یه بارم شاگرد اول شده بودم، بابام اومد مدرسه گفت خاک تو سرت پسرم؛ گفتم چرا آخه؟ گفت اینجا هم شاگردی میکنی؟
اگه یکی جواب پیاماتونو نمیداد بهش پیام بدین "راستی یه چیزی درموردت شنیدم" و بعد شما جوابشو ندید
مامانم داشت میگفت که از استرس بی اشتها شده بابام جاهلی کرد گفت تازه بی اشتهات اینه؟ و بمب اتم تو خونه ما انداخته شد
*این جنگ تموم بشه شوهرم هرجا دلش خواست جوراباشو گوله کنه بندازه دیگه کارش ندارم حقیقتا دنیا ارزشش رونداره *