آدم باید ضربه بخوره ؛ زمین بخوره زخمی بشه، تجربه کنه، یاد بگیره و بفهمه همه مهربونیا بیقصد و غرض و همیشگی نیستن؛
تا بفهمه توقع نداشته باشه از هیچکس
تا نقاب بزنه و آدمهای نقاب دار رو تشخیص بده.
آدمی که توی پَر قو بزرگ شده باشه توی دنیا تنهایی دووم نمیاره :)!
بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛کنار خودت داریشون،
توو دستات داریشون،
اما هر لحظه حجمِ نبودنشون زیاد و زیادتر میشه،
و تو هیچ کاری از دستت برنمیاد؛
جز اینکه فقط تماشا کنی و ببینی کی آخرین دونه ی شن پایین میفته،
آخرین بهونه ی بودن.
بعد اگه هم بخوای ساعت شنی رو زیر و رو کنی تا واسه چند لحظه هم که شده دوباره بودنشونو به دست بیاری؛
تازه میفهمی که فقط انبوهی از "نبودن" ها رو زیر و رو کردی..🖤'🚶🏻♂!
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است
شعر هم بی تو به بغض ابدی زنجیر است
آنچنان میفشرد فاصله راه نفسم
که اگر زود اگر زود بیای دیر است :))
بعضی از این میمیرم برات ها و تا ابد کنارت میمونم ها ؛
و هیچ وقت تنهات نمیزارم ها . .
‹ مثلِ شام در خدمت باشیم ؛ بفرمایید
منزل ما و یا رو من حساب کن! ›
تعارف ایرانی محسوب میشه زیاد جدی نگیر دوست من : )!🚶♀'
آدم باید ضربه بخوره ؛ زمین بخوره زخمی بشه، تجربه کنه، یاد بگیره و بفهمه همه مهربونیا بیقصد و غرض و همیشگی نیستن؛
تا بفهمه توقع نداشته باشه از هیچکس
تا نقاب بزنه و آدمهای نقاب دار رو تشخیص بده.
آدمی که توی پَر قو بزرگ شده باشه توی دنیا تنهایی دووم نمیاره !!