🌿کلام مولا
حکمت ۱۹۹ نهج البلاغه
امام عليه السلام در بيان صفت تودههاى بى بند و بارى كه گاه دست به دست هم مىدهند و مفاسدى در جامعه ايجاد مىكنند فرمود : آنها كسانى هستند كه هر وقت هماهنگ شوند غالب مىگردند و هنگامى كه پراكنده شوند شناخته نخواهند شد. آنها كسانى هستند كه هرگاه متحد شوند زيان مىرسانند و هر زمان متفرق گردند سود به بار مىآورند. كسى سؤال كرد: زيان آنها را به هنگام متحد شدن دانستيم، منفعت آنها به هنگام پراكنده شدن چيست؟ امام عليه السلام فرمود: پيشهوران و اهل كسب (از آنها) به كارهاى خود باز مىگردند و مردم از كار آنها بهرهمند مىشوند؛ بنّا به سراغ بنّايى مىرود و بافنده مشغول بافندگى مىشود و نانوا به پخت نان مىپردازد.
@vabel110
آگاه گشتن مقدمه دردآشنایی و در آتشِ درد سوختن است، آن هم دردهای بزرگ، دردهای روانسوز... دردهای انسان و انسانیّت، دردهای بشریّت و تاریخ...
باید انسان مسئولیّتشناس تعهدپذیر، #دردآشنا نیز باشد.
زیرا که بیمایه فطیر است و هیچ رسالتی بیدرد آشنایی رسالت نیست. موسی(ع) بی غمخواری برای برهای که از گله دور افتاده است، کلیم طور نیست، و حسین(ع) بی زخم شانه از حمل انبان نان برای گرسنگان در دل شبهای تیره، خورشید عاشورا نیست...
#علامه_محمدرضاحکیمی
#ازکتاب_قصدوعدم_وقوع
قرائت زیارت عاشورا_شب بیست و یکم🖤
@vabel110
🌿کلام مولا
حکمت ۲۰۰
وَ قَالَ (علیه السلام) وَ [قَدْ] أُتِيَ بِجَانٍ وَ مَعَهُ غَوْغَاءُ، فَقَالَ: لَا مَرْحَباً بِوُجُوهٍ لَا تُرَى إِلَّا عِنْدَ كُلِّ سَوْأَةٍ.
هنگامى كه جنايتكارى را به همراه جمعى از اوباش خدمت امام علی(عليه السلام) آوردند. امام علی(عليه السلام) فرمود: خوش آمد مباد بر چهره هايى كه جز به هنگام «حوادث بد» ديده نمى شوند.
@vabel110
🌿پیام حکمت
همواره گروهى در جوامع بشرى در پى جنجال آفرينى يا حضور در حوادث جنجالى هستند; به محض اين كه نگاه كنند دو نفر با هم در گوشه خيابان دعوا مى كنند از اطراف جمع مى شوند; نه براى ميانجيگرى، بلكه براى اين كه آن صحنه زشت را بنگرند و يا هنگامى كه بشنوند بنا هست فلان كس را در ملأ عام مجازات كنند، دوان دوان به سوى آن صحنه مى روند. از بعضى روايات كه در باب حدود آمده به خوبى استفاده مى شود كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) از اين گروه متنفر بود.
زمامداران ظالم و ستمگر در دنیاى دیروز و امروز از وجود این گروه براى پیش بردن مقاصد نامشروع خود بهره فراوان مى گیرند و براى درهم شکستن مخالفان خود و آمران به معروف و ناهیان از منکر این گروه را تحریک کرده و به مصاف آنها مى فرستند.
@vabel110
هنگامی که امام سجاد(ع) پس از فاجعه کربلا با خاندان امام به مدینه بازگشتند, و در آن اندوه بزرگ غرق بودند, روزی یکی از سران بنی امیه (ابراهیم بن طلحه بن عبیدالله) از روی سرزنش به آن حضرت گفت: "من الغالب؟" یعنی پدرت رفت به کربلا و جنگ کرد و کشته شد, اکنون چه کسی غالب و پیروز گشت (پدر تو و یارانش کشته شدند, پس چه نتیجهای گرفتید؟).
امام سجاد(ع) فرمود: "اذا دخل وقت الصلاه, فأذن و أقم, تعرف الغالب"
"هنگامی که وقت نماز رسید, اذان و اقامه بگو, خواهی فهمید چه کسی غالب و پیروز است".
این پاسخ به فرد سرشناسی از خاندان اموی, بخوبی و روشنی میگوید که شما بنی امیه میخواستید اذان نماند,نماز نماند, و اشهد ان محمدا رسول الله برافتد, و حال دیدید که چنین نشد و اذان ماند, و نماز ماند, و دین خدا ماند... و شما کمترین موفقیتی به دست نیاوردید؛ پس کربلا پیروز است نه دمشق, و حسین (ع) پیروز است نه یزید, و اسلام پیروز است نه جاهلیت.
#علامه_محمدرضاحکیمی
#ازکتاب_قیام_جاودانه
قرائت زیارت عاشورا_شب بیست و دوم🖤
@vabel110
بر پشت امام حسین(ع) در واقعه عاشورا اثری دیده شد، چون از کیفیت آن از امام سجاد(ع) پرسیدند، فرمود: این اثر انبانهایی است که پدرم بر دوش میکشید و به خانههای بیوهزنان و یتیمان و مسکینان میرساند.
#ازکتاب_بحارالانوار
قرائت زیارت عاشورا_شب بیست و سوم🖤
@vabel110
🌿کلام مولا
حکمت ۲۰۱
وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ مَعَ كُلِّ إِنْسَانٍ مَلَكَيْنِ يَحْفَظَانِهِ، فَإِذَا جَاءَ الْقَدَرُ خَلَّيَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ؛ وَ إِنَّ الْأَجَلَ جُنَّةٌ حَصِينَةٌ.
امام(عليه السلام) فرمود: همراه هر انسانى دو فرشته است كه وى را (از خطرات) محافظت مى كنند، اما هنگامى كه روز مقدّر فرا رسد او را در برابر حوادث رها مى سازند و (بنابراين) اجل و سرآمد زندگى (كه از سوى خداوند تعيين شده) سپرى است محافظ و نگهدار.
@vabel110
📜 پیام حکمت
از مجموع آيات قرآن و روايات اسلامى به خوبى استفاده مى شود كه انسان داراى دو اجل و سرآمد عمر است: يكى اجل معلق يا مشروط كه اگر در برابر آن دقت شود مى توان از آن پرهيز كرد، مانند انواع بيمارى هاى قابل علاج، خطرات رانندگى كه بر اثر بى احتياطى پيش مى آيد، خطرات زلزله ها و طوفان ها كه بر اثر سستى ساختمان خانه ها دامن انسان را مى گيرد تمام اينها از امورى است كه ممكن است به زندگى انسان پايان دهد ولى در عين حال قابل اجتناب است.
👇🏻
در حدیث معروفى از امیرمؤمنان(علیه السلام) مى خوانیم که در زیر دیوار کجى نشسته بود. هنگامى که چشمش به وضع دیوار افتاد از زیر آن دیوار بلند شد و در جاى امنى نشست. کسى عرض کرد: «یا أمیرَالْمُؤمِنِینَ تَفِرُّ مِنْ قَضاءِ اللهِ؟; از قضاى الهى فرار مى کنى؟» امام(علیه السلام) فرمود: «أفِرُّ مِنْ قَضاءِ اللهِ إلى قَدَرِ اللهِ; من از قضاى الهى به قدر الهى فرار مى کنم». اشاره به این که قضاى الهى در اینجا مشروط به این است که من در زیر این دیوار بمانم ولى قدر و اندازه گیرى ها به من مى گوید: نمان.
در واقع این یک قضاى مشروط بود که امام(علیه السلام) با تقدیر دادن شرط آن قضا را منتفى کرد.
ولى اجل حتمى سرآمدى است که قابل اجتناب نیست و خواه ناخواه دامن انسان را مى گیرد; مثلاً مى دانیم قلب و عروق و مغز یک انسان توان محدودى دارند، هرچند تمام دستورات حفظ الصحة را رعایت کند زمانى که به آخر برسد این چراغ خاموش مى شود و زندگى پایان مى گیرد و یا این که خداوند مقرر کرده است فلان قوم و جمعیت بر اثر کارهایشان به فلان بلا مبتلا شوند در اینجا به مصداق (فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لاَ یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ یَسْتَقْدِمُونَ)(اعراف ۳۴)مرگشان حتمى است.
از آیات قرآن نیز استفاده مى شود فرشتگانى هستند که به فرمان خداوند خطرات را از انسان دفع مى کنند (لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللهِ)(رعد۱۱) و به راستى اگر آنها نباشند انسان از زمان کودکى آماج انواع بلاها و خطرات است ولى عنایت پروردگار او را حفظ مى کند; ولى هنگامى که اجل حتمى انسان فرا رسد این فرشتگان او را رها مى سازند و کلام امام(علیه السلام) در واقع از این آیه برگرفته شده است.
البته هیچ کدام از این آیات و روایات مفهومش این نیست که انسان، بر اثر بى احتیاطى ها خود را در کام مرگ فرو برد و در پرتگاه ها بدون رعایت احتیاط گام بگذارد، چرا که همه اینها از قبیل اجل معلق یا مشروط است که اگر انسان رعایت موازین کند خطر از او فاصله مى گیرد و اگر رعایت نکند گرفتار مى شود. آنچه امام بیان فرموده درباره اجل حتمى است که «جُنَّةٌ حَصینَةٌ» و «سپر محافظ» است.
کوتاه سخن این که گرچه ما باید از مظان خطر بپرهیزیم و فقها فتوا داده اند که به هنگام خطر و طوفان سوار کشتى شدن حرام است و اگر کسى از جاده خطرناکى برود نماز او تمام خواهد بود، زیرا سفر، سفر معصیت است; ولى با این حال اقدام ما براى پرهیز از خطر تنها اجل معلق را از ما دور مى سازد و اگر اجل حتمى فرا رسیده باشد هیچ راه فرارى ندارد تا آن اجل فرا نرسیده انسان محفوظ است و هنگامى که آن فرا رسید دفاع از آن امکان پذیر نیست.
@vabel110