eitaa logo
وابل🇮🇷
194 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
272 ویدیو
41 فایل
وابل [ ب ِ ] (ع ص ) بخشنده عرب به باران پربار و پرنعمت وابل میگوید. اینجا با هم کلام امیر(ع) را میخوانیم🌿 #نهج_البلاغه
مشاهده در ایتا
دانلود
چه میدونم! شاید ارزشی بوده اون دخترِ مدرسه میناب که پدرش استوری گذاشت: عمو ترامپ بزن. چه میدونم! شاید انقلابی بوده اون پسری که تو استادیوم آزادی کار میکرد و خواهرش استوری گذاشت: عمو ترامپ بزن. 🆔 @vabel110
هدایت شده از Aminikhaah_Media
@Aminikhaahاشتبا پزشکیان را کش ندهیم .mp3
زمان: حجم: 3.6M
🎙️ ❌ عذرخواهی از متجاوز نداریم! 🔥 نیروی نظامی آتش به اختیار عمل نکردند‌؛ در مقابل تجاوز آمریکا، برنامه همان جنگ منطقه ای بود که انجام شد . 📌 برگرفته از جلسه « وعده ها، نقشه ها » ✅️ @Aminikhaah_media
هدایت شده از وابل🇮🇷
سوره مبارکه فتح
انرژی بفرستیم برای رزمنده هامون💚
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حجت الاسلام خلج: گوساله سامری امت ما، منافقینی هستند که می‌بینند در آستانه پیروزی هستیم ولی باز میگویند موشک نزنیم !
ترامپ اینگونه به منظور پایان جنگ برای خود راه باز می‌کند: ایران ناگهان شروع به عذرخواهی از کشورهای خاورمیانه کرده است. شما می‌توانید این را به عنوان یک پیروزی برای ما و کشورهای خاورمیانه که واقعاً دوست ما هستند، ثبت کنید. ‼️وقتی هنوز برات جا نیفتاده رئیس جمهوری و آداب صحبت کردن در این جایگاه رو بلد نیستی و فکر میکنی حکام عرب پسرخاله هاتن... فکر میکنی این یه دعوای ساده فامیلیه که باید با بزرگی و گذشت حلش کنی. از کسی که خودش اعتراف میکرد تخصصی نداره انتظاری هم نمیره. ولی کسی که حرف زدن بلد نیست، حرف نزدن که بلده. این یک بحث و تسویه حساب جناحی نیست این یک واقعیته که خون به دل یک امت کردی. 🆔 @vabel110
نمیدونم چجوری بگم... ولی هرجور حساب کتاب میکنم میبینم اونیکه حرف از مذاکره و آتش بس میزنه هیچ دلیل منطقی و عقلانی نمیتونه داشته باشه الا اینکه سودی از این قضیه ببره که ما خبر نداریم🤷🏻‍♀️ راستی ترامپ گفت اگه شکست بخوره اسم دوستای ایرانیِ داخلِ کشور رو میگه دیگه خودت حدیث مفصل بخوان. 🆔 @vabel110
یسری بچه ها رو دیدی تو مدرسه هرکاری میکنن که خودشون رو تو فلان گروهِ دوستی جا بدن؟ لقمه و تغذیه خودشون رو میدن فلانی بخوره مشقا و مسئله هاش رو حل میکنن به جاش تو صف خرید تغذیه میمونن خلاصه هرکاری میکنن که از اون فرد یا گروه طرد نشن. چه سودی داره براشون؟ در واقع هیچی، نهایتا یه حس اقناع پوشالی که با یه اخم طرف مقابل از بین میره ولی متاسفانه چون این بچه ها در جریان تربیت با مفهوم عزتمندی آشنا نشدن، ارزش وجودی خودشون رو نشناختن و باور ندارن میتونن گروه دوستی خودشون رو تشکیل بدن باز تلاش برای جا زدن خودشون تو اون گروه دوستی رو تکرار میکنن. بار ها میشکنن و بار ها باز هم پا تو همون مسیر شکست میذارن. این گروه از بچه ها شما رو یاد چیزی نمیندازه؟ 🆔 @vabel110
دعای روز هجدهم ماه مبارک رمضان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📝 *نامه نوه آقای حداد عادل به عمه شهیدش (عروس )- بخش اول* بسم‌الله برای «عمه جانم٬ عمه زهرا» امروز داغ تو روی قلبم سنگینی می کند و بغض راه گلویم را بسته است. حس می‌کنم برای ادای دین باید از یاد تو بگویم و بنویسم. از درس هایت، از سبک زندگیت؛ می‌دانم قطره ای از رودی است که چند روزی می‌شود به اقیانوس پیوسته. اما به مدد صاحب این روزها٬ امام حسن مجتبی برایت می‌نویسم. مرور سبک زندگی پربرکتت الگوی ماست؛ من باور دارم که هر معلمی که به شهادت می‌رسد٬ مصداق گندمی است که از بر خاک افتادنش کشتزاری می روید و چون آیه آخر سوره فتح گیاهی خواهد شد که جوانه های کوچکی از کنارش می روید و کم‌کم آن جوانه ها تبدیل به ساقه هایی ستبر و قوی می شوند. شخصیتت ابعاد مختلفی داشت‌. هم معلم و معاونی بودی که مدرسه بر محورت می‌چرخید، هم همسر و مادری که بیتی را پاسداری می کرد تا سرباز امام‌زمان تربیت کند. می‌گفتی حفظ برکت در یک خانه آداب‌دانی و حرمت نگهداشتن دارد؛ یادم هست یک بار برادرم خواست با پا گوشه سفره را مرتب کند که با مهربانی همیشگی ات یادآوری کردی که سفره حرمت دارد و باید آدابش را رعایت کرد. درباره اسراف خیلی حساس بودی. نان سنگک می خریدی و غذاهای نانی زیادی درست می‌کردی اما اگر کمی نان ها خشک یا بیات می‌شد زود غذایی مثل کلجوش درست می کردی تا استفاده شود؛ اگر باز هم خرده نانی می‌ماند آرد می‌کردی تا برای سوخاری از آن استفاده کنی. سفارش می کردی وقتی می‌روم خرید کیلویی میوه نخرم. همه چیز را دانه‌ای و به تعداد نیاز بخرم تا اسراف نشود. هنرمند بودی و خیاطی می کردی. روز عروسیم یادت هست؟ خودت رفتی گل خریدی و با دستان هنرمندت سفره و پرده عقدم را آماده کردی. هر نوزادی که در فامیل به دنیا می‌آمد برایش یک ساک کودک، بالشت یا چیز دیگری می‌دوختی و با اضافه پارچه‌ها هم یک پتو چهل‌تکه درست می‌کردی. دلم می‌خواهد روی بالشتی که برای پسرم ابوالفضل دوختی سر بگذارم و گریه کنم تا شاید آتش قلبم آرام بگیرد. می‌دانم که تو حالا در کنار بانوی الگو و هم نامت،حضرت زهرا هستی اما قلبم می سوزد از دروغ هایی که راحت به زبان‌ها می‌آمد و می‌رفت اما داغی ابدی به دل تو و عزیزانت شد. تو که حتی در وضعیت استراحت مطلق بارداری عروسک های سیسمونی فرزندت را خودت می‌دوختی اما می‌گفتند در انگلیس محمدباقرت را به دنیا آوردی و سیسمونیش را آنجا خریدی. تو با این حد از هنر و خلاقیت و ظرافت که هم‌نشین ایمان شده بود را چه نیازی به این داستان ها؟ شمایی که همیشه مدافع تولیدکننده ایرانی بودی؟ انگار همین دیروز بود که باهم به بازار رفتیم تا برای مدرسه خرید کنیم و بهانه و فرصتی باشد برای این که با شما درددل کنم. مرا بردی به مغازه‌ای و گفتی اگر جوراب خواستی اینجا جوراب های ایرانی خوبی دارد. مغازه دیگری برای شلوار ایرانی معرفی کردی و همین طور که داشتیم خرید می کردیم چشمم روی روسری ای مکث کرد و یک ماه بعد وقتی آن را به عنوان عیدی به من دادی فهمیدم چقدر به جزییات دقت میکنی و از چشمانم خوانده بودی که از آن خوشم آمده است. یادم نمی‌رود آن روز که باهم به راهپیمایی روز قدس رفته بودیم و هنگام برگشت جلوی میوه‌فروشی مکثی کردی . شب که شد دیدم بچه‌هایت کلی ذوق کرده‌اند؛ چون با وجود این که اواخر بهار بود گفتند ما میوه های نوبرانه نمی‌خریم اما حالا که تو مهمان ما هستی ، مامان برای بعد از افطار گوجه سبز و توت فرنگی برایت خریده . چه زیبا هوای همه‌مان را داشتی، چطور باورکنم از آن خانه‌ی ساده که هر وقت چیزی ناراحتمان می کرد به آن پناه می‌بردیم، چیزی نمانده.