هدایت شده از یاسهاسبزخواهندشد ؛
خیلی ممنون برای اینهمه برکتی که از آسمون اومد در شب میلاد شما خانم حضرتِ زهرا.
او دیانا است و من آنِ !
مادر اینگونه میگوید .
از من یکسال بزرگتر است و
از وقتی چشمهایم را باز کردم
درکنار هم بودیم ..
خندههایمان ، اشکهایمان ، نقاشیکشیدنهایمان ..
و همهء اموری که حال
از شدت شور و شعف برمن خطور نمیکند را باهم گذراندیم .
اما کی احوال آدمیان ثابت مانده
که این بار اسثناییبرایش باشد ؟
ما حدود ۶ سال به تقدیر از همدیگر
کیلومترها دور ماندیم .
خلاصه او در شهری
و من هم در شهری .
داستان را جلو میزنم تا به امروز
برسم ؛
روزی که او دیگر یک انسانساده
نیست ...
او یک انسان متاهل است .
و من احساس میکنم خوشحالیام
در کالبد وجودم جا نمیشود(((( :
سرشار از شور و شوق و سرشار
از احساسات زیبای غلیان شدهام .
هدایت شده از نرگِث
تو خدای مایی، مگه نه؟ همون خدایی که وقتی قلبمون تو تلاطمه دست میکشه رو قلبمون.
ما که قائل به جسمیت خدا نیستیم، غلط کرده باشیم. ولی میدونیم که خدا وقتی که بیقراریم جمعمون میکنه و دست میکشه رو قلبمون. برامون بارون میفرسته
تو خدای مایی
ممنون که گذاشتی بندههات باشیم.