eitaa logo
وابل🇮🇷
195 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
266 ویدیو
40 فایل
وابل [ ب ِ ] (ع ص ) بخشنده عرب به باران پربار و پرنعمت وابل میگوید. اینجا با هم کلام امیر(ع) را میخوانیم🌿 #نهج_البلاغه
مشاهده در ایتا
دانلود
📌شرح حکمت شماره ۴۰۰ نهج البلاغه شناخت امور واقعی و خرافی👇🏻
🔹همان گونه كه در تفسير نمونه در ذيل آخرين آيات سوره قلم آمده است بسيارى از مردم معتقدند كه چشم هاى برخى از افراد، داراى اثر مخصوصى است و يا به تعبير ديگر، انرژى خاص و فوق العاده اى دارد كه هرگاه از روى تعجب به چيزى بنگرند ممكن است آن را درهم بشكنند و يا تأثير بدى در آن بگذارند. اين نيروى مغناطيسى و انرژى فوق العاده و يا هرچه نام آن بگذاريم مطلب قابل انكارى نيست كه در بعضى از چشم ها به طور طبيعى و گاه با تمرين به وجود مى آيد و بسيارى نقل مى كنند كه با چشم خود افرادى را ديده اند كه داراى چنين نيروى مرموزى بوده اند كه به حيوانات يا انسان ها يا اشيا از طريق چشم زدن آسيب رسانده اند. مسأله خواب مغناطيسى و اين كه افرادى با چشم هاى خود مى توانند ديگرى را به خواب مخصوصى فرو برند و مطالبى را از او كشف كنند در بسيارى از كتاب ها نوشته شده و جنبه علمى به خود گرفته و حتى براى درمان هاى پزشكى مربوط به مسائل روانى از آن كمك مى گيرند. بنابراين هرگز نبايد چشم زخم را فوراً حمل بر خرافات كرد به خصوص اين كه در قرآن مجيد و در روايات اسلامى به آن اشاره شده و كلام امام(عليه السلام) كه در بالا آمد اشاره به واقعيت داشتن آن است.
🔹منظور از فال در ادبيات عرب اين است كه انسان حادثه اى را نشان پيروزى، موفقيت و پيشامدهاى خير بداند. مثلاً بگويد كه چون فلان نوزاد در روز ميلاد مبارك يكى از معصومين(عليهم السلام) متولد شده آينده خوبى دارد و يا اين كه صبحگاهان كه از منزل خارج مى شود وقتى با انسان صالح و خوب و درست كارى برخورد كرد بگويد اين نشان مى دهد كه امروز كارهاى ما روبه راه خواهد بود. عرب از اين گونه پيش بينى ها به فال تعبير مى كند كه همان تفأل خوب است. اما اين كه آيا واقعاً رابطه اى ميان اين گونه حوادث و حوادث ديگرى كه پشت سر آن پيش بينى مى كنند وجود دارد؟ هيچ دليلى براى آن در دست نيست ولى يك نكته را نمى توان انكار كرد و آن اين كه وقتى انسان تفأل به خوبى مى زند اثر روانى قابل ملاحظه اى در او دارد; او را اميدوار به آينده خوب مى سازد و اراده او را براى ادامه كارها تقويت مى كند و به او شجاعت و استقامت مى بخشد و اين اثر روانى، قابل انكار نيست و اى بسا همان، سبب پيشرفت و پيروزى مى شود. شايد به همين دليل است كه در حالات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) ديده مى شود گاه خودش تفأل به خير مى زد و گاه از تفأل ديگران اظهار رضايت مى كرد.
🔹آن گاه امام(عليه السلام) به دعاهايى اشاره مى فرمايد كه براى خنثى كردن چشم زخم است، مى فرمايد: «تعويذ (دعايى كه براى دفع چشم زخم است) نيز حق است»; (وَالرُّقَى حَقٌّ). گاه «رقى» به معنى وسيع ترى تفسير شده و آن هرگونه دعايى است كه جلوى آفت ها را مى گيرد. در حديثى مى خوانيم كه اسماء بنت عميس (از زنان مشهور و بافضيلت اسلام در عصر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و اميرمؤمنان(عليه السلام)) خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمد و عرض كرد: گاه فرزندان جعفر را چشم مى زنند آيا رُقْيه (دعايى كه جلوى چشم زخم را بگيرد) براى آن ها بگيرم؟ پيامبر فرمود: مانعى ندارد. اگر در رواياتى، از رقيه مذمت شده اشاره به رقيه هاى شرك آلود است و يا اين كه افرادى توكل بر خدا را به كلى فراموش كرده و تنها به رقيه ها دل ببندند. البته شك نيست كه از طريق توكل بر خدا و دعاها و مخصوصاً سوره هاى حمد و ناس و فلق و آيه شريفه (وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ...) و همچنين ذكر «ماشاءالله ولا حولَ و  لاقوّة إلاّ باللّهِ العَلِيِّ العظيم» مى توان جلوى تأثير اين گونه چشم ها را گرفت.
🔹در آيات فراوانى از قرآن مجيد اشاره به مسأله سحر شده به خصوص در داستان موسى(عليه السلام) و فرعون، كراراً از سحر ساحران سخن به ميان آمده است و تأثير آن اجمالاً مورد تأييد واقع شده كه از طريق معجزه موسى(عليه السلام) سحر آن ها باطل شد. سحر در اصل به معناى هر كارى است كه مأخذ آن پنهان باشد حتى در زبان روزمره گاه به كارهاى مهم، سحر اطلاق مى شود. ولى حقيقت سحر آن است كه چيزى به صورت خارق العاده انجام شود كه عوامل متعددى مى تواند داشته باشد. گاه صرفاً جنبه چشم بندى و تردستى دارد، گاه از عوامل تلقينى ناشى مى شود و گاه از خواص ناشناخته فيزيكى و شيميايى بعضى از اجسام.نوع ديگرى از سحر نيز وجود دارد كه ساحر به وسيله رياضت هاى شديد، اراده خود را چنان تقويت مى كند كه مى تواند آثار خارق العاده اى از خود نشان دهد كه جنبه چشم بندى ندارد. از مجموع آنچه گفته شد به خوبى استفاده مى شود كه كلام حكيمانه امام(عليه السلام)كه فرموده سحر حق است، بيان يك واقعيت مى باشد.
🔹اما «طِيرَة» به كسر طاء در اصل به معناى فال بد زدن است و چون اعراب به وسيله پرندگان فال بد مى زدند اين واژه كه از ماده طير است به معناى فال بد به كار رفته، در برابر «تفأل» كه به معناى فال نيك است. در قرآن مجيد نيز به طور مكرر واژه «طيره» در همين معنا به كار رفته كه مشركان خرافى مسلك در برابر پيامبران الهى به اين حربه متوسل مى شدند تا روحيه آن ها را تضعيف كنند و يا مردم را از اطراف آن ها پراكنده سازند. اما اين كه چرا از فال بد نهى شده است؟ براى اين كه اولا يك مسأله خرافى است و هيچ گونه رابطه اى در ميان پرواز پرندگان، يا بهويژه كلاغ و حوادث شوم وجود ندارد و ثانيا باعث تضعيف روحيه ها و سستى اراده ها مى گردد. به همين دليل در روايات اسلامى نكوهش شديدى درباره فال بد زدن و تطير ديده مى شود تا آن جا كه در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «الطيرة شرك; فال بد زدن نوعى شرك است» و در روايات اسلامى دستور داده شده است كه به فال بد اعتنا نكنيد و توكل بر خدا كنيد هيچ مشكلى براى شما پيش نخواهد آمد.
🔹«عدوى» به معناى سرايت است به خصوص درمورد سرايت بيمارى از كسى به ديگرى به كار مى رود و اين كه امام (عليه السلام) سرايت را نفى فرموده به اين معنا نيست كه هيچ گونه از بيمارى ها واگيردار نمى باشد زيرا امروز مسلم است كه بسيارى از بيمارى ها از فردى به ديگرى منتقل مى شود مانند بيمارى سل و سرماخوردگى و امثال آن. اما چنين هم نيست كه تمام بيمارى ها واگيردار باشد بسيارى از بيمارى ها مانند بيمارى قند، فشار خون، انواع سكته هاى قلبى و مغزى چيزى نيست كه از كسى به ديگرى سرايت كند. به نظر مى رسد كه در عصر جاهليت افرادى بودند كه به شدّت از همه بيماران پرهيز مى كردند و شايد اصلاً به عيادت آنها نمى رفتند و يك اعتقاد خرافى داشتند كه بايد از هر بيمارى پرهيز كرد. اسلام اين عقيده افراطى و خرافى را نفى مى كند تا مردم به عيادت بيماران بروند و به كمك آن ها بشتابند و از آن ها روى گردان نشوند. گاه اين تفكر افراطى انحرافى به امور ديگر غير از بيمارى ها نيز سرايت مى كند مثلاً مى گويند: فلان كس فرزندش را از دست داده، به سراغ او نرويم ممكن است فرزندمان از دست برود، يا در امر تجارت ورشكست شده با او دوستى نكنيم ممكن است به ما هم سرايت كند، و امثال اين خرافات كه اسلام با همه آن ها مخالفت كرده است.
🔹«نشرة» در بسيارى از منابع لغت به عنوان تعويذ و حرز است، يعنى همان دعا و چيزى كه به بيمار يا مصروع مى دهند تا شفا پيدا كند و سبب زوال غم و اندوه او گردد و لذا بعضى مانند علامه مجلسى آن را به چيزى كه سبب زوال غم و اندوه مى شود تفسير كرده اند.البته اين مسأله گاه جنبه خرافى داشته و گمان مى كردند اشخاصى كه گرفتار بيمارى صرع مى شوند جن در آن ها نفوذ كرده و به وسيله تعويذ مى خواستند جن را بيرون كنند. ولذا در بعضى از روايات آمده است: «النُّشرَةُ مِن عمَلِ الشَّيطانِ». ولى در بسيارى از اوقات جنبه مثبت داشته و آن اين كه بهوسيله دعا و حرز كه به بيمار مى دادند از خدا تقاضاى شفاى او را مى كردند. و از آن جا كه بوى خوش و عسل و سوار شدن بر مركب راهوار و نگاه كردن به سبزه سبب نشاط و زوال غم و اندوه مى شود امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه آن را شبيه حرز و تعويذ دانسته و اين تعبير زيبا را درباره آن به كار برده، گويى اين چهار موضوع همچون حرز و تعويذى است كه غم و اندوه را از انسان زايل مى كند و اين موضوع علاوه بر اين كه به تجربه ثابت شده هم اكنون مورد تأكيد پزشكان براى رفع غم واندوه وافسردگى و تجديد نشاط بعد از خستگى مى باشد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
۳۳۳ صلوات هدیه کنیم به حضرت علی اکبر علیه السلام 🌸🍃 🆔 @vabel110
بالا بالاها ببینمت وطن❤🤍💚