داشتم با مامانم ویدئوکال صحبت میکردم. گفت مهمون داریم. برادرم رو از خواب بیدار کرده بود بره میوه بخره. لیست میوهها رو بهش داد. همینطور گیج و ویج داشت آماده میشد که بِرِه. وقتی داشت میرفت، مامانم بهش گفت ببین رسیده باشن. برادرم گفت کجا؟!!
دلم برای برادر خنگم تنگ شد :((((
دلم یه اتفاق هیجان انگیز،
یه نوتیف هیجان انگیز یا هر چيزی که
بتونه هیجان زده ام بکنه، میخواد.