مشت بر دیوار و سر بر سنگ و دندان بر جگر
لب فروبستیم و راهی جز شکیبایی نبود..
[#فاضل_نظری]
حرف های ما هنوز ناتمام...
تا نگاه میکنی:
وقت رفتن است
باز هم همان حکایت همیشگی!
پیش از آنکه باخبر شوی
لحظهی عزیمت تو ناگزیر میشود
آی...
ای دریغ و حسرت همیشگی!
ناگهان
چقدر زود
دیر میشود!
[#قیصر_امین_پور]
خیلی جالبه ؛
به نظرم بجای سلطنت طلب به اینا طوطی بگی خیلی بهتره .
واقعا انسان باش، یکم خلاقیت ، یه جمله بندی از خودت بگو لااقل 😐😂
شب خرداد به آرامی یک مرثیه از روی سر ثانیهها میگذرد
و نسیمی خنک از حاشیه سبز پتو خواب مرا میروید .
بوی هجرت میآید :
بالش من پر آواز پر چلچلههاست .
صبح خواهد شد
و به این کاسه آب
آسمان هجرت خواهد کرد.
باید امشب بروم.
[#سهراب_سپهری]