دریچه باز قفس بر تازگی باغها سر انگیز است.
اما، بال از جنبش رسته است.
وسوسه چمن ها بیهوده است.
میان پرنده و پرواز، فراموشی بال و پر است.
در چشم پرنده قطره بینایی است:
ساقه به بالا می رود. میوه فرو می افتد.دگرگونی غمناک است.
نور، آلودگی است. نوسان، آلودگی است. رفتن، آلودگی.
پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است.
چشمانش پرتوی میوه ها را می راند.
سرودش بر زیر وبم شاخه ها پیشی گرفته است.
سرشاری اش قفس را می لرزاند.
نسیم، هوا را می شکند: دریچه قفس بی تاب است.
[#سهراب_سپهری]
[سوره فصلت] :
وَلَا تَسْتَوِي ٱلْحَسَنَةُ وَلَا ٱلسَّيِّئَةُۚ ٱدْفَعْ بِٱلَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُۥ عَدَٰوَةࣱ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمࣱ(٣٤)
نيكى و بدى يكسان نيست [بدى را] با بهترين شيوه دفع كن؛ [با اين برخورد متين و نيك] ناگاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است [چنان شود] كه گويى دوستى نزديك و صميمى است.
به وقت ِ۱۷☫
فیزیک واقعا درس عجیبیه !
هرچی بیشتر بخونی متوجه میشی که بیشتر نمیفهمی :)
هنوز دیر نیست
هنوز صبر من
به قامت بلند آرزوست
عزیز همزبان
تو در کدام کهکشان نشستهای؟!...
[#هوشنگ_ابتهاج]
[#فکت_قوی] :
با سواد واقعی هیچوقت بهت حس بی سواد بودن القا نمیکنه، پولدار اصیل هیچوقت پولشو توی چشمت نمیکنه، اونی که واقعا باهوشه سعی نمیکنه هوشش رو به رخت بکشه.
ادمهای غنی وقتی باهات حرف میزنن کمتر حس میکنی چقدر فقیری، سعی کنید توی زندگیتون به جای جیب و شکمتون چشمتون پر بشه ؛
سعی کنید اصیل باشید .
شاه باشی یا گدا ؛ از دست ساقی فلک
باید این ته جُرعۂ جام اجل نوشید و رفت.
گر کنیز پادشاهی یا زن بقال کوی
در تغار صبر باید کشک خود سابید و رفت.
سنگ باشی یا گهر ؛ از تختۂ تابوتها
در سیه چال لَحد خواهی بِه سَر غلتید و رفت.
حلقۂ طاعت بگوش آویز و در آتش نرو!
اهرمن بود آنکه فرمان خدا نشنید و رفت.
زین جهان تا آن جهان ظلمات پُر پیچ و خمیست
باید از اختر شناسان راه خود پرسید و رفت.
شهریار از ذوق رفتن در وداع آخری
دوستان با وعده گاه بوستان بوسید و رفت.
[#شهریار]
[#فکت_قوی] :
روزی که هیچکس رو جز خدا نداری، روزی هستـش که متوجه میشی به هیچکس جز خدا احتیاج نداری.