🌿🌼کلام امیر
وَ قَالَ (علیه السلام): الْوَفَاءُ لِأَهْلِ الْغَدْرِ، غَدْرٌ عِنْدَ اللَّهِ؛ وَ الْغَدْرُ بِأَهْلِ الْغَدْرِ، وَفَاءٌ عِنْدَ اللَّهِ.
امام علی عليه السلام فرمود: وفادارى در برابر پيمانشكنان، پيمانشكنى در پيشگاه خداست وپيمانشكنى با آنان، وفادارى نزد خداوند است.
@vabel110
📌شرح کلام
جزاى پيمانشكنان:
♦انسان نبايد در برابر پيمانشكنان وكسانى كه پايبند به عهد خود نيستند دچار وسوسه شود و پيمان شكستن در برابر آنها را گناه بداند، بلكه به عكس اگر آنها عهد خود را بشكنند و ما در برابر آنها به عهد خود وفا كنيم، نشانه ضعف و ذلت ما در برابر آنهاست و آن را حمل بر ترس ما مىكنند و سبب جسارت آنها در وقايع مشابه مىشود، ازاينرو دستور داده شده كه در برابر آنها مقابله به مثل كنيد. اين مقابله به مثل نوعى وفا در پيشگاه خدا محسوب مىشود.
♦قرآن مجيد نيز دراين باره دستور قاطعى داده است. «(وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَى سَوَاءٍ إِنَّ اللهَ لاَ يُحِبُّ الْخَائِنِينَ)؛ و هرگاه (با ظهور نشانههايى،) از خيانت گروهى بيم داشته باشى (كه عهد خود را شكسته، حمله غافلگيرانه كنند)، بهطور عادلانه به آنها اعلام كن كه پيمانشان لغو شده است، زيرا خداوند، خائنان را دوست نمىدارد!».
♦البته اين سخن به آن معنا نيست كه يكجانبه و بدون هيچ نشانهاى پيمان با آنها را بشكنند بلكه هميشه به دنبال نشانههايى از اراده پيمانشكنى خوف حاصل مىشود. هرگاه اين نشانهها ظاهر شد دستور داده شده پيمان با آنها شكسته شود مبادا از آن براى غافلگير ساختن مسلمانان سوء استفاده كنند.
♦اين در حالى است كه قرآن تأكيد مىكند نسبت به آنهايى كه به عهد خود وفادارند وفادار بمانيد. در چهارمين آيه از سوره «توبه» بعد از اعلان جنگ با مشركان پيمانشكن مىفرمايد: «(إِلاَّ الَّذِينَ عَاهَدتُّمْ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئآ وَلَمْ يُظَاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَدا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ)؛ مگر كسانى از مشركان كه با آنها عهد بستيد و چيزى از آن را در حقّ شما فروگذار نكردند، و احدى را بر ضدّ شما تقويت ننمودند؛ پيمان آنها را تا پايان مدّتشان محترم بشمريد، زيرا خداوند پرهيزكاران را دوست دارد!».
@vabel110
علی علیه السلام
دروغ نمیگفت
اخلاق نیکوی او زبانزد مردم بود
نرم خو و بسیار متواضع و آسانگیر بود
همسری وفادار و مهربان بود و با آنهمه عظمت،
خدمت به همسر و کار در خانه را باعث ننگ خود نمیدانست
ساده میپوشید
از داراییش برای دیگران بیشتر از خود خرج میکرد.
در بردباری و گذشت، از همه مردمان گوی سبقت را ربوده بود
بخشندهتر از ابرهای پرباران بهاری بود و در این میدان نیز هماوردی برای او نمیتوان سراغ کرد
از دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد و هرگز به نیازمندی پاسخ رد نداد.
به درد مردم رسیدگی می کرد
یتیمی نبود مگر اینکه دست نوازش پدرانه علی را روی سر خود حس کند
عدالت را برای همه به درستی اجرا میکرد و بین هیچکس فرق نمیگذاشت.
در همه حال و همه جا امر خدا را مهمترین چیز در زندگی اش میدانست
تهمت نمیزد
در ادای امانت وفادار بود
حتی دشمنانش به نیکی از او یاد میکنند
وفادارترین شخص به عهد خدا بود
شجاع بود
در میدان جنگ با مرکب ساده جهاد میکرد و میگفت:
«اسب تندرو میخواهم چکار وقتی در میدان جنگ نه فرار میکنم و نه آنکه فرار کرده را تعقیب میکنم»
کار درستی را شروع نمیکرد مگر آن را به خوبی به اتمام رساند...
مولای ما نمونه دیگر نداشتهس❤️
@Del3da
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا آخرش مهر علی و اولادش به دلاتون باشه💚
@vabel110
🌼کلام امیر
امام علی عليه السلام فرمود:
چه بسيارند كسانى كه بهوسيله احسان الهى به آنها غافلگير مىشوند
و به سبب پردهپوشى خدا بر آنها مغرور مىگردند
و براثر تعريف و تمجيد از آنان فريب مىخورند
و خداوند هيچكس را به چيزى مانند مهلت دادن (و ادامه نعمتها و ترك عقوبت) نيازموده است.
سيّد رضى مىگويد: «اين سخن سابقا (در حكمت 116) گذشت جز اينكه در اينجا اضافه خوب و مفيدى دارد.
حکمت ۲۶۰ نهج البلاغه
@vabel110
اين چهار نعمتى كه امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به آن اشاره كرده (احسان پروردگار، پوشاندن خطاها، ذكر خير بر زبان انسانها و مهلت دادن) قدر مشتركى دارد و آن اين است كه همه اينها در لباس نعمت است؛ اما در بسيارى از افراد سبب غفلت مىشود.
جمله اوّل اشاره به افراد طغيانگر و فاسد و مفسدى است كه خداوند به آنها نيكى فراوان مىكند و ناگهان همه را از آنها مىگيرد تا مجازاتشان دردناكتر باشد.
جمله دوم اشاره به كسانى است كه خدا بر اعمال زشت آنها پرده مىافكند اما آنها به جاى استفاده از اين ستر الهى، مغرور مىشوند و به كارهاى خلاف خود همچنان ادامه مىدهند و ناگهان خداوند پرده را بر مىافكند و آنها را رسوا مىسازد.
جمله سوم اشاره به كسانى است كه ذكر خير آنها بر زبان همه مردم جارى مىشود و اينها براثر آن غافل مىگردند و اين غفلت سبب انحراف آنان مىشود، ناگهان خداوند وضع آنها را آشكار مىسازد و ذكر خير تبديل به ذكر شر مىشود.
جمله چهارم اشاره به كسانى است كه كارهاى خلاف انجام مىدهند؛ ولى خداوند همچنان به آنها مهلت مىدهد؛ اما اين مهلت الهى نهتنها سبب بيدارىشان نمىگردد بلكه بر غفلت آنها مىافزايد و ناگهان خداوند مهلت را از آنان مىگيرد و چنان مبتلايشان مىسازد كه رسواى خاص و عام شوند.
@vabel110