علی علیه السلام
دروغ نمیگفت
اخلاق نیکوی او زبانزد مردم بود
نرم خو و بسیار متواضع و آسانگیر بود
همسری وفادار و مهربان بود و با آنهمه عظمت،
خدمت به همسر و کار در خانه را باعث ننگ خود نمیدانست
ساده میپوشید
از داراییش برای دیگران بیشتر از خود خرج میکرد.
در بردباری و گذشت، از همه مردمان گوی سبقت را ربوده بود
بخشندهتر از ابرهای پرباران بهاری بود و در این میدان نیز هماوردی برای او نمیتوان سراغ کرد
از دسترنج خود هزار بنده را آزاد کرد و هرگز به نیازمندی پاسخ رد نداد.
به درد مردم رسیدگی می کرد
یتیمی نبود مگر اینکه دست نوازش پدرانه علی را روی سر خود حس کند
عدالت را برای همه به درستی اجرا میکرد و بین هیچکس فرق نمیگذاشت.
در همه حال و همه جا امر خدا را مهمترین چیز در زندگی اش میدانست
تهمت نمیزد
در ادای امانت وفادار بود
حتی دشمنانش به نیکی از او یاد میکنند
وفادارترین شخص به عهد خدا بود
شجاع بود
در میدان جنگ با مرکب ساده جهاد میکرد و میگفت:
«اسب تندرو میخواهم چکار وقتی در میدان جنگ نه فرار میکنم و نه آنکه فرار کرده را تعقیب میکنم»
کار درستی را شروع نمیکرد مگر آن را به خوبی به اتمام رساند...
مولای ما نمونه دیگر نداشتهس❤️
@Del3da
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا آخرش مهر علی و اولادش به دلاتون باشه💚
@vabel110
🌼کلام امیر
امام علی عليه السلام فرمود:
چه بسيارند كسانى كه بهوسيله احسان الهى به آنها غافلگير مىشوند
و به سبب پردهپوشى خدا بر آنها مغرور مىگردند
و براثر تعريف و تمجيد از آنان فريب مىخورند
و خداوند هيچكس را به چيزى مانند مهلت دادن (و ادامه نعمتها و ترك عقوبت) نيازموده است.
سيّد رضى مىگويد: «اين سخن سابقا (در حكمت 116) گذشت جز اينكه در اينجا اضافه خوب و مفيدى دارد.
حکمت ۲۶۰ نهج البلاغه
@vabel110
اين چهار نعمتى كه امام عليه السلام در اين گفتار حكيمانه به آن اشاره كرده (احسان پروردگار، پوشاندن خطاها، ذكر خير بر زبان انسانها و مهلت دادن) قدر مشتركى دارد و آن اين است كه همه اينها در لباس نعمت است؛ اما در بسيارى از افراد سبب غفلت مىشود.
جمله اوّل اشاره به افراد طغيانگر و فاسد و مفسدى است كه خداوند به آنها نيكى فراوان مىكند و ناگهان همه را از آنها مىگيرد تا مجازاتشان دردناكتر باشد.
جمله دوم اشاره به كسانى است كه خدا بر اعمال زشت آنها پرده مىافكند اما آنها به جاى استفاده از اين ستر الهى، مغرور مىشوند و به كارهاى خلاف خود همچنان ادامه مىدهند و ناگهان خداوند پرده را بر مىافكند و آنها را رسوا مىسازد.
جمله سوم اشاره به كسانى است كه ذكر خير آنها بر زبان همه مردم جارى مىشود و اينها براثر آن غافل مىگردند و اين غفلت سبب انحراف آنان مىشود، ناگهان خداوند وضع آنها را آشكار مىسازد و ذكر خير تبديل به ذكر شر مىشود.
جمله چهارم اشاره به كسانى است كه كارهاى خلاف انجام مىدهند؛ ولى خداوند همچنان به آنها مهلت مىدهد؛ اما اين مهلت الهى نهتنها سبب بيدارىشان نمىگردد بلكه بر غفلت آنها مىافزايد و ناگهان خداوند مهلت را از آنان مىگيرد و چنان مبتلايشان مىسازد كه رسواى خاص و عام شوند.
@vabel110
🌿🌺کلام مولا
حکمت ۲۶۱
اين سخن را هنگامى امام عليه السلام بيان فرمود كه خبر حمله اصحاب معاويه به انبار (يكى از شهرهاى شمالى عراق) و غارت كردن آنجا را شنيد. امام عليه السلام شخصآ پياده به طرف نخيله (منزلگاهى نزديك كوفه كه محل اجتماع لشكر بود) حركت كرد. مردم خود را به امام عليه السلام رساندند و عرض كردند: اى اميرمؤمنان ما از عهده آنان برمى آييم (و آنها را سر جاى خود مى نشانيم). امام عليه السلام فرمود:
شما از عهده مشكلات خود برنمى آييد چگونه مى توانيد مشكل ديگران را از من دفع كنيد. رعاياى پيش از من از ستم فرمانروايانشان شكايت داشتند؛ اما من امروز از ستم رعيتم شكايت دارم. گويى من پيروم و آنها پيشوا و من محكومم وآنها حاكم.
مرحوم سيّد رضى در اينجا مى افزايد: «هنگامى كه امام عليه السلام اين سخن را در ضمن يك گفتار طولانى ـ كه قسمت برگزيدهاى از آن ضمن خطبه ها گذشت ـ بيان كرد، دو نفر از يارانش جلو آمدند. يكى از آنها عرض كرد: من جز اختيار خودم وبرادرم را ندارم. امر فرما تا اطاعت كنيم. امام عليه السلام فرمود: شما دو نفر در برابر آنچه من مى خواهم (كه بسيج يك سپاه است)، چه كارى مى توانيد انجام دهيد؟
@vabel110