وَ قَالَ (علیه السلام): لَا [يُرَى الْجَاهِلُ] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً.
امام(عليه السلام) فرمود: هميشه جاهل را يا افراط گر مى بينى و يا تفريط كار!
نهج البلاغه؛ حکمت ۷۰
https://eitaa.com/vabel110
📜شرح حکمت ۷۰
‼️افراط و تفريط نشانه جهل است:
👈🏻 همیشه فضایل اخلاقى حد وسط در میان دو دسته از رذایل است:
✅ شجاعت حد اعتدالى است که در میان صفت تهور (بى باکى) و جبن (ترس و بزدلى) قرار گرفته است.
✅ عالم به سراغ حد وسط و جاهل یا در طرف افراط قرار مى گیرد و یا در جانب تفریط
✅ سخاوت حد اعتدال میان بخل و اسراف است.
‼️ با دقت به جوامع بشرى مى بینیم که غالب نابسامانى ها بر سر افراط و تفریط هاست که زاییده جهل و نادانى است; گاه آن چنان در مسائل اقتصادى قائل به آزادى مى شوند که فرآیند آن نظام سرمایه دارى ظالم است و گاه چنان سلب آزادى مى کنند که نتیجه آن نظام کمونیسم و گرفتارى هاى آن است، مهم یافتن خط اعتدال و ثابت ماندن بر آن است.
وَ قَالَ (علیه السلام): إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ، نَقَصَ الْكَلَامُ.
امام(عليه السلام) فرمود: هنگامى كه عقل كامل گردد سخن كم مى شود.
نهج البلاغه؛ حکمت ۷۱
https://eitaa.com/vabel110
📜شرح حکمت ۷۱
‼️نشانه كمال عقل:
رابطه کمال و تمام عقل با کم سخن گفتن از اینجا روشن مى شود که
👈🏻 اولاً ریشه مفهوم عقل، منع و جلوگیرى است و زانوبند شتر را از این جهت «عقال» مى گویند که او را از حرکت باز مى دارد و از آنجا که سخنان سنجیده، کم است و سخنان نسنجیده، بسیار، عقل به انسان مى گوید: بیشتر بیندیش و کمتر بگو.
👈🏻 ثانیاً مطالبى که گفتن آن ضرورت دارد نسبت به فضول کلام و سخنان زیادى بسیار کمتر است، از این رو افراد عاقل غالباً خاموش اند و به موقع سخن مى گویند.
👈🏻 ثالثاً انسان عاقل مى داند که بیشترین و مهم ترین گناهان با زبان انجام مى شود بدین سبب براى محفوظ ماندن از عواقب زیان بار گناه سعى مى کند کمتر سخن بگوید; ولى متاسفانه افرادى را مى بینیم که دم از ایمان مى زنند و گویى سخنان خود را جزء اعمال خود به حساب نمى آورند; در مجالس از آغاز تا پایان از سخنان لغو و بیهوده یا سخنانى که آمیخته با غیبت، اهانت و تهمت باشد ابا ندارند. انسان عاقل هرگز خود را گرفتار عواقب سوء پرگویى نمى کند.
👈🏻 رابعاً گفتار زیاد، نیروها و انرژى هاى ذخیره انسان را بر باد مى دهد و وقت عزیز او را تلف مى کند و موجب دشمنى ها و عداوت ها مى شود، بنابراین عقل و شرع به ما فرمان مى دهد که کم بگوئید و گزیده بگوئید.
از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودن:
لعنت خدا بر قطعکنندگان راههای خوبی.
گفتن که منظورتون کیا هستن؟
فرمودن: به فردی خوبی میشه ولی اون قدردانی نمیکنه و این باعث میشه کسی که خوبی کرده، تصمیم بگیره به بقیه خوبی نکنه!
- فروع کافی، فصل زکات، باب مَن کفر المعروف
خداوند برای هر گنجشک روزی رسان است
ولی روزیش را
در لانه اش نمی اندازد...
https://eitaa.com/vabel110
هدایت شده از خانواده ماه من|محدثه معصومی
انار بهشتــــی🌱
کنار بسترفاطمه اش نشست و با مهربانی پرسید: فاطمه جانم چیزی میل داری برایت تهیّه کنم؟
بانو پاسخ دادند: نه عزیزم! چیزی نمیخواهم.
دوباره اصرار کرد: فاطمه جانم با علی غریبی نکن.
بانو گفت: علی جان! پدرم به من سفارش کرده از شوهرت چیزی نخواه، شاید نتواند آنرا تهیّه کند و شرمنده شود.
دوباره با خوشرویی به فاطمه اش گفت: فاطمه جانم! به حقّ من، قسمت میدهم، هر چه میخواهی بگو.
بانو گفت: حالا که منرا قسم دادی، اگر برایم انار تهیّه کنی، خوب است.
فصل انار نبود...اما بعضیها انار داشتند.
از خانه بیرون رفت. از چند فروشنده پرسید. یک نفر گفت: چندروز پیش از شهر طایف؛ مقداری انار برای شمعون یهودی آوردند شاید الآن داشته باشد.
به خانهی شمعون رفت. او تنها یک انار داشت. آنرا خرید. سر راه به خرابهای رسید، پیرمرد غریب، هوس انار کرده بود.
حضرت گفت: من یک انار دارم. نصفش برای تو باشد. نصف انار را دانه کرد و در دهان او ریخت.
پیرمرد که آرام آرام دانههای انار را میجوید گفت: چه خوشمزه است. کاش نصف دیگرش را هم به من میدادی، تا قوّت میگرفتم و به راه خود ادامه میدادم.
او به فکر همسرش بود، امّا بعد، نصف دیگر انار را هم به او داد. با این کارش، پیرمرد دعا کرد.
در مسیر برگشت با خودش فکر می کرد که به فاطمه اش چه بگوید!
وقتی به خانه رسید چیز عجیبی دید. در مقابل زهرایش سینی پر از انار بود و داشت انار می خورد و فرمود: علی جانم وقتی از خانه رفتی طولی نکشید که کسی این انار را آورد و گفت امیرالمومنین این انارها را فرستاده.
دل مهربان حیدر غرق شادی شد و خدا را شکر کرد...
@mymoon_family
وَ قَالَ (علیه السلام): الدَّهْرُ يُخْلِقُ الْأَبْدَانَ، وَ يُجَدِّدُ الْآمَالَ، وَ يُقَرِّبُ الْمَنِيَّةَ، وَ يُبَاعِدُ الْأُمْنِيَّةَ؛ مَنْ ظَفِرَ بِهِ نَصِبَ، وَ مَنْ فَاتَهُ تَعِبَ.
روزگار، بدن ها را كهنه و آرزوها را نو مى سازد، مرگ را نزديك و خواسته ها را دور مى كند. كسى كه (تلاش كند و) به مواهب دنيا برسد خسته مى شود و كسى كه به آن نرسد رنج مى برد.
نهج البلاغه؛ حکمت ۷۲
📜شرح حکمت ۷۲ ام
‼️بیداد روزگار
👈🏻 هر سال و ماه، بلکه هر روز و ساعتى که بر انسان مى گذرد، بخشى از قوا و نیروهاى خود را از دست مى دهد. بنابراین باید کوشید در مقابل آنچه از دست مى رود چیزى به دست آورد تا گرفتار خسران نشود. آیات شریفه (وَالْعَصرِ * إنَّ الاْنْسَانَ لَفِى خُسْر) نیز به همین معنا اشاره دارد.
👈🏻 گذشت روزگار آرزوها را نو مى کند این مطلب به تجربه ثابت شده که حرص بزرگسالان بر جمع مال و به دست آوردن مقام از جوانان بیشتر است و شاید دلیل آن این باشد که انسان هر چه خود را به مرگ نزدیک تر مى بیند احساس مى کند وقت کمترى براى رسیدن به آرزوها در اختیار دارد. به عکس جوانان فکر مى کنند وقت طولانى براى رسیدن به آرزوها دارند.
👈🏻 کسانى که به خواسته هاى دنیوى خود مى رسند گرفتار خستگى و آنان که به آن نمى رسند گرفتار درد و رنج میشوند و مفهوم آن این است که نه آنها که بر خواسته هاى دنیوى خود پیروز مى شوند آرامش و راحتى دارند و نه آنان که ناکام مى مانند، زیرا همان گونه که به دست آوردن مواهب مادى با مشکلاتى روبروست، نگه داشتن آن مشکلات بیشترى را در پى دارد.