eitaa logo
وی‌یُن
113 دنبال‌کننده
481 عکس
62 ویدیو
2 فایل
« و اقداره‌ُمحاطه‌باللطفه » . _ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g7k945&btn=وی‌ین ✔ | صرفا از مشغولات ذهنم می‌گویم .
مشاهده در ایتا
دانلود
نمیدونم هی دلم میخواد یه چیزی بگم، چون انگار یکی دست گذاشته رو گلوم، مثلِ همیشه و همه این سال‌ها که قدم بلند شد و فهمیدم چقدر آدم‌ها روی هوا حرف میزنن و نتیجه میگیرن. که باید آدم وایسه حق پایمال بشه و دم نزنه. مثلِ وضعِ همیشه بچه شیعه ها تو تاریخ.. ولی بذار من چندتا جمله بگم‌ هادی. جمهوری اسلامی با انقلاب اسلامی فرق داره. انقلابِ اسلامی اون چیزیه که ما این شب‌ها جلوش سینه سپر می‌کنیم و با احتمال اینکه بمیریم می‌ریم تو خیابون. و البته ایران، اون خطِ گربه شکلی که توش زندگی می‌کنیم و اسمش رو میذاریم وطن. میدونی هادی زور داره که آدم‌ها فکر کنن مثلا تو نفست از حای گرم در میاد و زندگی تو با درد اقتصادی نمی‌گذره که دم از این چیزها میزنی. یا اگرم زیر فشاری، پس احمقی! نه عزیزِ من، نه. تجربه بیست‌ساله‌ من بهم میگه، هرجا که بچه‌های آسیدعلی کارو دست گرفتن، خداهم خودش رو نشون داد و ما پیش‌رفتیم. مثل صنعت موشکی، مثل صنایع دانش‌بنیان، مثل علوم پزشکی،‌ مثل خیلی جاهایی که ما الان از دنیا سرتَریم. ما کجاها سرتر نیستیم؟ جاهای که هرچی آسیدعلی گفت مردم گوش نکردن. گفت به حرف غرب‌زده ها گوش نکنید و این مردم چهل سال پُشت هم به غرب‌زده ها رای دادن. اقتصاد مارو به تحریم و رَحم کردنِ دشمن وابسته کردن، اقتصادِ اسلامی رو ترکوندن و.. این‌ها و این وضعیتی که به ما میگن جمهوری اسلامی مسبب هست، ثمره جمهوری اسلامی نیست. ثمره گوش نکردن به وَلیه، ثمره رای خودِ مردمه که حاضر نیستن حتی گردن بگیرنش. انگار ما ندیدیم که هشت سال همین مردمی که از آسیدعلی خوششون نمیومد، حسن روحانی رو به ما و این مملکت تحمیل کردن و کشور رو صدها سال به عقب بردند. ما این‌ آدم‌های زیاد رو اطرافمون دیدیم. چیدن این پازل‌ها و جاگذاریشون کار سختی نیست اگر آدم بخواهد..
وی‌یُن
نمیدونم هی دلم میخواد یه چیزی بگم، چون انگار یکی دست گذاشته رو گلوم، مثلِ همیشه و همه این سال‌ها که
" این وضعیتی که به ما میگن جمهوری اسلامی مسبب هست، ثمره جمهوری اسلامی نیست. ثمره گوش نکردن به وَلیه ."
خدایا ! خدای‌قوی‌من ! خدایی‌که قدرت ِاشارهء‌کوچکت ، از ده‌ها‌هزار موشک‌های بالستیک و کروز بیشتره ...
به من می‌خندد .. " می‌گی نمی‌ترسی که نماز آیات پات نیافته ؟ " اینگونه نبود ! من واقعا از رعد ُبرق واهمه‌ای ندارم . من بیش ِازپیش خوشحال ُخرسندم . بیش از قبل خودم را در آغوش خدا حس می‌کنم و بیشتر از هرزمانی به خدای‌سورهء‌فیل و طوفان‌شن‌ها اعتماد دارم .
لبخندم آنقدر کش‌آمده است که کلمات قدرت بیانش را ندارند .
: )))))))))
هدایت شده از نــفس؛
آه از تحلیل‌های غلطِ حق‌به‌جانب‌ها و نامَردهای مَردنام ...
وی‌ین‌ بی‌معنی‌ترین کلمه‌ای که وجود داره 🙏🏻 .
بهترین زمان برای‌هرکار و عملی الان است و در این‌بازهء‌زمانی .. این ساعات طلایی‌اند ، این ساعاتی که رو به فجرصادق می‌روند ‌. فجرصادق .. کلمهء‌قشنگی است ، نه ؟ در احادیث و روایت‌ها به فضلیت‌بیدارماندن در این‌ساعات و رزق ُروزی ما زیاد اشاره شده . خلاصه سرت را به‌درد نیاورم فجرصادق ِرا بیش‌از هر زمانی برای نوشتن و ساعات آخر ِماه‌رمضان و سال را بیشتر دوست‌دارم .‌
از ابتدای‌‌سال برایت شروع می‌کنم البته هرچه به سلول‌های مغزم فشار آوردم یادم نیامد پارسال در این‌روز ، کجای‌عالم بوده‌ام و روحم در کجا سیر می‌کرده و از این‌رو ناگریزم ماجرا را از کمی‌جلوتر برایت روایت‌کنم : " یادت می‌آید ؟ کودک بودم ، نه ؟ پشت میز نشسته‌بودم و با خودکار ِمشکی‌ام که تا ۱۴ فروردین عصاره‌اش گرفته‌شد از عاشق‌ِ‌او‌شدن می‌نوشتم و خوب یادم است می‌خواستم یکی از عاشقان ِاصلی‌ات باشم ؛ از آن‌‌ها که بیش از همه برایت عزیز‌ند . در لیست ِاهداف هزار ُچهارصد ُچهارم‌ هم این‌را گذاشته‌بودم و به خودم امر کرده‌بودم از این‌جرعهء‌گوارا بنوشم . امسال به عشقی که تو نسبت‌به من داشتی مطلع گشتم ، تو عاشقم بودی و من ، وای‌از من ! کوری ِمغرور بیش نبودم . من را در شرایط ِعجیب‌و‌غریبی قرار دادی .. برای رشدم ! اردیبهشت و آن مواجهء‌سهمگینم با دنیای‌آدم‌بزرگ‌ها ، خرداد و شروع ِنبردی که تابه‌حال آن را نچشیده بودم ، مرا متواضع‌تر از گذشته نمودی ، تا پایان تابستان سعادت ِ سفر به مشهد و قم را نصیبم کردی ، با آدم‌های جدید آشنایم کردی ، مهارت‌های جدیدی یافتم ، با دنیا بیشتر آشنا گشتم ، درس‌خواندن را چشیدم ، ثمرهء‌تلاش‌هایم را نشانم‌دادی و آن‌هنگام که به استیصال رسیدم مواظبم‌بودی و مواظب‌مادرم نیز ! غمی‌را روی دلم نشاندی که دردش سنگین و به یادآوردنش سنگین‌تر است و خلاصه ؛ بساط ِرشد را تا همین لحظهء‌آخر جمع نکردی و امید‌است بتوانیم روزی عاشق ِواقعیت و شبیه‌ترین به تو شویم ؛ خدای‌مهربانم ! "
دلم برای انسان‌هایی که در چهارصدُچهار ماندند ؛ تنگ می‌شود . گرچه می‌دانم که زنده‌اند و حی ولی دل ِاست دیگر و دل ِ‌من هم برا حضورشان تنگ‌ می‌گردد .