eitaa logo
وابل🇮🇷
195 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
267 ویدیو
40 فایل
وابل [ ب ِ ] (ع ص ) بخشنده عرب به باران پربار و پرنعمت وابل میگوید. اینجا با هم کلام امیر(ع) را میخوانیم🌿 #نهج_البلاغه
مشاهده در ایتا
دانلود
امیرالمومنین علی عليه السلام در وصف دنيا فرمود: مي فريبد و زيان مي رساند و مي گذرد. خداى سبحان، دنيا را نه پاداش دوستان خود قرار داده و نه شكنجه و عذاب دشمنان خود اهل دنيا همچون کارواني هستند که هنوز رحل اقامت نيفکنده اند که قافله سالار فرياد مي زند (کوچ کنيد): و آنها کوچ مي کنند. «حکمت۴۱۵نهج البلاغه» 🆔 @vabel110
📌شرح حکمت ۴۱۵ نهج البلاغه بی‌وفایی و ناپایداری دنیا 🔸فريبندگى دنيا از طريق ظواهر پرزرق و برق آن است; اموال و ثروت ها، كاخ ها و زينت ها، مقام ها و قدرت ها; همه از مظاهر فريبنده دنياست كه گروه زيادى را به سوى خود جلب كرده و مى كند. 🔹و زيان رساندن دنيا از طريق ناكامى ها، درد و رنج ها، شكست ها و مصيبت هاست. هنوز انسان دوران جوانى را طى نكرده برف پيرى بر سر و روى او مى نشيند و هنوز از قدرتش استفاده نكرده ديگران آن را از چنگ او درمى آورند. هنوز از سلامتى اش بهره مند نشده امواج بيمارى و درد و رنج او را احاطه مى كند اساساً فريبندگى دنيا گويا مقدمه اى براى زيان رساندن آن است; انسان را غرق نعمت مى كند ناگهان از او بازمى ستاند و گرفتار امواج غم و اندوه مى كند. 🔸و گذرا بودن دنيا چيزى نيست كه بر كسى مخفى باشد. تاريخ، بهترين شاهد و گواه آن است و حوادثى كه با چشم خود در طول عمر ديده ايم گواه ديگرى است. فرعون ها و نمرودها و شدادها همه رفتند سلاطين بزرگ و قدرتمند و جهان گشا همگى در زير خاك پنهان شدند. تنها كاخ هاى ويران شده آن ها باقى مانده است. در عمر خود نيز كسان بسيارى را ديده ايم كه يك روز در اوج قدرت بودند و روز ديگر در نهايت ذلت. 🔹آنگاه امام(عليه السلام) به چهارمين وصف دنيا پرداخته كه حقارت آن را در پيشگاه خداوند روشن مى سازد، مى فرمايد: «خداوند به (بخشيدن) آن به عنوان پاداش براى دوستانش، رضايت نداده و (گرفتن) آن را به عنوان كيفر دشمنانش نپذيرفته است»; (إِنَّ اللّهَ تَعَالَى لَمْ يَرْضَهَا ثَوَاباً لاَِوْلِيَائِهِ، وَ لاَ عِقَاباً لاَِعْدَائِهِ). اين تعبيرِ بسيار جالبى است. درست مثل اين كه كسى بگويد: فلان مبلغ ناچيز به قدرى بى اهميت است كه نمى تواند بخشيدن آن سبب تشويق دوستان و نبخشيدنش سبب مجازات دشمنان گردد و اين نهايت حقارت دنيا را نشان مى دهد. 🔸البته خداوند اقوام متعددى را به عذاب هاى دنيوى گرفتار كرده است كه در قرآن مجيد نمونه هاى فراوانى از آن ديده مى شود ولى اين به آن معنا نيست كه فقط عذاب هاى دنيا و سلب نعمت ها جزاى كافران باشد; جزاى اصلى آن ها در قيامت است.  🔹مردم دنيا حتى وضعشان از مسافران عادى نيز بدتر است زيرا مسافران عادى هنگامى كه وارد منزلى شدند مقدارى در آن جا مى مانند و استراحت مى كنند و خود را آماده ادامه راه مى نمايند مگر اين كه قافله سالار بعد از اجازه اقامت احساس كند در آن منزلگاه خطرى است، در اين صورت بلافاصله اعلام مى دارد همه برخيزند و آماده حركت شوند و اهل دنيا درست به چنين قافله و قافله سالارى مى مانند و اين مربوط به شرايط غير عادى است. 🆔 @vabel110
هدایت شده از استاد تراشیون
🌱 توصیه تأمل‌برانگیز حاج‌قاسم به برادرزاده‌اش 🔆 حاج قاسم سلیمانی: مهدی جان! 🍃 ۱- تمام کسانی‌که به کمالی رسیدند، خصوصاً کمالات معنوی که خود منشأ و پایه دنیوی هم می‌تواند باشد، منشأ همه آنها سحر است. 🔹 سحر را دریاب. نماز شب در سن شما تأثیری شگرف دارد اگر چندبار آن را با رغبت تجربه کردی، لذت آن موجب می‌شود به آن تمسک یابی. 🍃 ۲- زیربنای تمام بدی‌ها و زشتی‌ها دروغ است. 🍃 ۳- احترام و خضوع در مقابل بزرگترها خصوصاً پدر و مادر؛ به خودت عادت بده بدون شرم دست پدر و مادرت را ببوسی، هم آنها را شاد می‌کنی و هم اثر وضعی بر خودت دارد. 📝 عمویت، ۱۳۹۱/۰۸/۱۷ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ 🌐 پایگاه حفظ‌ونشرآثار "استاد تراشیون" 🆔 @tarashiun_ir 🌐 www.tarashiun.ir
هدایت شده از بیداری ملت
25.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌گفتگوی تحقیرآمیز ترامپ و معاونش با زلنسکی در کاخ سفید را با زیرنویس فارسی ببینید./باشگاه خبرنگاران 🔴 👇 @bidariymelat
در رابطه با آمریکا و تعهداتش به کشورها و... فرموده حضرت علی علیه السلام هی تو مغزم تکرار میشه: چه فراوان است عبرتها، و چه اندك اند عبرت گيران.(حکمت۲۹۷)
📜حکمت ۴۱۶ نهج البلاغه امیرالمومنین علی عليه السلام به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: چيزى از مال و ثروت دنيا را بعد از خود باقى مگذار زيرا آنچه باقى مى‏ گذارى براى يكى از دو كس خواهد بود: يا كسى كه آن را در راه اطاعت خداوند مصرف مى‏ كند كه در اين صورت او به چيزى سعادتمند شده كه تو به‏ سبب آن محروم شده‏ اى يا براى كسى مى ‏گذارى كه آن را در راه معصيت خداوند به‏ كار مى‏ گيرد در نتيجه تو به‏ سبب چيزى كه براى او اندوخته‏ اى شقاوتمند، و محروم از سعادت مى‏ شوى و در واقع‏ او را در گناهش يارى كرده‏ اى و سزاوار نيست هيچ‏ يک از اين دو كس را بر خويشتن مقدم دارى‏. مرحوم سيد رضى مى ‏گويد: اين سخن به ‏گونه ديگرى نيز نقل شده است و آن چنين است: اما بعد (از حمد و ثناى الهى)، آنچه از دنيا هم ‏اكنون در اختيار توست پيش از اين در دست ديگران بوده است و بعد از تو نيز به ديگران مى‏ رسد تو اموال را براى يكى از دو كس گردآورى مى ‏كنى: يكى آن‏كس كه آن را در راه طاعت الهى صرف مى ‏كند و با آن سعادتمند مى ‏شود در حالى كه تو از آن محروم مانده اى يا كسى كه آن را در راه معصيت خداوند صرف مى كند و تو به‏ سبب آنچه براى او گردآورى كرده ‏اى شقاوتمند خواهى شد (چراكه كمك به گناه كرده‏ اى). هيچ ‏يک از اين دو، شايستگى اين را ندارد كه تو او (شخص صالح) را بر خود مقدم دارى و يا بار (گناه) او (شخص ناصالح) را بر دوش كشى بنابراين براى گذشتگان، رحمت خدا و براى بازماندگان، رزق پروردگار را طلب كن (و به فكر آخرت و آينده خويش باش). 🆔 @vabel110
مناجات شعبانیه؛ بسم الله الرحمن الرحیم اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ، وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَيْتُكَ، وَأَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَيْتُكَ، فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ، وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ، مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ، راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابِى، وَتَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى، وَتَخْبُرُ حاجَتِى، وَتَعْرِفُ ضَمِيرِى، وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِى وَمَثْواىَ، وَما أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِى، وَأَتَفَوَّهُ بِهِ مِنْ طَلِبَتِى، وَأَرْجُوهُ لِعاقِبَتِى، وَقَدْ جَرَتْ مَقادِيرُكَ عَلَىَّ يَا سَيِّدِى فِيما يَكُونُ مِنِّى إِلىٰ آخِرِ عُمْرِى مِنْ سَرِيرَتِى وَعَلانِيَتِى وَبِيَدِكَ لَابِيَدِ غَيْرِكَ زِيادَتِى وَنَقْصِى وَنَفْعِى وَضَرِّى . خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و شنوای دعایم باش آنگاه که می‌خوانمت و صدایم را بشنو هنگامی که صدایت می‌کنم و به من توجّه کن هنگامی‌که با تو مناجات می‌نمایم، همانا به‌سوی تو گریختم و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم، پاداشی را که نزد توست امیدوارم، آنچه را که در درون دارم می‌دانی و حاجتم را خبر داری، نهانم را می‌شناسی، کار بازگشت به آخرت و خانه ابدی‌ام بر تو پوشیده نیست و آنچه می‌خواهم به زبان آرم و خواهش خویش را بازگو کنم و هم آنچه را که برای عاقبتم امید دارم، بر تو پنهان نیست، همانا آنچه برای من تقدیر کرده‌ای ای آقای من، در آنچه تا پایان عمر بر من فرود می‌آید از نهان و آشکارم جاری شده است و تنها به دست توست نه به دست غیر تو، فزونی و کاستی‌ام و سود و زیانم.
إِلٰهِى إِنْ حَرَمْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَرْزُقُنِى ؟ وَ إِنْ خَذَلْتَنِى فَمَنْ ذَا الَّذِى يَنْصُرُنِى؛ إِلٰهِى أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَحُلُولِ سَخَطِكَ . إِلٰهِى إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَىَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ . إِلٰهِى كَأَنِّى بِنَفْسِى واقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَقَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلِى عَلَيْكَ فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَتَغَمَّدْتَنِى بِعَفْوِكَ . معبودم! اگر محرومم کنی پس کیست آن‌که به من روزی دهد؟ و اگر خوارم‌سازی پس کیست آن‌که به من یاری رساند؛ خدایا! به تو پناه می‌آورم از خشمت و از فرود آمدن غضبت. خدایا! اگر شایسته رحمتت نیستم، تو سزاواری که بر من با فراوانی فضلت بخشش کنی، معبودم! گویی من با همه هستی‌ام در برابرت ایستاده‌ام، درحالی‌که حسن اعتمادم به تو، بر وجودم سایه افکنده است و آنچه را تو شایسته آنی بر من جاری کرده‌ای و مرا با عفوت پوشانده‌ای.
إِلٰهِى إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلىٰ مِنْكَ بِذٰلِكَ ؟ وَ إِنْ كانَ قَدْ دَنا أَجَلِى وَلَمْ يُدْنِنِى مِنْكَ عَمَلِى فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِى . إِلٰهِى قَدْ جُرْتُ عَلىٰ نَفْسِى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها . إِلٰهِى لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَىَّ أَيَّامَ حَياتِى فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّى فِى مَماتِى . معبودم! اگر گذشت کنی، چه کسی از تو سزاوارتر به آن است؟ و اگر مرگم نزدیک شده باشد و عملم مرا به تو نزدیک نکرده، اعترافم را به گناه، وسیله خویش به بارگاهت قرار دادم. معبودم بر وجودم در فرمان‌بردن از آن گناه بار کردم، پس وای بر او اگر او را نیامرزی، معبودم نیکی‌ات بر من در روزهای زندگی‌ام پیوسته بود، پس نیکی خویش را در هنگام مرگم از من قطع مکن.
إِلٰهِى كَيفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِى بَعْدَ مَماتِى وَأَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِى إِلّا الْجَمِيلَ فِى حَيَاتِى؛ إِلٰهِى تَوَلَّ مِنْ أَمْرِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِكَ عَلىٰ مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ . إِلٰهِى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْيا وَأَنَا أَحْوَجُ إِلىٰ سَتْرِها عَلَىَّ مِنْكَ فِى الْأُخْرىٰ .معبودم چگونه از حسن توجهت پس از مرگم ناامید شوم؟ درحالی‌که در طول زندگی‌ام مرا جز به نیکی سرپرستی نکردی؛ خدایا کارم را چنان‌که سزاوار آنی بر عهده گیر، خدایا به‌سوی من با احسانت بازگرد، به‌سوی گناهکاری که جهلش سراپایش را پوشانده، خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی که بر پوشاندن آن‌ها در آخرت نیازمندترم.
إِلٰهِى قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَىَّ إِذْ لَمْ تُظْهِرْها لِأَحَدٍ مِنْ عِبادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْضَحْنِى يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلىٰ رُؤُوسِ الْأَشْهادِ . إِلٰهِى جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِى، وَعَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِى . إِلٰهِى فَسُرَّنِى بِلِقائِكَ يَوْمَ تَقْضِى فِيهِ بَيْنَ عِبادِكَ . إِلٰهِى اعْتِذارِى إِلَيْكَ اعْتِذارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِى يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ؛ معبودم محققاً به من نیکی کردی چرا که گناهم را در دنیا برای هیچ‌یک از بندگان شایسته‌ات آشکار نکردی، پس مرا در قیامت در برابر دیدگان مردم رسوا مکن، معبودم جود تو آرزویم را گسترده ساخت و عفو تو از عمل من برتری گرفت. معبودم، روزی که در آن بین بندگانت داوری می‌کنی، مرا به لقائت خوشحال کن. معبودم عذرخواهی من از پیشگاهت عذرخواهی کسی است که از پذیرفتن عذرش بی‌نیاز نگشته، پس عذرم را بپذیر ای کریم‌ترین کسی که بدکاران از او پوزش خواستند.
إِلٰهِى لَاتَرُدَّ حاجَتِى، وَلَا تُخَيِّبْ طَمَعِى، وَلَا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجائِى وَأَمَلِى . إِلٰهِى لَوْ أَرَدْتَ هَوانِى لَمْ تَهْدِنِى، وَلَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِى لَمْ تُعافِنِى . إِلٰهِى مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِى فِى حاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى فِى طَلَبِها مِنْكَ . إِلٰهِى فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَلَا يَبِيدُ كَما تُحِبُّ وَتَرْضىٰ . معبودم، حاجتم را برمگردان و طمعم را قرین نومیدی مساز و امید و آرزویم را از خود قطع مکن. معبودم، اگر خواری‌ام را می‌خواستی، هدایتم نمی‌کردی و اگر رسوایی‌ام را خواسته بودی سلامتی‌ام نمی‌بخشیدی، معبودم، این گمان را به تو ندارم که مرا در حاجتی که عمرم را در پیگیری‌اش سپری کرده‌ام، از درگاهت بازگردانی. معبودم تو را سپاس، سپاسی ابدی و جاودانه، همیشگی و بی‌پایان، سپاسی که افزون شود و نابود نگردد، آن‌گونه که پسندی و خشنود گردی.