هدایت شده از 𝘕𝘪𝘭𝘦𝘮𝘰𝘰𝘯 ;
دوشنبه ها ساعت ۲ از مدرسه با اتوبوس میرم باشگاه بعد باز پیاده میام خونه ، روز اولی که رفتم واقعا داشتم میمیردم از خستگی ُ گشنگی بعد کیفمم پر کتاب ُ جزوه که اصلا خیلی سخت بود پیاده روی اونم وقتی ۴ صبح پاشدی و بعد رفتی مدرسه [ روزای دوشنبه شیمی شیمی فیزیک فیزیک دارم ] حجم سنگین درسارو تحمل کردی بعد باز بلافاصله رفتی باشگاه و ..
کلی بگم اونقدر سخت بود که اومدم خونه و از سختی روزم زدم زیر گریه ، بعد وقتی که آروم شدم نشستم فکر کردم دیدم امروز از همه روزام لذت بخش تر بود با اینکه از همه روزا سخت تر بود .
فهمیدم رشد دقیقا همون جاییِ که از خستگی زیاد میزنی زیر گریه و بعد متوجه میشی چقدر خستگی باعث رشدت بوده 💗
فیلمایی که آخرش با نرسیدن ، مرگ و .. تموم میشه رو خیلی دوست دارم ؛
باعث میشه بفهمم قرار نیست همه چی همیشه طبق خواسته ما باشه ، قرار نیست آدما موندگارن باشن ، تهش خود خودت میمونی ، قرار نیست آخر همه داستانها زیبا تموم شه ؛
امروز عصر خوابم برد و به جای یک ساعت ، ۳ ساعت خوابیدم ؛
از تمام برنامه هام عقب موندم و دوساعت کامل فقط داشتم کارای قبل خوابم رو انجام میدادم و احساس مزخرف بودن داشتم که از برنامه هام عقب موندم ، بعد یاد یک جمله افتادم که میگفت :
انسان در روز سه شانس داره : یک شانس صبحِ ، یکی عصر و یکی شب .
اگر صبحتون یا عصرتون خراب شد شما هنوز یک شانس دیگه دارید ، غصه دوشانس دیگه رو نخورید از این یک شانس پیش رو استفاده کنید ✨
و خب با یادآوری این جمله پاشدم و بکوب تو چند ساعت تمام کارایی که باید انجام میدادم رو انجام دادم حتی دو ساعت تایم خوابم جا به جا شد اما تمام برنامه ام رو انجام دادم 🛐
واحه ؛
امروز عصر خوابم برد و به جای یک ساعت ، ۳ ساعت خوابیدم ؛ از تمام برنامه هام عقب موندم و دوساعت کامل ف
خواستم بگم :
اگه صبح یا عصر تون خراب شد شما هنوز یک شانس دیگه دارید ، کار هاتون رو ول نکنید و با همون شانس ادامه بدید 💗