-وایه|Vayeh-
به شخصه روز دختر و روز تولدم یکی از مهم ترین ایونت های زندگیمن.و درود به همهی اونایی که توی این د
سلام از شروع روزِ همون ایونت مهم و این داستانا.
-وایه|Vayeh-
امشبم مثل چند شب اخیر با همون جسم تیر خورده و گیم اور شده رفتم.خودم از خودم در عجبم.به فوتی بندم و نیازمند حمد شفای شما.
از لحظهی بیهوشی و به هوش اومدن که چیزی یادم نمیومد.ولی مامان و دوستم میگفتن وقتی به هوش اومدی بعد از گفتن کلمهی گشنمه،گفتی بریم حرم،کیمیریم حرم.
میگفتن اول فکر کردیم منظورت همینجا قمه.هی میپرسیدی کجاییم؟مشهدیم؟ بریم مسجد گوهرشاد دیگه.
خوشحالم.از این ضمیر ناخودآگاه و از این دیوانگی و از این علاقهی بیشتر از توانم خوشحالم. دلم میخواد بارها دوباره بیهوش بشم و به هوش بیام.
فاطمه دورت بگرده بابا رضا..✨
- ۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵-
اما جدی نمیشه هم به سلامت روان رسیدگی کرد، هم به پوست و مو هم به معده هم به درس هم به تغذیه هم به کار هم به تفریح هم به همه چییییی.بالاخره این وسط زور هر کدوم بیشتر باشه حرف اول و میزنه. مثل الان که زور جسم من از خودِ من بیشتره.هلپ.
هدایت شده از [ لاجَرم ]
از آدمهایی یواشکی ازم عکس میگیرن،
جور دیگه ای خوشم میاد.
کاش خانواده هایی که معتقدن بچه هاشون یه بار بیشتر زندگی نمیکنن و اجازه و آزادیِ تمام در هر کاری رو بهشون میدن، قبلش از تربیت درست و کامل فرزندشون اطمینان کامل و کافی رو حاصل بفرماین.
هدایت شده از الهام هادی نژاد
(یک مادرِ فیلمساز)
بالاخره با مادر مهبد تماس گرفتم
امیدوارم بتونم ازش بنویسم
مهبد عزیز پسر نوجوانی است که جانباز جنگ رمضان است...