روز و شب خواندم برایش تا بفهمد عاشقم
کف زد و گفتا که ایول پس شما هم شاعری🤝
با دوستم قرار بود هشت صبح بزنیم بیرون ورزش کنیم، ده صبح زنگ زده بیداری؟ گفتم نه گفت منم، قطع کرد.
نه از آشنایان وفا دیده ام، نه در باده نوشان صفا دیده ام، ز نامردی ها نرنجد دلم، که از چشم خود هم خطا دیده ام.