گرچه بر این آستان روی سیاه آوردهام
شرمسارم، اشکهایم را گواه آوردهام
دست خالی در ضیافت آمدن شایسته نیست
من برایت کولهباری از گناه آوردهام
در جزا، پروندهی ما را بسوزان جای ما
از قضا، من نامهای پُر اشتباه آوردهام
خستهی راهم، به یک لبخند مهمانم کنید
از خرابات هوس، حال تباه آوردهام
دل بریدم از همه، دل بستهام بر مهر یار
رخصتی فرما، رفیقی نیمهراه آوردهام
وَلو
گرچه بر این آستان روی سیاه آوردهام شرمسارم، اشکهایم را گواه آوردهام دست خالی در ضیافت آمدن شایسته
باز کن آغوش خود بر بندهی آلودهای
من به ستارالعیوبیات پناه آوردهام
کارهایم زشت بود، اما نهادم زشت نیست
مهر مولایم علی را عذرخواه آوردهام
پای من لغزید و دستم را گرفت این روضهها
نیمه جانی از کنار پرتگاه آوردهام
تحفهای دارم که بی شک حاجتم را میدهند
اندکی "تربت" به درگاه الله آوردهام
داغ بر دل، اشک بر رخ، آرزومندِ نجات
مثل "حر" رو بر "مسیح قتلگاه" آوردهام
سید روحالله مؤید
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب قدر، حرم حضرت رضا
موقع ده مرتبه بعلی بن موسی
رو به گنبد آقا، همه دستها رو بالا بردیم
مداح میگف دست خالیت رو به آقا نشون بده..
آقا در گدا و نوکر بودن ما که شکی نیس، خودتون کاسهی خالیمون رو پر کنین
یا امامالرئوف..
هدایت شده از میم ر میم
من یک زنم آزادیام را دوست دارم
ایرانیام، آبادیام را دوست دارم
در سایهای مردانه دلگرمم به فردا
من همسر مردادیام را دوست دارم
هم مادر و مادربزرگم خانهدارند
این شغل مادرزادیام را دوست دارم
مُهر مرا از جانمازم باز برداشت
با کودک خود شادیام را دوست دارم
"میگیرمت ای بچهآهوی گریزان"
آهویی و صیّادیام را دوست دارم
دور اتاقش عکسهای حاج قاسم
طفل دهههشتادیام را دوست دارم
در شهر، آزادی اسیر این و آن است
در خانهام آزادیام را دوست دارم
- زهرا سپهکار
(قرائت شده در دیدار شاعران با مقام معظم رهبری )
کانال شاعر: @zahra_sepahkar
هدایت شده از صحو.
امشب بغلش کردم. بوی فرنی میداد. بوی بچه هم میداد که خب طبیعیه. باورم نمیشه خدا همچین نعمت نرمی رو بهمون داده.
تقارن چشمهاش و لپهاش رو تاحالا دقت نکرده بودم. خیلی قشنگه. نشستنش رو ندیدین. دیگه بدون اینکه به جایی تکیه بده خودش میشینه، پاهاشو هم جمع میکنه توی خودش. باید فقط نشست و نگاهش کرد و لذت برد. نیازی نیست که حتما روز بارونی و پاییز و چایی باشه که آدم لذت ببره که.