💥مَثَلُ الدُّنْیَا کَمَثَلِ الْحَیَّةِ لَیِّنٌ مَسُّهَا وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِی جَوْفِهَا یَهْوِی إِلَیْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ وَ یَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ.
🐉 دنیا مانند مار است، چون دست بر آن کشند، نرم است، ولى سمّ کشنده در درون دارد،
نادان فریب خورده به آن مى گراید، و هوشمندِ عاقل از آن دورى گزیند.
📚 نهج البلاغه حکمت 119
@vajhollahe
💎 وَ یَکونُ السِّتْرُ عَلَى بَابِ بَیْتِهِ فَتَکونُ فِیهِ التَّصَاوِیرُ.......وَ کذَلِک مَنْ أَبْغَضَ شَیْئاً أَبْغَضَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَیْهِ وَ أَنْ یُذْکرَ عِنْدَهُ .
💎 [روزی] پرده اى بر در خانه او آویخته بود که نقش و تصویرها در آن بود، پس به یکى از همسرانش فرمود، این پرده را از برابر چشمان من دور کن که هر گاه نگاهم به آن مى افتد به یاد دنیا و زینت هاى آن مى افتم.
آری، پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) با دلش از دنیا روى گرداند، و یادش را از جان خود ریشه کن کرد، و همواره دوست داشت تا جاذبه هاى دنیا از دیدگانش پنهان ماند، و از آن لباس زیبایى تهیّه نکند و آن را قرارگاه دائمى خود نداند، و امید ماندن در دنیا نداشته باشد، پس یاد دنیا را از جان خویش بیرون کرد، و دل از دنیا بر کند، و چشم از دنیا پوشاند،
و چنین است کسى که چیزى را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد، یا نام آن نزد او بر زبان آورده شود.
📚 نهج البلاغه خطبه 160
📝 آری، برای آن معلم حقیقی و مربّی الهی که می خواهد دنیا را عملاً (در عمل) برای انسانهای روی زمین ارزیابی فرماید، لازم است که از زر و زیور دنیا و اشتغال روحی حتی به تصویرها چشم پوشی فرماید تا عملا اثبات کند که عمر آدمی کوتاه تر و ارزش روح او بالاتر از آن است که لحظات آن عمر گرانبها و نقدینه ی بی نظیر آن روح را صرف مقداری تماشای صورت ها نماید و از صورتگر اصل که خدا است غافل بماند.
📚 تفسیر نهج البلاغه علامه جعفری (ره)
@vajhollahe
💎 هُوَ اللَّهُ الْحَقُّ الْمُبِینُ أَحَقُّ وَ أَبْیَنُ مِمَّا تَرَى الْعُیُونُ
💎 اوست خداوند حق و آشکار،
حقیقی تر و آشکارتر از آن که چشم ها آن را مى بینند.
📚 نهج البلاغه خطبه 155
حق در مقابل باطل است، حق یعنی چیزی که وجود او واقعیت دارد و وجود او مستند به ذهن و دریافت انسانها نیست، حق یعنی ثابت و آنچه که در ثبوتش نیازی بر تکیه گاه ندارد، یعنی معلول و وابسته نیست که نیازی به علت یا آنچه که امور عارضی به آن وابسته باشد ندارد. از اینجا است که فیلسوفان، «حق اول» را به آن مقام ربویی اطلاق می کنند. حق اول یعنی حقیقتی که وجود او شایسته ترین موجودات برای واقعیت است.
نتیجه با اهمیتی که از شایستگی انحصاری خداوند سبحان به حق اول می توان گرفت، اینست که اسناد حق به دیگر موجودات از آن جهت صحیح است که به خداوند متعال که حق اول و حق حقیقی است نسبت داده می شوند.
زیرا همگی مخلوق اویند و او باطل و لغو ایجاد نمی کند.
این معنی در ۱۱ آیه از قرآن مجید آمده است، مانند:
اَلَم تَرَ اَنَّ اللّهَ خَلَقَ السَمواتِ وَ الاَرضَ بِالحَقَّ
آیا ندیده ای که خداوند آسمان ها و زمین را به حق آفریده است.
(سوره ابراهیم / 19)
📚 تفسیر نهج البلاغه علامه جعفری (ره)
💎 قال رسول الله صلی الله علیه و آله:
💎 يَا عَلِيُّ مَثَلُكَ فِي أُمَّتِي مَثَلُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَمَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَكَ بِلِسَانِهِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ وَ أَعَانَكَ بِلِسَانِهِ وَ نَصَرَكَ بِيَدِهِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّه
🌹 يا علي مَثَل تو در امت من مَثَل سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ است پس هر كس تو را از دل دوست داشته باشد مانند اين است كه يك سوم قرآن را خوانده است و هر كس كه تو را بدل دوست بدارد و به زبان ياري كند مانند اين است كه دو سوم قرآن را خوانده است و هر كس تو را بدلش دوست بدارد و بزبانش تو را ياري كند و با دست تو را كمك نمايد مانند اين است كه همه قرآن را خوانده است🌹
📚 الخصال شیخ صدوق (ره)
«ستمکاری = آخرت سوزی»
🌙قال امیرالمؤمنین علیه السلام:
⚡️بئس الزاد الي المعاد العدوان علي العباد
💥چه بد توشه ای است برای معاد، دشمنی (ستم) کردن با بندگانِ [خدا]
📚 نهج البلاغه حکمت 221
ای دریده پوستین یوسفان
گرگ بر خیزی ازین خوابِ گران
@vajhollahe
✨إِلهِى أَقِمْنِى فِى أَهْلِ وِلايَتِكَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّيادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ.....
🍃معبودا ، مرا در میان اهل ولایتت مُقیم کن ، اقامت کسی که به افزون شدن محبتت امید دارد...
📚مناجات مولا امیرالمؤمنین (ع) در ماه شعبان (مناجات شعبانیه)
📝1- در این عالم ، هر کس آرزوی اقامت در جایی را دارد . بعضی ها یک عمر تلاش میکنند و کلی هزینه میکنند تا مثلا در یکی از کشورهای مرفه غربی اقامت کنند ، علتش اینست که راحتی و آسایش خویش را در آنجا جستجو میکنند ،
حضرت امیر (ع) در این قسمت از مناجات ، از معبود و مالک خویش میخواهد که به او اقامت بدهد ،
اقامت در کجا ؟
اقامت در میان اهل ولایت الله .
اهل ولایت خدا بودن یعنی چه؟
یعنی کسانی که خدا را به سرپرستی خویش گرفته اند . خدا مدیر آنهاست . مدیر همه کارها و برنامه های علمی و عملی ایشان . علمشان و عملشان از خدا و برای خداست . زندگی و مرگشان برای خداست . هر امکاناتی دارند (هر امکاناتی) از او میبینند و در راه او خرج میکنند .
زندگی کردن همراه این افراد و در میان ایشان و یکی از ایشان شدن ، از بهترین نعمات خداوندی است ، که حضرت مولا (ع) در این فراز از مناجات ، از پروردگار خویش طلب مینماید .
2- اقامت در هر مکانی به خاطر فواید و نتایج مطلوبی است که اقامت کننده به آنها امید بسته ، مانند رفاه بیشتر و امکانات مخصوص و.......
سؤال : مولا (ع) به چه امیدی این اقامت را از خدای منان ، خواستار است ؟
جواب : به امید زیاد شدن محبت خدا.
نتیجه این اقامت و این سبک زندگی ، زیاد شدن آن به آن محبت خدا است .
@vajhollahe
♦️ فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَي عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَي فِرَاقِكَ
وَ هَبْنِي يَا إِلَهِي صَبَرْتُ عَلَي حَرِّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلَي كَرَامَتِكَ
♦️ خدای من، سید و مولای من، گیرم که به عذاب تو تحمل کردم، چگونه به جدایی تو صبر کنم.
ای خدای من، گیرم که به گرمای آتش تو شکیبا گشتم، چگونه می توانم به محرومیت از کرامت تو بردبار باشم.
📚 مفاتیح الجنان / دعای کمیل بن زیاد نخعی، که امیرالمؤمنین علیه السلام به او تعلیم فرموده است.
📝 متاسفانه کمتر کسی تلخی محرومیت از عنایات خداوندی و هجران دیدار آن ذات اقدس را، تصور می نماید.
غالباً مردم عذاب و اندوه را در ناگواریهای جسمانی و آلام مادّی محدود می سازند!
و نمی دانند عذاب و تلخی محرومیت از دیدار خداوندی و مشمول بودن به الطاف او در ابدیت چیست؟ و چقدر جانگداز است.
📚 شرح نهج البلاغه علامه جعفری (ره)