3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند وقت پیش یه فیلمی دیدم از انگلی که درون بدن یه مانتیس(ملخ)رشد کرده بود.
کرمِ انگلی با ربودن ژن میزبان، ذهن اون رو کنترل میکرد و هدایت مانتیس رو به دست میگرفت.
این جماعت سلطنت طلب و شاهزاده پرست رو که میبینم ذهنم میره پیش انگل و مانتیس.
حس میکنم شیطان بهشون مسلط شده وگرنه این حجم از توحش، زامبی گری و بی مغزی از یک انسان هيچ جوره برام قابل هضم نیست.
🆔 @vabel110
🍃نتيجه تسليم در برابر آرزوها:
🔹أمل به معناى هر نوع آرزو است؛ خواه آرزوى معقول باشد یا نامعقول، از این رو این واژه در مورد معصومان و اشخاص برجسته نیز به کار رفته آنها را کعبه آمال مى نامند و حتى خداوند به عنوان «منتهى الأمل» شمرده شده که همان آخرین نقطه آرزو است.
⬅️ در مناجات مفتقرین از مناجات پانزده گانه امام سجاد(علیه السلام)مى خوانیم: «یا مُنْتَهى أَمَلِ الاْمِلینَ»
⬅️و در حدیث نیز از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله)نقل شده که فرمود: «الاَْمَلُ رَحْمَةٌ لاُِمَّتِی وَلَوْ لاَ الاَْمَلُ مَا رَضَعَتْ وَالِدَةٌ وَلَدَهَا وَلاَ غَرَسَ غَارِسٌ شَجَراً; آرزو مایه رحمت براى امت من است و اگر آرزو نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى داد و هیچ باغبانى درختى نمى کاشت».
زیرا آرزوهاست که انسان را به تلاش و کوشش براى رسیدن به اهداف برتر و بالاتر وا مى دارد.
‼️ولى همین آرزو هرگاه به صورت نامعقول درآید و تبدیل به آرزوهاى دور و دراز و دست نیافتنى شود انسان را چنان به خود مشغول مى دارد که از همه چیز حتى خداوند و مرگ و معاد غافل مى شود و چنان سرگرم مى گردد که ناگهان مرگش فرا مى رسد در حالى که دستش از همه چیز تهى است.
⬅️درباره طول امل و درازى آرزوها و پیامدهاى سوء آن بحث گسترده اى در روایات معصومان آمده است که به چند نمونه آن اشاره مى شود.
✅ از جمله در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «اَلأَمَلُ یُفْسِدُ الْعَمَلَ وَیَفْنِی الاَْجَلَ; آرزوهاى دراز اعمال انسان را تباه مى کند و مرگ را به فراموشى مى افکند».
✅ در حدیث دیگرى از همان حضرت مى خوانیم: «اَلأَمَلُ سُلْطانُ الشَّیاطینِ عَلَى قُلُوبِ الْغافِلینَ; آرزوى دور و دراز مایه سلطه شیاطین بر دل هاى غافلان است»
✅ باز در حدیثى از همان حضرت آمده است: «اَلأَمَلُ کَالسَّرابِ یُغِرُّ مَنْ رَآهُ وَیَخْلِفُ مَنْ رَجاهُ; آرزوهاى دور و دراز همچون سراب است بیننده را مى فریبد و آن کس را که بر آن دل ببندد مأیوس مى سازد»
🆔 @vabel110
دعای روز چهارم ماه رمضان:
«اللَّهُمَّ قَوِّنِی فِیهِ عَلَی اِقَامَةِ اَمْرِکَ وَ اَذِقْنِی فِیهِ حَلاوَةَ ذِکْرِکَ وَ اَوْزِعْنِی فِیهِ لِاَدَاءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ وَ احْفَظْنِی فِیهِ بِحِفْظِکَ وَ سِتْرِکَ یَا اَبْصَرَ النَّاظِرِینَ».
خدایا در این ماه برای برپاداشتن امرت نیرومند ساز مرا، و شیرینی ذکرت را به من بچشان، و ادای شکرت را به من الهام فرما، و به نگهداری و پوششت نگاهم بدار، ای بیناترین بینندگان.
🆔 @vabel110
هدایت شده از هجرت | مامان دکتر 🇮🇷
◾️مادر حاج احمد متوسلیان آسمانی شد
پایان چهل و سه سال چشم انتظاری
حاجیه خانم معصومه حسینی زاده مادر جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان پس از چهل و سه سال چشم انتظاری برای دیدار فرزندش، در شب پنجم ماه مبارک رمضان آسمانی شد.
حاج غلامحسین متوسلیان پدر حاج احمد نیز پانزدهم خرداد سال ۱۳۸۷ پس از سالها امید و انتظار، چشم از جهان فرو بست.
.
✅کانال عقیق
@aghigh_ir
دعای روز پنجم ماه رمضان:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ اَوْلِیَائِکَ الْمُقَرَّبِینَ بِرَاْفَتِکَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ».
خدایا قرار ده مرا در این ماه از آمرزش جویان، و از بندگان شایسته فرمانبردار، و از اولیای مقرّبت، به رافتتای مهربانترین مهربانان.
🆔 @vabel110
پسر من عاشق ریاضیه! عاشق ها!
از همون بچگی که درمورد مریم میرزاخانی شنید، افتاد دنبال فهمیدن نظریه اعداد و اینجور چیزا.
تو ایران یه مدرسه خیلی خوبی میرفت، بچه های تیزهوش و سختکوش و عشق درس.
صبح تا شب داشتن کنار هم تمرین های اضافه مینوشتن و کلاسهاشون هم سطح بالا بود.
گذشت و اومدیم ژاپن.
تو سن راهنمایی بود.
همه بهش گفتن وای خوشبجالت رفتی تو کشوری که بهترین مدارس رو داره! از فردا فقط مسائل پیچیده جبر و تحلیل و ایستگاه فضایی و هابل و امواج نور و فلان!!
مدرسه دولتی که شهرداری نامه داد پسرمو ثبت نام کردیم، مدرسه شماره یک کل استان کیوتوئه. مدرسه ای که نسل اندر نسل مهمترین آدمهای شهر و کشور ازش بیرون اومدن.
پسرم با یکدنیا اشتیاق وارد مدرسه شد.
خب زنگ اول ریاضی، خیلی ساده و معمولی.
زنگ بعد هرکدومشونو نشوندن پای یه چرخ ژانومه که بفرمائید کیسه خرید بدوزیم!!! تنها کسی که اونجا تو عمرش چرخ خیاطی از نزدیک لمس نکرده بود پسر من بود!
خب بعدش؟!
نوبت کاشت پیازچه و سیب زمینی شیرین تو باغچه اس!
بعدش؟! جلسه کمیته دانش آموزی درباره تغییر ساعت شستن توالت ها!!
بعدش؟ حالا باید بریم تمرین برنامه فستیوال فرهنگی مدرسه!
بعدش؟!
بعدش؟!..
هرچی پسرم منتظر شد از اون کلاسهای افسانه ای فوق پیشرفته خبری نشد!!
این شد که رفت تو فاز افسردگی و خشم.
هرروز میگفت کاش برگردیم ایران! سطح مدرسه اونجا کجا اینجا کجا؟! من از اینجا متنفرم..
و بعد درحالیکه باحسرت دوستان ایرانیش رو در اینستاگرام میدید که تو انواع المپیادها شرکت میکنن و از حالا دارن برای ورود به صنعتی شریف و امیرکبیر آماده میشن، حسرت میخورد، و هرموقع لابلای انبوه گزارش نویسی تکالیف سنگین مدرسه، وقت میکرد از اینترنت مسائل و درسهای اضافی دانلود میکرد و برای خودش میخوند و تمرین میکرد.
خلاصه که گذشت.
اوایل همین تابستان گذشته، یه آقایی از ایران تماس گرفت گفت در آموزش پرورش کار میکنه و ناراحت بود که نمرات درک مطلب دانش آموزان ایرانی خیلی خیلی پایینه. به من گفت اگر بتونم یه جلسه برای همکارانشون صحبت کنم و بگم چرا نمرات درک مطلب دانش آموزان ژاپنی تقریباً در جهان از همه بالاتره.
منم گفتم اجازه بدین یکی دوهفته تحقیق کنم بعدش.
اون آقا که نمیدونم کی بود، دیگه هرگز زنگ نزد
اما باعث شد من کلی دراین مورد مطلب یاد بگیرم.
با معلمهای مختلف حرف زدم سرچ کردم مطلب خوندم
آخرش گفتم بذار از پسرم هم بشنوم دیگه! خودش تو این مدارس بوده از هرکسی بهتر تجربه کرده!
وقتی ازش پرسیدم گفت اوووه مدارس ژاپن هزار جور برنامه برای رشد تفکر و درک مطلب دارن! از ابتدایی تااا آخر دبیرستان!
مثلا اینکه مدارس ژاپن برنامه صبحگاهی کلا ندارن، بچه ها مستقیم میرن سر کلاس، زنگ اول کلاس مطالعه دست جمعیه. همههه بچه ها باید یه کتاب غیردرسی همراهشون باشه. خود معلم هم.
یکساعت کامل در سکوت همه دارن کتاب میخونن! از رمانهای چیپ و مانگاهای ساده تا کتابهای فلسفی! معلمها فقط زیرچشمی مراقبن کتاب غیراخلاقی نباشه، وگرنه هرچیزی ببری آزاده!
بعدش گزارش نویسی هرروزه برای هررررچیزی!
همینطور کلاس های نقد قانون مدنی تو دبیرستان!
کتاب قوانین مدنی ژاپن پر از لغت های سخته، بچه ها باید دقیق و موشکافامه بخونن و هرکسی یه قانونی رو به انتخاب خودش تحلیل و بررسی کنه.
سخنرانیهای دانش آموزی مربوط به مسائل روز جهان، فلسفه اخلاق، سیاست.. تا سخنرانیها و برنامه کار دولتمردان و نماینده های مجلس و احزاب!
بچه ها تشویق میشن ماه ها مطالعه کنن بعد برای بقیه صحبت و تحلیل کنن، هر موضعی که داشته باشن بقیه به چالش میکشن، نویسنده کتابها رو به چالش میکشن، دیدگاه ها رو،
کاری میکنن که دیگه هیچ دانش آموزی حرف بی سند و نامعتبر رو هیچکجا نپذیره. دانش آموز در هزاربار بحث و چالش، مفهوم اعتبارسنجی منابع رو میفهمه و یاد میگیره..
همیشه گفتم بزرگترین نقد من به آموزش پرورش ایران، اینه که صددرصد تمرکز فقط روی دانشه! ریاضی فیزیک شیمی!
وقتی فقط مهندسی و پزشکی میشه امتیاز، زبان فارسی میشه گزینه عمومی در کنکور!!!
(مقایسه کنید با ژاپن که زبان ژاپنی مهمترین درس مدارس، و مهمترین و تاثیرگذارترین بخش کنکور برای تمام رشته هاست!)جامعه شناسی و علوم انسانی میشه تکرار و نشخوار ترجمه بی ربط و حتی از رده خارجِ متفکران خارجی!
همه چیز از روی کتاب، همه چیز از روی جزوه، همه چیز قالبی و سطحی و فاقد معنا و عمق.
(وقتی به دوستان همرشته ایرانی میگم ما در تمام سالهای ارشد و دکترا اینجا حتی یکدونه کتاب یا جزوه نداشتیم و تمام درسها، ارائه پروژه ها و تحقیقات واقعی و اجراشدهی اساتید بود باور نمیکنن!!)
https://t.me/Bahrami_Zeinab
میخواهند ادای شما را در بیاورند. چیزی نمیدانند از مسلکِ شما اما. تمام چیزی که از مبارزه و انقلاب میدانند، همین تجمعها، به آتشکشیدنها، فحش لفظی و دستی و مُشتی شعار پوچ است. و جالب اینجاست که در نهایت، خودشان را بعد از انجام تمام اینکارها “چریک” و “مبارز” و “انقلابی” میدانند. کاش دستی بود و میبردشان تا سال پنجاهوهفت. کاش میایستاند روبهروی شما. زل میزدند توی چشمهای مشتاقتان. نگاه میکردند شور و شوقتان را. دوشادوش هم ایستادنهاتان را. مشتهاتان را. قرآن و عکسهایی که به دست میگرفتید را. شبهای قرار را. نفس زدن توی کوچهها. دستهای رنگی. اعلامیههای پنهان شده در لباسها. پنهانی دعوت از دوست کردن را. ایدئولوژیِ مکتب یاد گرفتن و ارزش ساختن را. میدانِ مبارزه کردنِ مسجد و مدرسه و دانشگاه را. حسینه کردنِ کوچهها را. قرارگاه شدنِ خانهها را. چه میدانند از انقلاب؟ از براندازی یک نظام؟ چه میدانند وقتی که حتی نمیدانند هدف از مبارزه چیست. میخواهند شبیه شما باشند، حتی از پسِ تحقیر و توهینها هم این حسادت و خواهش عیان است. نمیتوانند، نه به خاطر تفاوتِ عیان حاکمها، نه! نمیتوانند چون مکتبی که ارزش نداند و نداشته باشد، مثل یک پرِ در معرض باد است. سرانجام ندارد. میچرخد به هرسو که بادی باشد و در انتها، بلاخره یک جا سقوط میکند.
میخواهند شبیه شما باشند. نمیتوانند. اما دختران ما، پسرانِ ما… مردان و زنان ما، خود شما هستند در قلهٔ شبابی. صورتها متفاوت است و سیرتها نه. همه یکیست. نفْس همان نفس است. دم همان دم. ارزش همان و عشق همان و جوهر هم همان. امام همان و ولّی همان. و خون هنوز میجوشد در رگها و فریاد میدَرَد گلوها را. هنوز هم ظلم و فساد نقطه ضعف است و ایمان و ارزش، خطِ قرمز. و پرچم و اللهش هنوز هم همانچیزی است که بهای در فراز ماندنش برای این مردمِ سینهچاکِ خامنهای، خون است و جان. بچههای ما، یعنی همان دختران و پسرانِ شما، خط را گرفتهاند، ای مردم سالِ پنجاه و هفت! و سرِ قرار حاضر میشوند، بدون ترس. بدون تردید. حواسمان به این امانت هست.
آیه سعیدی
دعای روز ششم ماه رمضان:
«اللَّهُمَّ لا تَخْذُلْنِی فِیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ وَ لا تَضْرِبْنِی بِسِیَاطِ نَقِمَتِکَ وَ زَحْزِحْنِی فِیهِ مِنْ مُوجِبَاتِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَ اَیَادِیکَ یَا مُنْتَهَی رَغْبَةِ الرَّاغِبِینَ».
خدایا مرا در این ماه به خاطر نزدیک شدن به نافرمانیات وامگذار، و با تازیانههای انتقامت عذاب مکن، و از موجبات خشمت دورم بدار، به فضل و عطاهایت، ای نهایت دلبستگی دلشدگان.
🆔 @vabel110