﷽
🌿حکمت شماره ۲
وَ قَالَ (علیه السلام): أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَه.
امام عليه السلام فرمود: هر كس طمع را پيشه كند خود را حقير كرده و كسى كه ناراحتى هايش را (نزد اين و آن بدون هيچ فايده) فاش كند به ذلت خويش راضى شده و آن كس كه زبانش را بر خود امير كند شخصيتش حقير خواهد شد.
🍃از اين کارها بپرهيز:
🔹امام(عليه السلام) در اين کلام نورانى اش به پيامدها و آثار سوء سه رذيله اخلاقى در عباراتى کوتاه و فشرده اشاره فرموده است.
⬅️ نخست مى فرمايد: «هر کس طمع را پيشه کند خود را حقير ساخته است». (أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ). واژه «طمع» به معناى بيش از حق خود طالب بودن و گرفتن مواهب زندگى از دست ديگران است و تعبير به «استشعر» که به معناى پوشيدن لباس زيرين است اشاره به اين است که طمع را به خود چسبانده و از آن جدا نمى شود; بديهى است که افراد طماع براى رسيدن به مقصود خود بايد تن به هر ذلتى بدهند و دست سؤال به سوى هرکس دراز کنند و شخصيت خود را براى نيل به اهداف طمعکارانه خود بشکنند.
️نقطه مقابل طمع قناعت است که سبب عزت آدمى مى شود همان گونه که اميرمؤمنان فرمود: «عَزَّ مَنْ قَنَعَ; آن کس که قناعت پيشه کند عزيز خواهد بود».
و به گفته شاعر:
آز بگذار و پادشاهى کن
گردن بى طمع بلند بود!
⬅️در دومين نکته مى فرمايد: «کسى که سفره دل خويش را (نزد اين و آن بدون هيچ فايده) باز کند (و مشکلات خود را فاش سازد) رضايت به ذلت خود داده است»; (وَ رَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ). روشن است هرگاه انسان نزد طبيب درد خود را بگويد و از وى راه درمان بطلبد يا پيش قاضى ظلمى را که بر او رفته بيان سازد و از او احقاق حق بخواهد يا نزد دوستش از گرفتارى خود براى گرفتن وام سخن بگويد کار خلافى نکرده و به دنبال مشکل گشايى بوده; اما طرح مشکلات نزد کسانى که هيچ گونه توانايى بر حل آن ندارند اثرى جز ذلت و سرافکندگى انسان نخواهد داشت. در اين گونه موارد بايد خويشتن دار بود و لب به شکايت نگشود.
⬅️آن گاه امام(عليه السلام) در جمله سوم مى فرمايد: «کسى که زبانش را بر خود امير سازد شخصيت او تحقير مى شود»; (وَهَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ). منظور از امير شدن زبان آن است که از تحت کنترل عقل و فکر خارج شود و هرچه بر زبانش آمد بگويد. بديهى است سخنانى که از فکر و عقل و تقوا سرچشمه نمى گيرد در بسيارى از موارد خطرهايى ايجاد مى کند که انسان قادر بر جبران آن نيست و گاه اسباب رنجش افراد آبرومند و سبب ايجاد اختلاف در ميان مردم و کينه و دشمنى نسبت به گوينده و ديگران مى شود.
🔹شايان توجه است صفات سه گانه نکوهيده اى را که امام در اين بيان کوتاه ذکر کرده (طمع، فاش کردن ناراحتى ها نزد هرکس و امير ساختن زبان بر خود) هرسه در اين جهت مشترکند که سبب ذلت و خوارى مى شوند و اين هماهنگى در اثر سبب شده است که امام(عليه السلام) هر سه را کنار هم قرار دهد.
🆔 @vabel110
#یهودشناسی
#قوم_نافرمان
#قسمت_دوم
⁉️🤔بریم ببینیم تاریخ یهود از کجا شروع شد؟
همین اول این تذکر رو بدم که بنی اسرائیل یه تفاوت ریزی با یهود داره اما از ابتدا ما باید تاریخ بنی اسرائیل رو بگیم تا بعد ببینیم کجا یهود از بنی اسرائیل جدا می شه.
✅ تاریخ بنی اسرائیل از زمان حضرت یعقوب شکل گرفت. حضرت یعقوب پسر حضرت اسحاق بود و حضرت اسحاق پسر حضرت ابراهیم.
(ابراهیم👈🏻اسحاق👈🏻یعقوب).
حضرت اسحاق دو تا پسر خدا بهش داد عیسو و یعقوب. حضرت یعقوب پایه گذار بنی اسرائیل هستن.
⁉️حالا چرا به حضرت یعقوب پایه گذار بنی اسرائیل می گیم؟
چون لقب ایشون اسرائیل بوده.
اسرائیل رو سه تا معنای مهم براش گفتن:
▪️ تو تورات اومده اسرائیل یعنی کسی که نزد خدا مقاومه
▪️تو بعضی روایات اسلامی اسرا رو گفتن خالص و ئیل رو گفتن خداوند پس اسرائیل یعنی کسی که خودش رو برا خدا خالص کرده
▪️و همچنین تو بعضی روایات هم اومده اسرا می شه بنده و ئیل هم که همون خداست پس اسرائیل می شه بنده خدا همون عبدالله خودمون.
✅ این لقب اسرائیل برای حضرت یعقوب رو قرآن هم به رسمیت شناخته تو سوره آل عمران راجع به حضرت یعقوب گفته؛ اسرائیل این کار رو کرد، پس لقبیه که قرآن باهاش مشکل نداره مسلمون ها باهاش مشکل ندارن و این پیامبر بزرگ تو قرآن هم به این نام یعنی اسرائیل خونده شد.
✅وقتی حضرت یعقوب ملقب شد به اسرائیل، بچه های یعقوب می شن چی؟ بنی اسرائیل یعنی؛ بچه های یعقوب.
📌بچه های حضرت یعقوب دوازده نفر بودند و این دوازده نفر خیلی خیلی خیلی مهمن تو کل تاریخ بنی اسرائیل و یهود. این دوازده تا فرزند حضرت یعقوب از چند تا مادر بودن اما اگه بخوام چهار تاشون رو که خیلی مهم ترن بگم:
🔹یکیشون یهودا بود که هم خیلی قوی بود هم یه جورایی رهبر بقیه می شد.
🔹یکیشون لاوی بود که آقای لاوی جد حضرت موسی است و خیلی شخص منصف و منعطف و بامرامی بوده.
👈🏻یهودا و لابی از یه مادر بودن
دو تا بچه دیگه که خیلی مهمن؛
🔹حضرت یوسف پیامبر خدا
🔹و بعدی هم بنیامین
👈🏻که یوسف و بنیامین هم از یه مادر بودن. پس چهار تا بچه مهم شد؛ یهود، لابی، یوسف و بنیامین.
‼️ تاریخ بنی اسرائیل یا همون بچه های یعقوب متاسفانه با ترور شروع شد و این بچه ها به رهبری همون یهودا خواستند که حضرت یوسف رو بکشن یعنی تصور کنید یک کودک هفت هشت ساله فقط به خاطر اینکه کودکه و اینا خوششون نمی آد پدرشون به این کودک توجه کنن قراره برادرشون رو بکشن و البته به نظر میاد انگیزه به جز توجه پدر، همون جانشینی رئیس قبیله شدن هم هست. خلاصه هر طور که بود قرار مدار برادرکشی رو بین هم انجام می دن و این دومین بار بعد از قضیه قابیله که یه سری پسر پیامبر می خوان برادرشون رو بکشن البته اینجا جناب لاوی که گفتیم جد حضرت موسی است خیلی به این ها اعتراض کرد که آقا نکنید این بچه رو نکشید نهایتا قرارش بدید تو چاه و این شد که حضرت لاوی خطر را از حضرت یوسف دور کرد. با ماجراهایی که دیگه می دونید و شنیدید حضرت یوسف به مصر رسید و اونجا شد وزیر پادشاه.
⁉️📌 حالا اینجا یه نکته خیلی مهم هست که این وزیر شدن حضرت یوسف تو کدوم دوره مصر بوده؟
چون مثلا الان تو اهرام مصر یا تو کتیبه های قدیمی مصری اسمی از حضرت یوسف نیست ایشون کی وزیر بودن که هیچ نشانی ازشون نیست؟ از اون طرف هم می بینیم تعبیر قرآن از پادشاه های مصر فرعونه منتها وقتی به داستان یوسف می رسه از پادشاه تعبیر به َمَلِک می کنه.
✅دلیل این مطلب اینه که طبق تاریخ حضرت یوسف وزیر هیکسوس ها بوده.
⁉️ هیکسوس ها کی بودن؟
اصالتا مصری نبودن و از نظر مصری ها بیگانه حساب می شدند این هیکسوس ها اومدن و مصر پیشرفته اون روز رو که خیلی از نظر فناوری جلو بود اما یک کم ضعیف شده بود تصاحب کردن یعنی هیکسوس ها اومدن فرعونا رو انداختن بیرون.
به احتمال زیاد سال هزار و ششصد قبل از میلاد حضرت یوسف وزیر اصلی هیکسوس ها می شه. داستان وزیر شدنشون هم همون خواب پادشاه و قحطی و این هاست که همه شنیدید و واردش نمی شیم. وقتی حضرت یوسف وزیر این هیکسوس ها شد قحطی شدیدی تو مصر و اطرافش ایجاد شد این قحطی خب به فلسطین و کنعان هم رسید که بنی اسرائیل یعنی بچه های یعقوب اونجا ساکن بودند وقتی این ها دچار قحطی شدن به پدرشون یعقوب گفتن که ما میریم مصر انگار اونجا یه وزیری داره که تونسته اوضاع رو کنترل کنه و یکم بار و آذوقه و این ها بگیریم و برگردیم کنعان. وقتی که اینا اومدن مصر دوباره جریاناتش رو شنیدید که حضرت یوسف گفت برید بنیامین رو بیارید بعد حضرت یوسف طرحی ریخت بنیامین به خاطر سرقت پیششون باقی موند و بعد این ها برگشتن و پیرهن یوسف رو بردن و دیگه اینا رو خیلی توضیح نمی دم نهایتا خود حضرت یعقوب با کل بچه هاش پاشد اومد مصر و عملا بنی اسرائیل از فلسطین که دچار قحطی شده بود پا شدن اومدن مصر.
ادامه دارد...
منبع: https://eitaa.com/Manahejj_Radio
🆔 @vabel110
﷽
🌿حکمت شماره ۳
و قَالَ (علیه السلام): الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَ الْفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ [حَاجَتِهِ] حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ.
امام(عليه السلام) فرمود:
بخل ننگ است و ترس مايه نقصان، فقر شخص زيرک را از بيان دليلش گنگ مى سازد و آن کس که فقير و تنگدست است حتى در شهر خود غريب است.
🆔 @vabel110
🍃چهار نقطه ضعف:
🔹بخل ننگ است; (الْبُخْلُ عَارٌ).
بخل آن است که انسان حاضر نباشد چیزى از مواهب خداداد را در اختیار دیگران بگذارد، هرچند امکانات او بسیار بیش از نیازهاى او باشد و نقطه مقابل آن سخاوت و کرم است که گاه سبب مى شود انسان حتى وسائل مورد نیاز خود را به دیگران ببخشد و خود به کمترین مواهب حیات قناعت کند.
عار بودن بخل و افتخار بودن کرم و سخاوت بر کسى پوشیده نیست، زیرا
◾اولاً بخل سبب نفرت مردم از بخیل مى شود و افراد نزدیک و دور از او فاصله مى گیرند
◾ثانیا بخل سبب سنگدلى و قساوت است، زیرا بخیل ناله مستمندان را میشنود و چهره رقت بار آنها را مى بیند و در عین حال به آنها کمکى نمى کند و این مایه قساوت است.
◾ثالثا بخل سبب مى شود که بسیارى از منابع اقتصادى از گردش تجارى سالم خارج شود و به صورت کنز و اندوخته در آید در حالى که گروه هایى در جامعه ممکن است به آن نیاز داشته باشند.
◾رابعاً افراد بخیل گاه به زن و فرزند خود نیز تنگ و سخت مى گیرند به اندازه اى که مرگ او را آرزو مى کنند و این عار و ننگ دیگرى است.
◾خامسا افراد بخیل به سبب دلبستگى فوق العاده غیر منطقى به مال و ثروتشان از نظر تفکر اجتماعى بسیار ضعیف و ناتوانند و این هم ننگ و عار دیگرى است، لذا امام(علیه السلام) در عهدنامه معروف مالک اشتر به او توصیه مى کند که هرگز بخیل را در مشورت خود دخالت ندهد که او را به ترک حق دعوت مى کند و از تهى دستى و فقر مى ترساند.
🔹آنگاه امام به رذیله دوم اخلاقى اشاره کرده مى فرماید: ترس مایه نقصان مى شود; (وَالْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ).
افراد ترسو هرگز نمى توانند از قابلیت ها، شایستگى ها و استعدادهاى خود استفاده کنند و نتیجه آن عقب ماندگى در زندگى است. به علاوه هنگامى که دین و جان و ناموس و کشور آنها به خطر بیفتد از جهاد ابا دارند و به جاى این که در صف مجاهدان باشند در صف قاعدان و بیماران و از کار افتادگان و کودکان قرار مى گیرند. هرگز هیچ آدم ترسویى به مقامى نرسیده; نه کشف مهمى کرده نه پیروزى چشمگیرى به دست آورده و نه به قله هاى کمال رسیده است. حتى امیر مؤمنان على(علیه السلام) به مالک اشتر توصیه مى کند «که هرگز افراد ترسو را به حوزه مشاوران خود راه مده»; و همان گونه که امام(علیه السلام) در نامه مالک اشتر اشاره فرموده سرچشمه جبن و ترس سوء ظن به ذات پاک پروردگار است، زیرا مى دانیم خداوند به افراد با ایمان وعده داده که من شما را تنها نمى گذارم به جنگ مشکلات بروید و از من یارى بطلبید.
🔹آن گاه امام در سومین جمله اشاره به آثار فقر در زندگى انسان ها مى کند و مى فرماید:فقر شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ مى سازد; (وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ).
اشاره به این که از یک سو افراد فقیر در خود احساس حقارت مى کنند و هر اندازه فَطِن و باهوش باشند بر اثر این احساس حقارت از گفتن حرف حساب خود و دفاع از حقوق خویشتن باز مى مانند و از سوى دیگر چون مى دانند بسیارى از مردم براى سخنان آنها بهایى قائل نمى شوند چون غالباً دنیاپرستند و براى افراد ثروتمند شخصیت قائلند همین احساس سبب مى شود که فقیران نتوانند حرف حق خود را بیان کنند.
درباره آثار سوء فقر و تنگدستى روایات زیادى از معصومین(علیهم السلام) وارد شده که حتى فقر را در سرحد کفر معرفى کرده اند و این به سبب آن است که پیروان خود را براى مبارزه با فقر تشجیع کنند. در دنیاى امروز نیز در مقیاسه اى عظیم این حقیقت به چشم مى خورد که دولت هاى ثروتمند و زورگو با شجاعت سخنان باطل خود را همه جا مطرح مى کنند در حالى که دولت هاى فقیر از رساندن حرف حساب خود به گوش جهانیان عاجزند.
البته این اصل استثنائاتى نیز دارد; افراد فقیرى را مى شناسیم که همچون ابوذر شجاعانه به مبارزه با طاغوت هاى زمان برخاستند و حجت خود را بر آنها تمام کردند هرچند این قیام ها گاه به قیمت جان آنها تمام شد; ولى این افتخار را در تاریخ براى خود ثبت کردند که در صف اول از صفوف مبارزان راه حق بودند.
⬅️اگر در بعضى از روایات مدحى از فقر شده و پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آن را فخر خویش شمرده
◾یا اشاره به فقر الى الله است که قرآن مجید بیان کرده: (یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ)
◾و یا اشاره به ساده زیستى و قناعت است که در ظاهر شباهت با فقر دارد.
🔹حضرت در چهارمین و آخرین جمله که در واقع تکمیل کننده جمله سوم است مى افزاید: آن کس که فقیر و تنگدست است حتى در شهر خود غریب است; (وَالْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ).
زیرا غریب کسى است که دوست و آشنایى ندارد و احساس تنهایى مى کند و مى دانیم دنیاپرستان از افراد فقیر و تنگدست فاصله مى گیرند و آنها را در شهر خود غریب مى گذارند و به عکس ثروتمندان حتى در بلاد دوردست از وطنشان غریب نیستند همان گونه که شاعر مى گوید:
منعم به کوه و دشت و بیابان غریب نیست
هر جا که رفت خیمه زد و بارگاه ساخت
دیگرى مى گوید:
آن را که بر مراد جهان نیست دسترس
در زاد و بوم خویش غریب است و ناشناس
⬅️بعضى میان فقیر و مُقِلّ این فرق را گذاشتند که فقیر به کسى مى گویند که در عین فقر، فقر خویش را نیز اظهار مى کند و مقل کسى است که فقیر است و خویشتن دار.
🆔 @vabel110
🤲🏻 صلوات بر امام جواد علیه السلام
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ عَلَمِ التُّقىٰ، وَنُورِ الْهُدَىٰ، وَمَعْدِنِ الْوَفاءِ، وَفَرْعِ الْأَزْكِياءِ، وَخَلِيفَةِ الْأَوْصِياءِ، وَأَمِينِكَ عَلَىٰ وَحْيِكَ . اللّٰهُمَّ فَكَما هَدَيْتَ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَاسْتَنْقَذْتَ بِهِ مِنَ الْحَيْرَةِ، وَأَرْشَدْتَ بِهِ مَنِ اهْتَدىٰ، وَزَكَّيْتَ بِهِ مَنْ تَزَكَّىٰ، فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيائِكَ، وَبَقِيَّةِ أَوْصِيائِكَ، إِنَّكَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.
خدایا درود فرست بر محمّد بن علی بن موسی، نشانه تقوا و نور هدایت و معدن وفا و نژاد پاکان و جانشین اوصیا و امین تو بر وحی. خدایا چنانکه به وسیله او مردم را از گمراهی به عرصه هدایت آوردی و از سرگردانی رهایی بخشیدی و به وجود او راهنمایی کردی هرکه را که هدایت یافت و تربیت نمودی هرکه را که تربیت شد، پس بر او درود فرست، برترین درودی که بر یکی از اولیایت و باقیمانده اوصیایت فرستادی، به درستی که تو توانمند و فرزانهای.
💚عید مبارک
🆔 @vabel110
﷽
🌿حکمت شماره ۴
وَ قَالَ (علیه السلام) الْعَجْزُ آفَةٌ، وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ، وَ الزُّهْدُ ثَرْوَةٌ، وَ الْوَرَعُ جُنَّةٌ، وَ نِعْمَ الْقَرِينُ [الرِّضَا] الرِّضَى.
امام(عليه السلام) فرمود: عجز و ناتواني آفت است و صبر، شجاعت و زهد، ثروت و تقوا و پرهيز گاري سپري است ( در برابر گناهان و خطرات شيطان و هواي نفس) و رضايت و خشنودى (از تقديرات الهى) بهترين همنشين است.
🆔 @vabel110