هدایت شده از توییت فارسی 🇮🇷
"نمیتونم خودم پیام بدم ولی میخواستم به تویی که اول اسمت - الف، ب، پ، ت، ث، ج، چ، ح، خ، د، ذ، ر، ز، ژ، س، ش، ص، ض، ط، ظ، ع، غ، ف، ق، ک، گ، ل، م، ن، و، ه، ی داره - بگم دلم واست از عمق وجود تنگ شده
• 𝖣𝗂𝗇𝖺"
#تعریف_کن
@farsitweets
هدایت شده از خاطرات سمی خواستگاری
یه روز یه چوپون با گوسفنداش لج میکنه
به جای چرا میبرتشون اگر
ء
که همواره در آنزمان با درختان دوستمیشدم .
و دوستانم درخترا مغاطلهگونه در ذهنشان تحلیل میکردند ..
در صورتی که درخت فقط درخت بود .
غم در صورتم مینشیند ...
ناراحتم .. آنچیزی که میخواستم نشده بود
و در نهایت طبیعیاست غمدر صورتم خانهکند .
وسایلم را جمعکردم و به سمت نمازخانهروانه شدم ..
وقتی به حیاط رسیدم زیبایی برف مرا مدهوشساخت و تمام غمهای زودگذر دنیایمرا به باد ِفراموشی سپردم ..
در وجودم زمزمهکردم "که خدا چقدر دقیقتر از آنچهمن فکر میکنم و در تصور من میگنجند مرا دوست دارد ".
به سختی نگاه از برف گرفتهام و برایاینکه بهنماز برسم
قدمهایم را تند کردم .