eitaa logo
وابل🇮🇷
195 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
252 ویدیو
40 فایل
وابل [ ب ِ ] (ع ص ) بخشنده عرب به باران پربار و پرنعمت وابل میگوید. اینجا با هم کلام امیر(ع) را میخوانیم🌿 #نهج_البلاغه
مشاهده در ایتا
دانلود
با تمام سختی ها؛ مقاومت میکنیم و میجنگیم و میسازیم برای کشوری که قراره تحویل امام زمانمون بدیم. حتی اگر جان بدیم افتخارمون اینه قطره ای از دریای مقاومت بودیم. 🆔 @vabel110
از اسراف اجتناب کنیم؛ اسراف در آب، نان، گاز، بنزین، خوراکی‌ها و ارزاق روزانه ... سیدعلی حسینی خامنه‌ای ۱۴۰۴/۰۹/۰۶
از ستاد مردمی جبهه مقاومت قم بود. خانم فلانی که یه دبیر بازنشسته است و سالها عادت کرده به بدوبدو کردن. تو این سن و سال طبیعتا باید بشینه خونه برنامه‌های تلوزیونی تماشا کنه، با نوه‌هاش بازی و جلسات قرآن خونگی شرکت کنه اما خب تو این سن هم از بدو بدو دست نکشیده. اومده بود جلسه ندبه و از اهمیت حمایت از نیروهای نظامی میگفت.اینکه پشت پرده چه ماجراهایی در جریانه و ما ازش بی‌خبریم. کم و بیش با موکبشون و فعالیت‌هاشون همراهم، از نزدیک شاهد تلاش‌ها‌شون برای تجهیز نیروها بودم و میدونم شب و روزشون رو برای این مسئله گذاشتن. حالا هم که اومدن جلسه دغدغه‌شون توجیه افرادیه که هرکدوم یه گوشه‌‌ای از شهر موثرن. خانم فلانی مشغول صحبت شد و از اتفاقات پشت پرده گفت. از سختی‌هایی که نیروهای نظامی متحمل میشن. از کمبود بودجه و اقتضائات جنگی. از اینکه چند هزار نیروی جدید دارن برای سناریوهای مختلفی از جنگ آموزش می‌بینن و پروسه آموزشی به چه امکاناتی نیاز داره. حضار سراسر گوش بودن و طولی نکشید که یکی یکی دست به دلبستگی‌های دنیوی زدن و بندها رو باز کردن. طلاها دونه دونه از دست و گردن باز میشد و پر می‌کشید به سمت کمال. چه داستان‌‌هایی پشت هر تکه طلاست... چه عبرت‌هایی و چه تلنگرهایی. میگم براتون. میگم تا بلکه ماهم یکی تیشه بیاریم پی حفره زندان روایت در @motarasednevesht
حاج خانم مشغول صحبت بود. تعريف می‌کردن یه پسربچه 10 ساله بعد از سه سال تلاش و ممارست در راستای جلب رضایت پدر بالاخره صاحب دوچرخه شده بود. یه دوچرخه که همه‌ی دنیای کودکانه‌اش بود. شبی از کنار موکب جبهه مقاومت رد میشه. می‌بینه رزمنده‌ها کمک لازم‌اند به مادرش میگه میخوام فرداشب دوچرخه‌ام رو بیارم و هدیه کنم. اولش خادمین جدی نمیگیرن. گمان میکنن پسر بچه احساسی شده و حرفش موافق واقع نیست اما فردا شب با دوچرخه‌‌ی نو‌یی که هنوز کوچه پس کوچه‌های شهر رو خوب نگشته میاد. هنوز روایت تموم نشده که دختر 14ساله‌ی جمع‌مون اومد سمت خانم فلانی. گردنبندی که باباش برای جشن تکلیفش براش خریده بود رو تو دستش گرفته بود و با قاطعیت گفت: بفرمایید. دختر بچه 14 ساله جمع شده بود مثل اون رزمند‌ه‌های نوجوونی که به خط میزنن و شجاعتشون یه تلنگر به دل بزرگترها میزنه. دختر بچه خط شکن شد. بعدش دست‌ها یکی یکی میرفت سمت بندهای به دلبسته شده و زیورآلاتی که وابستگی هر خانم بود میشد دلیل دلدادگیش به صاحبدل. و خب میدونی چی دلمو خیلی آتیش زد؟ ازش پرسیدم چی شد گردنبندت رو دادی؟ گفت: بابام برام نیم ست خریده بود دست زدم دیدم گردنبندم سنگین‌تره، اون رو هدیه کردم. گاهی وقت‌ها کوچیکترها عملی رو زندگی میکنن که قصه‌اش رو زبون اساتیداخلاق شنیدی. برای خدا از بهترینش گذشت. خیراتش سرسری نبود روایت در @motarasednevesht
بغل دستم نشسته بودن. یه خانم حدود پنجاه شصت‌ساله. از خانم فلانی پرسیدن:« اگر گردنبندمون سنگی داشته باشه. سنگش رو جدا میکنید؟» خانم فلانی جواب داد:«بلی میره طلا فروشی، سنگها جدا و وزن میشه.» خانم دوباره پرسید:« میشه سنگ‌هاش رو جدا کنید بهم برگردونید؟» تعجب کردم. یعنی چه سنگیه؟ چرا سنگ‌هاش رو میخواد؟ گردنبندش رو که باز کرد دست گذاشت رو عقیق وسط گردنبند و گفت: « این انگشتر نامزدیم بود. سنگش رو بهم بدید کافیه.» دلم لرزید. معلومه که بعد چهل سال زندگی انگشتر ازدواجش براش خیلی عزیزه. من همین چند دقیقه قبلش حلقه‌ام رو تو دستم جابجا کرده بودم و از دلم گذشته بود که ببخشم؟ نه نتونستم. نمیشد از خاطره اولین هدیه‌اش بگذرم. اگر خودش هم متوجه بشه شاید ازم دلخور شه که پولشو بدیم اما حلقه رو نه. مجلس که تموم شد از حاج خانم شصت ساله پرسیدم:« حاجی ناراحت نمیشن انگشتر ازدواجی که انقدر براتون عزیز بوده که گردنبندش کردید رو دادید رفت؟» جواب داد:«حاجی 35 ساله شهید شده.» روایت در @motarasednevesht
نماز یکشنبه های ماه ذی القعده 🆔 @vabel110
آبا موزیکAliFani-EmamZaman-15.mp3
زمان: حجم: 4.3M
گر به ما کم میرسد از خصلت کم بینی است ورنه دارد ده برابر ده برابر میرسد. ♥🌿 🆔 @vabel110
﷽ 📜حکمت شماره ۳۹ ام وَ قَالَ (علیه السلام): لَا قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ، إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ. امام(عليه السلام) فرمود: هرگاه كارهاى مستحب به واجبات زيان برساند موجب قرب به خدا نمى شود. 🆔 @vabel110
📖 شرح حکمت ۳۹ ام: ‼️مستحبّات بى ارزش: 👈🏻 هرگاه كارهاى مستحب ضررى به واجبات بزند ارزش آن كاسته مى شود و ثواب آن كم مى گردد. ✅ مثل اين كه كسى از سر شب تا بعد از نيمه شب مشغول عزادارى باشد ولى خواب بماند و نماز صبح او قضا شود. همه مى گويند آن مستحبى كه به اين فريضه لطمه زد كم ارزش است. ✅ يا اين كه به سراغ كارهاى خير و كمك به مستمندان برود; ولى در اداى ديون خود و يا حج واجب كوتاهى كند. 👈🏻 دليل آن هم روشن است، فرائض و واجبات مصالحى دارد كه اگر ترك شود به انسان لطمه جدّى مى زند در حالى كه مستحبّات چنين نيست و به اين مى ماند كه كسى داروى اصلى درد خود را رها كرده و به داروهاى اضافى و غير ضرورى بپردازد. 🆔 @vabel110
بعضیا میگن نماز هم نخوندی نخون روزه هم نگرفتی نگیر به نامحرم نگاه کردی اشکالی نداره فقط دلت پاک باشه کافیه اونی که تو رو خلق کرده اگر فقط دل پاک براش کافی بود می‌گفت: آمنوا؛ایمان بیارید... در حالی که گفته: آمنوا و عملوا الصالحات؛ ایمان بیارید و اعمال صالح انجام بدید... یعنی هم دلت پاک باشه هم کارت درست 🆔 @vabel110