و صدرایی و اشراقی و حتی عرفان نظری وجود دارند که هنوز در مورد اثرگذاری و اثرپذیری آنها در فلسفه علم و از جمله فیزیک بحث جدی و پیگیر نشده است.
۷. شهید محسن سپس به چالشهایی اشاره میکند که گفته میشد فیزیک جدید در حوزه معرفت تجربی، فلسفی و حتی عرفانی به وجود آورده که علاوه بر اینکه توسط پارهای نحلهها برای اثبات حقانیت خود به غلط، سوءاستفاده شده، هر دسته از فیلسوفان فیزیک نیز در باب مهمترین چالش به وجود آمده پاسخی متفاوت دادند. یکی "نقض علیت"، دسته دیگر، تغییر در مفهوم "نظریه اندازهگیری" و...
اما برادر فخریزاده، چالش عمده به وجود آمده را خودزنی و زیرسوال بردن فیزیک از طریق ضربه به "ارزش معلومات تجربی" میداند، چه از این پس، معلوم نخواهد بود که یافتههای علوم تجربی تا چه میزان بازنمود واقعیت هستی و هستی واقعی است؟
نظریه پرداز شهید، مثال میزند که اینشتین بر اساس یافتههای ماکس پلانک برای نور، ماهیتی دوگانه قائل بود و آن را از سویی ذره و "فوتون" و از طرفی "موج" دانست و این یک چاله معرفتی است زیرا وقتی در یک آزمایش، خاصیت موجی نور و در دیگری خاصیت ذرهای آن مشاهده شود یعنی بسته به نوع ترتیبات آزمایش، "نور" هربار یکی از خواص خود را بروز میدهد و این پدیده در کل طیف الکترومغناطیس جاری است.
فخری زاده یادآوری میکند که "دوبروی" نیز تأسی به "اینشتین" میکند حال آنکه سؤال مهمتر این بود که اصولا فوتون چیست؟ و ذره مادی الکترون در واقع و نفسالامر چیست؟ موج است یا ذره یا حالتی دیگر از وجود؟ ماهیت الکترون چیست
پیش از آنکه به مشاهده درآید؟ نه فیزیک و نه فلسفه پاسخی ندادند و با آنکه حدود صد سال از تکامل این دو نظریه میگذرد حتی یک پیشنهاد تجربی هم ارائه نشده است.
شهیدمحسن در مثالی دیگر این وضعیت را در تئوریهای آرایش ذرات در هسته اتم به پرسش میگذارد. کدام مدل هستهای، جامع نظریهها و قادر به توجیه همه آزمایش هاست؟ پاسخ این است که هیچ کس نمیداند.
@usul121
❇️سلسله نشست های توحیدی
نشست 3⃣
✅موضوع: الهیات اجتماع توحیدی
👨💻ارائه دهنده: حجه الاسلام والمسلمین موسوی(زید عزه)
🕤زمان: پنجشنبه ۹۹.۰۹.۲۰_ ساعت ۱۲.۳۰
🔽مکان: پژوهشگاه باقرالعلوم علیه السلام
🌐https://www.skyroom.online/ch/fvtt_ir/hamandishi
هدایت شده از جهانی نو
نشست3-الهیات اجتماع توحیدی 99.09.20 (converted).mp3
43.63M
#صوت
موضوع :الهیات اجتماع توحیدی
استاد سید مهدی موسوی
قم. مرکز گفتمان توحید
99.09.20
هدایت شده از جهانی نو
160311_2259.mp3
40.24M
جایگاه و تاثیر مبانی حکمت متعالیه در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی
استاد: سید مهدی موسوی
مرکز آموزش تخصصی فلسفه اسلامی
۲۶ آذر ۱۳۹۹
❇️ تعالی علم در مکتب توحیدی
🔹پنج شنبه ۲۷ آذرماه ۱۳۹۹ اتفاقی مبارک در شهرستان الیگودرز رقم خورد و جمعی از حوزویان و دانشگاهیان با رعایت شرایط کرونایی به بحث و گفتگو پرداختند
🔹حجت الاسلام سید مهدی موسوی استاد حوزه علمیه قم سخنران ویژه نشست وحدت حوزه و دانشگاه در جمع حوزویان و دانشگاهیان شهرستان الیگودرز بود.
🔹این استاد حوزه و دانشگاه با گرامی داشت یاد شهیدان مطهری و مفتح به ذکر خاطراتی از شهید هسته ای دانشمند بزرگ دکتر محسن فخری زاده پرداخت و خون او را مویدی بر موفقیت بر گام دوم انقلاب اسلامی دانست.
🔹استاد موسوی در ادامه درباره وحدت حوزه و دانشگاه گفت برای آنکه اهمیت و ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه به درستی درک شود لازم است از علت جدایی و گسست آنها نیز گفتگو کنیم. ایشان در ادامه گفت: ریشه وحدت و گسست حوزه و دانشگاه در نوع تلقی و تعریف از علم است که در طول چند سده گذشته در جهان غرب و جهان اسلام مطرح شده است.
🔹 در تلقی مدرن از علم که محصول عصر رنسانس به بعد و تفکرات مادی عصر روشنگری در غرب است علم به ساینس ( علم تجربی) تقلیل یافت و از فلسفه و ما بعد الطبیعه و دین و معنویت و هنر اخلاقی جدا شد و همین جدایی باعث بی بنیانی علم و فاصله افتادن میان علم و واقعیت و معنا شد.
🔸ایشان با استناد به نظریههای برخی از فیلسوفان غربی همچون آگوست کنت، میشل فوکو، فایرابند، برنو لاتور و جمع دیگری معتقد است: در عصر جدید غربی همان علم ساینس که قرار بود ناجی بشریت باشد و همه مشکلات بشر را حل و فصل کند به تدریج به حضیض کشیده شد و سیاستمداران و کمپانی های اقتصادی و رسانهای مادی گرای غربی آن را به اسارت کشیده اند و به خدمت منافع استعماری در اورده اند. به همین جهت، علم از حقیقت خود جدا شد و از معنا تهی شد و علم به خدمت قدرت و سیاست و منفعت و اقتصاد درآمد. (نیهلیسم) و پوچ گرایی نتیجه طبیعی و قهریِ (ماتریالیسم) و خودبنیادی و جدایی علم از واقعیت، متافزیک و دین است که امروز بسیاری از بشریت را به بحران در معنا و مفهوم زندگی کشانده است.
🔸حجت الاسلام موسوی نویسنده کتاب (الگوهای کلان علوم انسانی اسلامی) در ادامه به تلقی اسلامی از علم پرداخت. وی با استناد به برخی از آیات قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و میراث عرفانی و ادبی ایران اسلامی بیان داشت: در تلقی اسلامی علم یک حقیقت واحد نورانیست و از جنس نور و متعلق به عالم معناست و می تواند انسان و جامعه را نورانی کند و تعالی ببخشد. در این نگرش، قدرت و سیاست و اقتصاد تابع علم و معرفت و حقیقت است.
🔹حجت الاسلام موسوی که دانش آموخته دکتری فلسفه علوم اجتماعی نیز هست با استناد به بیانات گهربار امام خمینی به تبیین حقیقت علوم طبیعی و علوم غیر طبیعی از منظر اسلام پرداخت در جمع بندی مباحث خود گفت: وحدت حوزه و دانشگاه در تلقی نورانی و واقع گرایی از علم و بازگشت حقیقت علم به واقعیت و معنا و معنویت ممکن است و این تنها از طریق مکاتب الهی و مبتنی بر حکمت اسلامی ممکن است؛ چرا که اسلام به دنبال مهار همه علوم اعم از علوم طبیعی و علوم انسانی در جهت وحدت و توحید است.
🔸بنابراین وحدت حوزه و دانشگاه در گرو بسط اجتماعی توحید و نگرش الهی به علم و جامعه علمی است و از این طریق می توان از حقیقتِ اعلم پاسبانی کرد و علم را از ذلت و اسارتِ قدرت و سیاست و اقتصاد در آورد و به اوج تعالی و نورانیت رساند واز همه علوم در مسیر گسترش توحید و عدالت در جهان بهره گرفت.
@usul121
آیتالله علیرضا اعرافی مدیر حوزههای علمیه طی بیانیهای نسبت به برخی سادهلوحیها و گستاخیها نسبت به مقام معظم ولایت ابراز انزجار و بیعت مجدد حوزویان با امام خامنهای را اعلام کرد.
متن بیانیه به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حوزههای علمیه بر سر عهد و پیمان خود با اسلام عزیز و انقلاب اسلامی و رهبری معظم انقلاب و مراجع عظام و مردم شریف استوار ایستادهاند و در این مسیر از هیچ کوششی دریغ نخواهند ورزید و راه پرافتخار انقلاب اسلامی را خواهند پیمود.
رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی مدظلهالعالی پرچم برافراشته اسلام و انقلاب اسلامیاند که به فضل الهی در کوران حوادث، بحرانها و فتنهها امت اسلامی و ملت بیدار ایران و نظام اسلامی را هدایت کردهاند و این راهبری و هدایتگری دستاوردهای بزرگی را برای ایران و انقلاب اسلامی به ارمغان آورده است.
اقتدار نظام اسلامی و استقلال و عزت و سرافرازی میهن اسلامی و درخشش گفتمان مقاومت در منطقه و جهان و درهم شکستن تروریسم منطقهای و بینالمللی و پیشرفتهای علمی و دیگر شاخصهای رشد و تعالی کشور و شکلگیری محور مقاومت نمادهایی از تدابیر و هدایتهای معظم له و ایثار و فداکاری و تاب آوری ملت بزرگ ایران است.
گستاخی در برابر این نماد دین و ملت و نادیده انگاری این پارسایی و هدایت از هیچکس پذیرفته نیست و به قاطعانهترین شکل محکوم و مطرود است و از نگاه ملت بیدار ایران و امت اسلام و حوزههای علمیه، دفاع از کیان امامت امت و ولایت فقیه وظیفه همگانی و شرط موفقیتهای بیشتر است.
آنچه بر زشتی اینگونه هتاکیها میافزاید درآمیختن این تهمتهای ناروا با دفاع از مجرمان و تهدید کنندگان امنیت ملی و فتنه انگیزان و وابستگان به سازمانهای جاسوسی بیگانگان و جفا درحق ملت بزرگ ایران است.
حوزه علمیه قم و دیگر حوزههای علمیه و طلاب و استادان حوزههای علمیه و همه حوزویان و روحانیت و نهادهای حوزوی و علمی پیمان خود را با رهبری عظیم الشأن انقلاب اسلامی و بزرگان دین تجدید و از برخی ساده لوحیها و گستاخیهای دشمن پسند اخیر اعلام برائت و حرمتشکنان بیانصاف را به بازگشت به دامن انقلاب و مردم و ارزشهای اخلاقی و توبه در پیشگاه خداوند متعال فرا میخوانند و مسؤلان محترم را به پیروی از رهبری معظم و اهتمام به انجام وظایف خود و اوامر رهبری و گره گشایی از کار مردم شریف و پیگیری مسائل سفارش میکنند.
علی رضا اعرافی
مدیر حوزههای علمیه
۲۸ آذر ماه سال ۱۳۹۹