eitaa logo
وابل🇮🇷
195 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
261 ویدیو
40 فایل
وابل [ ب ِ ] (ع ص ) بخشنده عرب به باران پربار و پرنعمت وابل میگوید. اینجا با هم کلام امیر(ع) را میخوانیم🌿 #نهج_البلاغه
مشاهده در ایتا
دانلود
هنگامى كه ابن عباس نظر خود را به عنوان مشاور در محضر امام عليه السلام ارائه كرد امام عليه السلام با عقيده او موافقت ننمود و فرمود: تو حق دارى نظرمشورتى خود را به من بگويى و من روى آن بينديشم وتصميم نهايى را بگيرم اما اگر با تو مخالفت كردم (و نظر تو را نپذيرفتم) بايد از من اطاعت كنى. نهج البلاغه؛ حکمت۳۲۱ 🆔 @vabel110
📌ابتدا مشورت سپس تصميم گيرى: 🔹اين سخن را امام عليه السلام زمانى بيان فرمود كه ابن عباس پيشنهاد كرد فرماندارى بصره را به طلحه و فرماندارى كوفه را به زبير دهد و معاويه را در فرماندارى شام ابقا كند تا آرامشى در دلها پيدا شود و بيعت مردم كامل گردد و خلافت تثبيت شود. 🔹اميرمؤمنان عليه السلام به ابن عباس فرمود: «لا أُفْسِدُ دِيني بِدُنْيا غَيْري وَلَکَ أنْ تُشِيرَ عَلَىَّ...؛ من حاضر نيستم دينم را به سبب دنياى ديگرى فاسد كنم. تو مى توانى نظر مشورتى خود را به من بدهى...». آنچه را ابن عباس در اينجا بيان كرد تنها نظر خود او نبود و احتمالاً گروه ديگرى از سياستمداران عصر امام عليه السلام چنين مى پنداشتند كه مماشات با طلحه وزبير و معاويه عامل پيشرفت كار است. در حالى كه اگر اين سه نفر بر آن سه نقطه حساس مسلط مى شدند به يقين حكومتى غير اسلامى به وجود مى آوردند، چراكه هر سه، دنياپرست و خودخواه بودند و از چنين افرادى نمى توان انتظار حكومت عادلانه على عليه السلام را داشت و بعد از سلطه بر كار، ديگر نمى توانست مانع خودكامگى هاى آنها شود و جنگيدن با آنها براى بازگشتن به راه حق نيز بسيار مشكلتر و پيچيده تر مى شد. به خصوص معاويه هرگز دست از حكومت شام برنمى داشت و مخالفت با بيعت را توجيه مى كرد، همانگونه كه طلحه وزبير با اينكه بيعت كرده بودند با صراحت به مخالفت برخاستند. 🔹اينها همه نشان مى دهد كه سياستمداران ساده انديش كه معاويه و طلحه و زبير را نشناخته بودند همگى اصرار داشتند على عليه السلام آنها را در پست خود ابقا كند و يا پست مهمى به آنها ببخشد و بعدآ آنها را در موقع مناسب عزل كند. غافل از اينكه آنها كسانى بودند كه اگر از سوى امام عليه السلام تثبيت مى شدند تكان دادن آنها امكانپذير نبود و چه بسا بر تجزيه كشور اسلام تصميم مى گرفتند وهركدام بخشى را به خود اختصاص مى دادند. اضافه بر اين، امام عليه السلام حاضر نيست براى رسيدن به اهداف سياسى مرتكب گناه و عصيان شود و افراد فاسد ومفسد را ـ هرچند براى مدت كوتاهى ـ بر مسلمانان مسلط كند و از اين گذشته امام عليه السلام به عثمان توصيه مى كرد كه عمّال فاسد را بركنار كند چگونه ممكن است خودش آنها را در مقامشان تثبيت نمايد؟ پاسخ مردم را دراين باره چه بدهد؟ بنابراين بسيار ساده انديشى است كه امام عليه السلام به پيشنهاد امثال ابن عباس ومغيره عمل كند و مطمئن باشد بعدها مى تواند دست آنها را از بلاد اسلام و ولايت بر مسلمين قطع نمايد. 🆔 @vabel110
صلوات خاصه علیه السلام اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ سَيِّدِ الْعابِدِينَ الَّذِي اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَجَعَلْتَ مِنْهُ أَئِمَّةَ الْهُدَى الَّذِينَ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ، اخْتَرْتَهُ لِنَفْسِكَ، وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَاصْطَفَيْتَهُ وَجَعَلْتَهُ هادِياً مَهْدِيّاً . اللّٰهُمَّ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيائِكَ حَتَّىٰ تَبْلُغَ بِهِ مَا تَقَرُّ بِهِ عَيْنُهُ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ إِنَّكَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. 🆔 @vabel110
صلوات خاصه امام حسین«علیه السلام» اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَصَلِّ عَلَى الْحُسَیْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ، وَأَسِیرِ الْکُرُبَاتِ، صَلاةً نَامِیَةً زَاکِیَةً مُبارَکَةً یَصْعَدُ أَوَّلُها وَلَا یَنْفَدُ آخِرُها أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلادِ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلِینَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَى الْإِمامِ الشَّهِیدِ الْمَقْتُولِ الْمَظْلُومِ الْمَخْذُولِ، وَالسَّیِّدِ الْقائِدِ، وَالْعابِدِ الزَّاهِدِ، الْوَصِیِّ الْخَلِیفَةِ الْإِمامِ الصِّدِّیقِ الطُّهْرِ الطَّاهِرِ الطَّیِّبِ الْمُبَارَکِ، وَالرَّضِیِّ الْمَرْضِیِّ، وَالتَّقِیِّ الْهادِی الْمَهْدِیِّ الزَّاهِدِ الذَّائِدِ الْمُجَاهِدِ الْعالِمِ، إِمامِ الْهُدَىٰ، سِبْطِ الرَّسُولِ وَقُرَّةِ عَیْنِ الْبَتُولِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ. اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ سَیِّدِی وَمَوْلایَ کَما عَمِلَ بِطاعَتِکَ، وَنَهَىٰ عَنْ مَعْصِیَتِکَ، وَبالَغَ فِی رِضْوانِکَ، وَأَقْبَلَ عَلَىٰ إِیمانِکَ غَیْرَ قابِلٍ فِیکَ عُذْراً سِرّاً وَعَلانِیَةً یَدْعُو الْعِبادَ إِلَیْکَ، وَیَدُلُّهُمْ عَلَیْکَ، وَقامَ بَیْنَ یَدَیْکَ یَهْدِمُ الْجَوْرَ بِالصَّوابِ، وَیُحْیِی السُّنَّةَ بِالْکِتابِ، فَعاشَ فِی رِضْوانِکَ مَکْدُوداً، وَمَضىٰ عَلَىٰ طاعَتِکَ وَفِی أَوْلِیائِکَ مَکْدُوحاً، وَقَضىٰ إِلَیْکَ مَفْقُوداً، لَمْ یَعْصِکَ فِی لَیْلٍ وَلَانَهارٍ، بَلْ جاهَدَ فِیکَ الْمُنافِقِینَ وَالْکُفَّارَ. اللّٰهُمَّ فَاجْزِهِ خَیْرَ جَزاءِ الصَّادِقِینَ الْأَبْرارِ، وَضاعِفْ عَلَیْهِمُ الْعَذابَ وَ لِقاتِلِیهِ الْعِقابَ، فَقَدْ قاتَلَ کَرِیماً، وَقُتِلَ مَظْلُوماً، وَمَضىٰ مَرْحُوماً، یَقُولُ: أَنَا ابْنُ رَسُولِ اللّٰهِ مُحَمَّدٍ وَابْنُ مَنْ زَکّىٰ وَعَبَدَ، فَقَتَلُوهُ بِالْعَمْدِ الْمُعْتَمَدِ، قَتَلُوهُ عَلَى الْإِیمَانِ، وَأَطَاعُوا فِی قَتْلِهِ الشَّیْطَانَ، وَلَمْ یُراقِبُوا فِیهِ الرَّحْمَانَ. اللّٰهُمَّ فَصَلِّ عَلَىٰ سَیِّدِی وَمَوْلایَ صَلاةً تَرْفَعُ بِهَا ذِکْرَهُ، وَتُظْهِرُ بِهَا أَمْرَهُ، وَتُعَجِّلُ بِهَا نَصْرَهُ، وَاخْصُصْهُ بِأَ فْضَلِ قِسَمِ الْفَضائِلِ یَوْمَ الْقِیامَةِ، وَزِدْهُ شَرَفاً فِی أَعْلَىٰ عِلِّیِّینَ، وَبَلِّغْهُ أَعْلَىٰ شَرَفِ الْمُکَرَّمِینَ، وَارْفَعْهُ مِنْ شَرَفِ رَحْمَتِکَ فِی شَرَفِ الْمُقَرَّبِینَ فِی الرَّفِیعِ الْأَعْلَىٰ، وَبَلِّغْهُ الْوَسِیلَةَ، وَالْمَنْزِلَةَ الْجَلِیلَةَ، وَالْفَضْلَ وَالْفَضِیلَةَ، وَالْکَرامَةَ الْجَزِیلَةَ؛ اللّٰهُمَّ فَاجْزِهِ عَنَّا أَفْضَلَ مَا جازَیْتَ إِماماً عَنْ رَعِیَّتِهِ وَصَلِّ عَلَىٰ سَیِّدِی وَمَوْلایَ کُلَّما ذُکِرَ وَکُلَّما لَمْ یُذْکَرْ. یَا سَیِّدِی وَمَوْلایَ أَدْخِلْنِی فِی حِزْبِکَ وَزُمْرَتِکَ، وَ اسْتَوْهِبْنِی مِنْ رَبِّکَ وَرَبِّی فَإِنَّ لَکَ عِنْدَ اللّٰهِ جاهاً وَقَدْراً وَمَنْزِلَةً رَفِیعَةً، إِنْ سَأَلْتَ أُعْطِیتَ، وَ إِنْ شَفَعْتَ شُفِّعْتَ، اللّٰهَ اللّٰهَ فِی عَبْدِکَ وَمَوْلاکَ لَاتُخَلِّنِی عِنْدَ الشَّدَائِدِ وَالْأَهْوَالِ لِسُوءِ عَمَلِی، وَقَبِیحِ فِعْلِی، وَعَظِیمِ جُرْمِی، فَإِنَّکَ أَمَلِی وَرَجَائِی وَثِقَتِی وَمُعْتَمَدِی وَوَسِیلَتِی إِلَى اللّٰهِ رَبِّی وَرَبِّکَ‌ لَمْ یَتَوَسَّلِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللّٰهِ بِوَسِیلَةٍ هِیَ أَعْظَمُ حَقّاً، وَلَا أَوْجَبُ حُرْمَةً، وَلَا أَجَلُّ قَدْراً عِنْدَهُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ لَاخَلَّفَنِیَ اللّٰهُ عَنْکُمْ بِذُنوُبِی، وَجَمَعَنِی وَ إِیَّاکُمْ فِی جَنَّةِ عَدْنٍ الَّتِی أَعَدَّها لَکُمْ وَلِأَوْلِیائِکُمْ إِنَّهُ خَیْرُ الْغافِرِینَ وَأَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ. اللّٰهُمَّ أَبْلِغْ سَیِّدِی وَمَوْلایَ تَحِیَّةً کَثِیرَةً وَسَلاماً وَارْدُدْ عَلَیْنا مِنْهُ السَّلامَ إِنَّکَ جَوادٌ کَرِیمٌ، وَصَلِّ عَلَیْهِ کُلَّما ذُکِرَ السَّلامُ وَکُلَّما لَمْ یُذْکَرْ یَا رَبَّ الْعالَمِینَ. 🆔 @vabel110
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📜حکمت ۳۲۲ نهج البلاغه روايت شده است امام عليه السلام هنگامى كه از «صفين» بازمى گشت به «كوفه» وارد شد و از محله قبيله «شباميان» گذشت مشاهده فرمود كه زنان آن قبيله بر كشتگانشان در صفين گريه مى كنند. (امام عليه السلام ناراحت شد) در اين هنگام «حرب بن شرحبيل شبامى» كه از شخصيت هاى آن قبيله بود خدمت آن حضرت رسيد. امام عليه السلام به او فرمود: آيا زنان شما آنگونه كه مى شنوم بر شما چيره شده اند؟ آيا آنها را از اين ناله هاى بلند بازنمى داريد؟ در اين هنگام «حرب بن شرحبيل» پياده همراه امام عليه السلام حركت مى كرد در حالى كه امام عليه السلام سوار بر مركب بود. امام عليه السلام به او فرمود: باز گرد، زيرا پياده حركت كردن شخصى مانند تو در ركاب مثل من، مايه فتنه وغرور بر والى و ذلت و خوارى براى مؤمن است. 🆔 @vabel110
📌شرح حکمت اينگونه گريه ها روحيه ها را تضعيف مى كند: 🔹گريه كردن براى عزيزان از دست رفته در اسلام ممنوع نيست. در روايت معروفى پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله بر فوت فرزندش ابراهيم گريست و بعد از واقعه احد هنگامى كه از كنار خانه عمويش حمزه عبور كرد و ديد صداى گريه اى از آنجا بلند نيست اظهار ناراحتى كرد، ازاينرو زنان مدينه به خانه حمزه رفتند و در آنجا براى او به احترام پيامبر صلي الله عليه و آله عزادارى كردند. ولى گريستن با صداى بلند و به تعبير امام عليه السلام «رنين» كه به گفته بسيارى از ارباب لغت به معناى گريه توأم با فرياد و فغان است، كار خوبى نيست، ازاينرو امام عليه السلام از آن نهى كرد. يا چنين گريه اى را براى شهداى راه خدا مناسب ندانست چون سبب سست شدن جنگجويان مى شود و يا بر اساس قرائنى، اين گريه توأم با جزع و بى تابى و ناسپاسى بوده است، ازاينرو امام عليه السلام از آن نهى فرموده است. قسمت دوم حکمت 🔹سپس امام عليه السلام به نكته مهم ديگرى اشاره مى كند؛ هنگامى كه ديد حرب بن شرحبيل پياده همراه وى در حركت و آن حضرت سوار بر مركب است. به او فرمود: «بازگرد، زيرا پياده حركت كردن شخصى مانند تو در ركاب مثل من، مايه فتنه و غرور بر والى و ذلت و خوارى براى مؤمن است» در دنياى امروز و گذشته بسيارند زمامدارانى كه براى كسب جاه و جلال و ابهت و عظمت، گروهى را همراه خود با ذلت مى برند تا ثابت كنند مقام وجلالى دارند؛ ولى اسلام با اينگونه مسائل به شدت مخالف است؛ نه پيغمبر اكرم صلي اله عليه و آله چنين افرادى را در ركاب خود پذيرفت و نه اميرمؤمنان عليه السلام. در حكمت 37 نيز شبيه اين مطلب آمده بود كه وقتى امام عليه السلام ديد جمعى از مردم شهرستان «انبار» پياده به دنبال مركب آن حضرت مى دوند ناراحت شد و با زبان اعتراض به آنها فرمود: «از اين كار بپرهيزيد كه در دنيا براى شما مايه مشقت و در قيامت سبب بيچارگى خواهد بود». شك نيست كه اينگونه كارها، هم به زيان شخصيت هاى صاحب مقام تمام مى شود هم به زيان توده هاى مردم. گروه اول گرفتار غرور مى شوند؛ غرورى كه سرچشمه هرگونه مفسده اى است و گروه دوم گرفتار خودكم بينى و عقده حقارت مى گردند، بنابراين چنين حركتهاى غير عاقلانه اى براى هر دو طرف زيانبار است. 🆔 @vabel110
حسین‌جان شما تنها غمی هستید که آدمی برای به سینه کشیدنش مشتاق است. 🆔 @vabel110
📜 حکمت ۳۲۳ نهج البلاغه امام عليه السلام روز جنگ نهروان هنگامى كه از كنار كشتگان خوارج مى گذشت فرمود: بدا به حال شما. به يقين كسى كه شما را فريب داد به شما ضرر زد. به امام عليه السلام عرض كردند: اى اميرمؤمنان! چه كسى آنها را فريب داد؟ امام عليه السلام فرمود: شيطان گمراه كننده و نفس اماره به سوء. آنها را به وسيله آرزوها فريفتند، راه گناه را بر آنان گشودند، نويد پيروزى به آنها دادند و آنان را به سرعت به جهنم فرستادند. 🆔 @vabel110
📌شرح کلام سرانجامِ وسوسه هاى شيطان و نفس امّاره: مى دانيم خوارج، گروهى متعصب و خشك و بسيار نادان و احمق بودند. خود را برترين خلق خدا مى پنداشتند و آينده درخشانى به خود نويد مى دادند. آنها در برابر اميرمؤمنان على عليه السلام قيام كردند و فكر حكومت عراق و تمام بلاد مسلمين را در سر مى پروراندند. امام عليه السلام به آنها نصيحت جالب و جامعى كرد به گونه اى كه اكثريت آنها از خواب غفلت بيدار شدند و به سوى امام عليه السلام بازگشتند؛ ولى اقليتى به شدت مقاومت كردند و تقريبآ همگى به استثناى چند نفر در ميدان نبرد نهروان به خاك افتادند.  هنگامى كه تاريخ سياه و ننگين خوارج را مطالعه مى كنيم، گفتار امام عليه السلام در سراسر آن آشكار است. اين گروه كه زمام اختيار خود را به دست شيطان و هواى نفس سپرده بودند به ظاهر به عبادات و قرائت قرآن اهميت بسيار مى دادند؛ ولى از ريختن خون بى گناهان و فساد در ميان مسلمين ابا نداشتند و با همين تفكرات واهى به اينجا رسيدند كه قتل امام اميرمؤمنان على عليه السلام نيز از واجبات است وسرانجام آن حضرت را شهيد كردند. در تاريخ اسلام كمتر جمعيتى به حماقت و گمراهى خوارج ديده شده است، هرچند وهابى هاى امروز نيز از بعضى جهات بى شباهت به آنها نيستند. 🆔 @vabel110
‌صبحِ عُشـّــــاق امیـرالمومنـین بادا بخیــــر