ملت ِعشق را میخوانم ...
کتابی که منتقدان را سالهاست
به شور انداخته ؛
برای نقدش هنوز نمیتوانم کلمات را ردیف کنم ؛
به عنوانش دقیقمیشوم ..
ملتعشق کدام ملت است ؟
ویین
ملت ِعشق را میخوانم ... کتابی که منتقدان را سالهاست به شور انداخته ؛ برای نقدش هنوز نمیتوانم کل
این کلمات را که کنارهم میگذاشتم
او کمیعقبتر نشسته و
زمزمه میکند :
" عشق رو مهموندلم کردی .. "
ویین
" کودا " را حدود ۲سال پیشدیدم ..
هنوز یادم است ؛
چقدر بیاعتماد بهنفس بودن روبی را با جانم چشیدم .. و با لحظات ِ خلوت روبی با مادر و پدرش لبخند و اشک را نثارگونهام کردم .. متنی در باب ِ شخصیتهای فرعی
یعنی برادر روبی و دوستش [معلمعجیبش😂] نوشتم
و از خلاقیت داستانی زندگی روبی
به وجد آمدم ..
در آن زمان دایره و محدودهء فیلم دیدنم
مخصوص به هالیوود و گاهاً کشورهایی اروپایی بود .. در آن زمان فیلمی مانند
" کودا " یافتن مانند گنج بود [ طرف ِ حسابم فیلمهای بیوگرافی نیست ] .
خلاصه من با تجربهء اندکم در نگاهکردن
فیلمهای متعدد " کودا "را دوستدارم .
جملهای را جناب کارگردان چندبار تکرار کرد
که شاید یادمان بماند : " در هنر تقلب واجب است . "
منظورش را میفهمیدم ..
الان که پیام هایخیال های نچنداندور را میخواندم یادم آمد هنگام دیدن هندوانه فکر میکردم کپیای از کودا است و مواقعی که امعزیز را میدیدم به یاد دخترخبرچین میافتادم .