🔹اما «طِيرَة» به كسر طاء در اصل به معناى فال بد زدن است و چون اعراب به وسيله پرندگان فال بد مى زدند اين واژه كه از ماده طير است به معناى فال بد به كار رفته، در برابر «تفأل» كه به معناى فال نيك است. در قرآن مجيد نيز به طور مكرر واژه «طيره» در همين معنا به كار رفته كه مشركان خرافى مسلك در برابر پيامبران الهى به اين حربه متوسل مى شدند تا روحيه آن ها را تضعيف كنند و يا مردم را از اطراف آن ها پراكنده سازند.
اما اين كه چرا از فال بد نهى شده است؟ براى اين كه اولا يك مسأله خرافى است و هيچ گونه رابطه اى در ميان پرواز پرندگان، يا بهويژه كلاغ و حوادث شوم وجود ندارد و ثانيا باعث تضعيف روحيه ها و سستى اراده ها مى گردد.
به همين دليل در روايات اسلامى نكوهش شديدى درباره فال بد زدن و تطير ديده مى شود تا آن جا كه در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى خوانيم: «الطيرة شرك; فال بد زدن نوعى شرك است»
و در روايات اسلامى دستور داده شده است كه به فال بد اعتنا نكنيد و توكل بر خدا كنيد هيچ مشكلى براى شما پيش نخواهد آمد.
🔹«عدوى» به معناى سرايت است به خصوص درمورد سرايت بيمارى از كسى به ديگرى به كار مى رود و اين كه امام (عليه السلام) سرايت را نفى فرموده به اين معنا نيست كه هيچ گونه از بيمارى ها واگيردار نمى باشد زيرا امروز مسلم است كه بسيارى از بيمارى ها از فردى به ديگرى منتقل مى شود مانند بيمارى سل و سرماخوردگى و امثال آن. اما چنين هم نيست كه تمام بيمارى ها واگيردار باشد بسيارى از بيمارى ها مانند بيمارى قند، فشار خون، انواع سكته هاى قلبى و مغزى چيزى نيست كه از كسى به ديگرى سرايت كند.
به نظر مى رسد كه در عصر جاهليت افرادى بودند كه به شدّت از همه بيماران پرهيز مى كردند و شايد اصلاً به عيادت آنها نمى رفتند و يك اعتقاد خرافى داشتند كه بايد از هر بيمارى پرهيز كرد. اسلام اين عقيده افراطى و خرافى را نفى مى كند تا مردم به عيادت بيماران بروند و به كمك آن ها بشتابند و از آن ها روى گردان نشوند.
گاه اين تفكر افراطى انحرافى به امور ديگر غير از بيمارى ها نيز سرايت مى كند مثلاً مى گويند: فلان كس فرزندش را از دست داده، به سراغ او نرويم ممكن است فرزندمان از دست برود، يا در امر تجارت ورشكست شده با او دوستى نكنيم ممكن است به ما هم سرايت كند، و امثال اين خرافات كه اسلام با همه آن ها مخالفت كرده است.
🔹«نشرة» در بسيارى از منابع لغت به عنوان تعويذ و حرز است، يعنى همان دعا و چيزى كه به بيمار يا مصروع مى دهند تا شفا پيدا كند و سبب زوال غم و اندوه او گردد و لذا بعضى مانند علامه مجلسى آن را به چيزى كه سبب زوال غم و اندوه مى شود تفسير كرده اند.البته اين مسأله گاه جنبه خرافى داشته و گمان مى كردند اشخاصى كه گرفتار بيمارى صرع مى شوند جن در آن ها نفوذ كرده و به وسيله تعويذ مى خواستند جن را بيرون كنند. ولذا در بعضى از روايات آمده است: «النُّشرَةُ مِن عمَلِ الشَّيطانِ».
ولى در بسيارى از اوقات جنبه مثبت داشته و آن اين كه بهوسيله دعا و حرز كه به بيمار مى دادند از خدا تقاضاى شفاى او را مى كردند.
و از آن جا كه بوى خوش و عسل و سوار شدن بر مركب راهوار و نگاه كردن به سبزه سبب نشاط و زوال غم و اندوه مى شود امام(عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه آن را شبيه حرز و تعويذ دانسته و اين تعبير زيبا را درباره آن به كار برده، گويى اين چهار موضوع همچون حرز و تعويذى است كه غم و اندوه را از انسان زايل مى كند و اين موضوع علاوه بر اين كه به تجربه ثابت شده هم اكنون مورد تأكيد پزشكان براى رفع غم واندوه وافسردگى و تجديد نشاط بعد از خستگى مى باشد.
📌شرح حکمت ۴۰۱ نهج البلاغه
سازگاری و هماهنگی با مردم
🔹شك نيست كه هر قوم و جمعيت بلكه هر انسانى صفات و اخلاق ويژه خود را دارد و به كسانى علاقه مند است كه در صفات و اخلاق با او هماهنگ باشند، به آداب و رسومش احترام بگذارند و مطابق خواسته هاى او عمل كنند. هماهنگى با مردم در اين امور ـ البته در مواردى كه برخلاف شرع و عقل نيست ـ سبب مى شود كه آن ها انسان را از خود بدانند و با او رابطه دوستى برقرار كنند و همين امر سبب امنيت از كينه توزى و دشمنى آن ها مى شود. البته همان گونه كه اشاره شد منظور، هم رنگ جماعت شدن در زشتى و بدى ها و آداب و رسوم غلط و كارهاى خلاف شرع و عقل نيست چراكه نه شرع به ما چنين اجازه اى را مى دهد و نه عقل و خرد. در روايات اسلامى عنوان ديگرى مطرح است كه با آنچه در اين كلام شريف آمده قريب المضمون مى باشد و آن مسأله مدارا با مردم است.
❗❗❗❗❗
تأكيد مى كنيم كه منظور از هماهنگى و مدارا با مردم اين نيست كه هم رنگ آن ها در خلاف كارى ها و معاصى و آلودگى شويم. به يقين كسى كه پايبند به موازين شرع باشد چنين فكرى به خود راه نمى دهد بلكه منظور هماهنگى و مدارا در امور مباح و چيزهايى است كه مورد علاقه آن ها و مشروع مى باشد.
🆔 @vabel110