دیشب دو رسیدم خونه باز شیش زدم بیرون مامانم زنگ زده میگه عزیزم افتخار بدید بیشتر درخدمتتون باشیم چرا از صبونه هتل استفاده نمیکنید
فک کردی میتونی سلامت روان منو تحت تاثیر قرار بدی من هنوز دارم سیب ممنوعه میبینم بدبخت.
تجربه نه ماه بعد از کات هم این که، چیزی که خیلی دلتون براش تنگ میشه، میزان توجهیه که میگرفتین، اینکه دنیاتون تماشگر داشته و دیگه نداره.
اگر بهت توجه میکنم تو خیلی خوششانسی، چون نادیده گرفتن آدما یکی از کارای موردعلاقمه. :)
"میتونیم همو ملاقات کنیم؟"
نه عزیز من فقط تو مجازی وجود دارم، اون بیرون منی وجود نداره.