eitaa logo
وی‌ین
82 دنبال‌کننده
495 عکس
47 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ ✨؛ وی‌ین ؟ " جایی‌برای‌فراموش‌نشدن ِ احوالات‌آدمی . " https://abzarek.ir/service-p/msg/2493502 • | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
*/ اخماتو بازکن .
فرفری‌های عینکی از لحاظ جذابیت صدهیچ از بقیه‌جلوئن .
وی‌ین
جس کاملا" قهرمان بایرونی " عه . قهرمان‌‌بایرونی ؛ یک‌نوع کهن‌الگو حساب می‌شه و از اسمش‌مشخصه‌ که ا
و اما یک‌شخصیت ِ که تنفر تمام بیننده‌هارو در بر گرفته .. دین کاملا یک شخصیت " تراژیک روزمره " ست . برای فهمیدن ِ این کهن‌الگو نیاز داریم که اول کهن‌الگو " تراژیک کلاسیک " رو بررسی کنیم .. این کهن‌الگو به افرادی اشاره می‌کنه که مقام و موقعیت اجتماعی بالایی دارن [ پادشاه‌ ، وزیر ، رئیس‌جمهور و .. ] و بخاطر ضعفی که در وجودشون دارن از اون مقام و منصب سقوط می‌کنن و جایگاهشون رو از دست می‌دن و درگیر تراژدی‌می‌شن . " تراژیک ِروزمره " نسخه عادی‌تر این کهن الگوعه و به‌جای این‌که فرد درگیر سرنوشت‌بزرگی و یا پادشاهی باشه و از مقام ِ اجتماعی و مادی‌ای سقوط کنه توی زندگی روزمره‌اش دچار تراژدی می‌شه . این کهن‌الگو خیلی خصوصیات ملموسی داره و راحت می‌شه باهاش همزاد پنداری کرد ، که این‌خصوصیات این‌ها هستن : ¹ نه‌قدرت ِماوراءطبیعی‌داره ، نه‌پول و نه مقام‌خاصی . ² مثل‌بقیه‌آدم‌هاس ؛ یک‌سر داره و دو‌گوش و زندگی‌بشدت عادی . ³ یک‌ضعف بزرگ‌ توی وجودش‌داره که باعث‌ ایجاد تراژدی‌می‌شه . ⁴ برخلاف قهرمان کلاسیک که معمولاً یک حادثه‌ی بزرگ سقوطش رو رقم می‌زنه ؛ قهرمان روزمره کم‌کم فرو می‌ریزه . ⁵ ثبات رو دوست‌داره و تغییر براش امری غیر‌ممکنه . و اما چرا به دین برچسب یک‌فرد شکست‌خورده‌ای رو می‌زنم که در اول خیلی موفق ظهور کرده ؟ دلایلش می‌تونه این‌ها باشه ؛ دین معمولیه .. از یک‌خانوادهءمعمولی و شغل‌معمولی‌عه . برخلاف لوگان و جس که هر کدوم ‌عجایب‌خودشون رو داشتن . ضعفی‌که دین دچارش‌شده بود این‌بود که تبدیل به‌یک فرد حسود و بی‌اعتماد شده بود و دلش می‌خواست روی‌ روری و زندگیش کنترل‌داشته باشه .. و از طرفی تحمل پذیرفتن دنیای بزرگی که روری واردش شده بود ، نداشت . دین سقوط تدریجی داشت .. و تمام اون خصوصیت‌های مثبش درجا فرو نریخت . یعنی چی ؟ ما اول سریال یک‌تصویر فوق‌العاده عالی از دین می‌بینیم . پسری که مسئولیت‌پذیره ، امنه و حاضره فداکاری کنه و چیزهای دیگه‌ای که اون رو خوب‌نشون می‌دادن .. اما کم‌کم با گذشت زمان و ورود جس و رفتن روری‌به‌چیلتون و دغدغهء‌هاروارد و .. خصوصیت‌های‌منفی درش بلدتر شدن و رشد‌کردن و درنهایت برای لیندزی یک‌همسر نامطلوب شد و زندگی‌خودش رو با خطاهاش به‌هم زد و درسکانس آخر حضورش این رو می‌بینیم که دیگه هیچ‌کس حاضرنیست اون رو تحمل کنه . توی یک‌جمله : " از " عشق اول رویایی "به کسی که در ازدواج شکست می‌خوره . " و اما تراژدی‌تلخ : دین هنوز هم می‌تونه اون آدم‌‌خوب و رویایی باشه ولی با اعمال و رفتار و تصمیمات خودش ؛ زندگیش رو تباه کرد و یک‌فرد شکست خورده شد و این ها همه‌بخاطر این ضعفش بود که توی شرایط مختلف به‌جای اینکه دنبال روزنهء رشد باشه ؛ سعی داشت شرایط رو مثل اسبق نگه‌داره که این ناممکنه . دین نماینده‌ی "قهرمان تراژیک روزمره " توی‌سریال‌دختران گیلموره و همین‌طور مثال خیلی خوبی توی سینمای مدرنه . و به‌عنوان‌یک‌‌نوع شخصیت‌‌آنتاگانیست شناخته‌می‌شه ؛ نه به خاطر شرارت یا ظلم ؛ بلکه چون یک آدم معمولیه که نقطه‌ضعف‌های انسانی‌ش در نهایت عشقش رو نابود می‌کنه .
همیشه در انتخاب بوک‌مارک‌م وسواس به‌خرج دادم .. سعی می‌کنم مناسب‌ترین بو‌ک‌مارک را برای کتابم انتخاب کنم و اگر بین آن‌ها چیزی مناسب نبود دست‌به‌دامن عکس‌ها و کاغذهای باطله‌ام می‌شوم ؛ برای کتابی که امروز شروع کردم آن بوک‌مارک طلایی براقی را انتخاب کردم که رویش به چینی چیزهایی نوشته شده بود . اما نمی‌دانم در چه‌مکانی از لای‌کتابم افتاده و گم‌شده است .
وی‌ین
و اما یک‌شخصیت ِ که تنفر تمام بیننده‌هارو در بر گرفته .. دین کاملا یک شخصیت " تراژیک روزمره " ست .
امروز می‌خواهم شخصیتی‌رو بررسی کنم که شخصیت ِ موردعلاقه و دوست‌داشتنی ِ برای منه ! شخصیتی که اگه ازم بپرسن " دین ، جس یا لوگان " قطعا اون رو انتخاب می‌کنم : لوگان ! تیپ ِکهن الگویی که مناسب ِ لوگانه ؛ " قهرمان اشرافی " عه . بله ؛ برای اولین‌بار بین شخصیت‌ها ما یک‌قهرمان رو داریم .. یک پروتاگونیست نه یک‌آنتاگانیست . این کهن‌الگو یک کهن‌الگو عه رایج‌ توی سینما و تئاتر و کتاباهاست .. و از دل ِ ادبیات کلاسیک بیرون اومده . حالا این‌قهرمان چه‌ویژگی‌هایی داره ؟ ¹ از طبقه‌ی اشراف ؛ خاندان‌های ثروتمند یا خانواده‌های بانفوذ میاد . ² موقعیت اجتماعی‌ش بهش قدرت و امتیازهای خاص داده اما همین باعث محدودیت و فشار هم شده . ³ ازیک‌طرفی امتیاز‌های خاص طبقه‌اجتماعی‌ش رو داره و از طرف ِ دیگه این امتیازهای خاص براش‌فشار‌های متفاوت به ارمغان آورده . مثل : " ازدواج‌اجباری و حفظ‌آبرو‌شهرت و یا مسیر شغلی از پیش‌تعیین‌شده . " ⁴ بشدت کاریزماتیک و خوش‌پوش و با‌ادبه . ⁵ دست‌نیافتنی ِ و مغرور به‌نظر میاد . [ الان داره بمرانی تو‌گوشم می‌خونه تو‌خیلی دوررررری‌ی‌ی‌ی ( : ] ⁶ ظاهرش بی‌خیال و خوشگذرونه ولی توی‌خودش یک‌کشمکش بزرگ داره که بین " من‌چی‌می‌خواهم و دوست‌دارم " و " خانوادم چی‌می‌خوان " عه ( : ⁷ یا در نهایت " تسلیم سنت و خانوادم چی‌می‌خوان " می‌شه و شخصیت تراژیک پیدا می‌کنه و یا می‌تونه راه رهایی آزادی رو پیدا و به " خودم‌چی‌می‌خواهم " برسه . و اما چجوری این‌ویژگی‌هارو توی لوگان‌پیدا می‌کنیم ؟ لوگان پسر میچم هانتزبرگره ؛ وارث یک امپراتوری رسانه‌ای با پول و قدرت . اما همین امتیاز، زندانش هم هست .. چون باید "جانشین خانواده" باشه و هیچ راه گریزی براش تعریف نشده . اولین سکانس لوگان ؛ اون سکانسی‌که با صدای‌خندهء بلند و دست‌روشونه رفیقاش با متصدی بار پارتی‌ش صحبت می‌کنه . لوگان همیشه یک‌خوشگذرون بی‌خیال بوده .. همیشه عاشق مهمونی و پارتی و گردان مرگ‌و‌زندگی بوده و این علاقه حتی تا دورهء میانسالی‌درش از بین نمی‌ره ! ولی درباطن همیشه انتظارات خانواده‌اش پر رنگ و باعث غمه ! لوگان خوش‌پوش ، بشدت‌باهوش و با‌سیاست و همینطور با ادبه که همین‌ خصوصیت اون رو یک فرد جذاب جلوه می‌ده . عشق رو کامل به‌روری عرضه‌ می‌کنه .. و با روری دنبالهء‌عشق و آزادی رو می‌گیره ولی هر دفعه در‌نهایت یک‌سایه‌ای از اسم هانتزبرگر توی زندگیش پیدا می‌شه که این‌رو خراب کنه . درست مثل خیلی از قهرمان‌های‌دیگه رابطه‌ی لوگان با روری لحظه‌هایی بهش امید و معنا می‌ده ؛ و فرصتی برای اینکه از قالب خانواده بیرون بیاد "خودش" باشه . لوگان با تمام‌این تعرفه‌ها یک‌انسان سالمه و همین‌طور یک پروتاگونیست که به نحو احسنت پروتاگونیست بودنش رو ایفا کرده . همین ترکیب «آزادی‌خواهی + محدودیت خانوادگی» باعث می‌شه لوگان نمونه‌ای مدرن از قهرمان اشرافی باشه ! شخصیتی که هم جذابه ، هم پر از تضاد درونی . اگه دنبال مثال‌های بیشتری هستین می‌تونین به کتاب غرور و تعصب و فیلم انجمن‌شاعران مرده مراجعه کنید ( :
اگه شما هم شخصیتی رو دوست‌دارید باهم بررسی کنیم برام بگید .. اگه بشناسمش ؛ این‌کار رو انجام می‌دیم ( ` : https://abzarek.ir/service-p/msg/2212614
دلم برای مدرسه و تمام‌عناصرش تنگ‌شده .. اینکه امسال قراره ازش خداحافظی کنم دردناکه . امسال با بقیه‌افراد کلاس آخرین‌هامون رو می‌شمریم و افسوس می‌خوریم که چرا ثانیه‌های بیشتری رو باهم زندگی نکردیم و صرفا کنار هم بودیم . تموم‌شدن این دورهءتحصیلی قراره برام درهای بیشتری‌رو باز کنه .. قراره وارد یک‌جامعه تقریبا بزرگ‌تر بشم و عین‌همیشه از شروعش می‌ترسم اگه بهش نرسم چی ؟ اگه شروعم توی مکان ِ دلخواهم نباشه چی ؟ این‌ها صرفا چیزهایی‌‌که از الان براشون می‌ترسم . می‌دونم اون بالاییه تمام حرکات و تلاش‌هام رو می‌بینه و تنها چیزی که بهم دل‌گرمی می‌ده همینه !
فعلا می‌رم نقاشی‌م رو تکمیل کنم ؛ بقیهء کتابم رو بخونم ؛ خودم رو برای‌ کلاس آماده کنم و به این فکر کنم که چقدر کهن‌الگوها بحث‌جذابی دارن .