🪴 چگونه یلدایی مهدوی داشته باشیم؟
🍉 اگه مهمونی و دورهمی خانوادگی داریم میتونیم با دعا برای سلامتی آقا شروع کنیم و با دعای فرج مهمونی رو تموم کنیم.
🍉 هر چقدر شد، صلوات برای سلامتی و تعجیل در فرج آقامون بفرستیم.
🍉 اگه ماجرایی از کرامات مهدوی بلدیم یا اگه خاطره قشنگی از مسجد مقدس جمکران داریم برای بقیه تعریف کنیم.
🍉 وقتی بچهها ازمون میپرسن: شب یلدا یعنی چی؟ بهشون بگیم طولانی ترین شب ساله برای اینکه یه کم بیشتر به یاد عزیزِ غائبمون باشیم.
#یلدای_مهدوی
#یلدای_غیبت
https://eitaa.com/vaqhei
خاطرات خودم
امسال، میزبانِ چندین مهمانِ عزیز از تهران بودم؛ وجودِ نورانیشان بر خانۀ ما شرافتی دوچندان بخشید. آنان از اقوامِ گرانقدرِ همسرم هستند و با آمدنشان، فضای خانه، صفایی دیگرگونه و روحنواز مییافت. هرگاه این عزیزان به مشهد مقدس میآیند، اشتیاقی وافر به زیارتِ مکررِ حضرت ثامنالحجج، علیبنموسیالرضا (ع) دارند. من نیز که همواره پایبند و عاشقِ آستانِ آن امامِ همام هستم، همنشینِ دائمِ ایشان در حریمِ ملکوتیِ حرم شدم.
روزی، پس از بازگشت از زیارتِ پرشورِ ظهرگاهی، به آشپزخانه رفتم تا چای را آماده کنم. در این فاصله، متوجه شدم حاجآقا با آن وقار و محبتِ همیشگی مشغول گفتگو با پسرم است. موضوعِ صحبت، دوران پهلوی و اوضاعِ اجتماعیِ پیش از انقلاب بود. ایشان با لحنی حسرتآمیز بیان میکردند: «آن دوران، روزگاری خوب بود؛ مردم شاد و سرزنده بودند… وضعیتِ امروز، آن طراوت را ندارد.» پسرم، با دقت به سخنانِ ایشان گوش میسپرد. از آشپزخانه، با اشارهای نگاهش را گرفتم که سکوت کند تا من بازگردم. هنگامی که چایِ معطر را آماده کردم و به داخلِ سالن آوردم، به احترام ایستادم تا گفتگویشان به پایان برسد.
پس از اتمامِ سخنانش، با ادب پرسیدم: «حاجآقا، اگر اجازه بفرمایید؛ پیش از انقلاب، ساکن کجا بودید؟»
فرمودند: «روستا.»
پرسیدم: «پیشهتان چه بود؟»
پاسخ دادند: «کشاورزی.»
باز جویا شدم: «درآمدتان چگونه بود؟»
با صراحتی تلخ گفتند: «درآمدی به معنای واقعی نداشتیم. ما برای اربابِ روستا کار میکردیم. او هم دستمزدِ شایستهای نمیداد. برخی روزها به ما میگفتند: "بیایید کار کنید، به شما ناهار میدهیم." ما هم به امیدِ یک وعده غذا، از صبح تا غروب کار میکردیم. گاهی حتی خبری از آن ناهارِ وعدهشده نبود. اما جرأتِ اعتراض نداشتیم؛ فقط خسته و گرسنه به خانه بازمیگشتیم.»
پرسش را ادامه دادم: «وضعیتِ راهها و دسترسیها چگونه بود؟ آیا بهراحتی میتوانستید به شهر بیایید؟»
با تأملی عمیق پاسخ دادند: «نه. پدرم حتی برایم شناسنامه نگرفته بود. زمانی که مجبور به سفر به شهر میشدم، باید دو روز تمام پیاده راه میرفتم تا به جادۀ اصلی برسم و پس از آن، با وسایل نقلیۀ آن زمان به شهر برسم.»
از امنیتِ زنان پرسیدم. ایشان پس از مهاجرت به تهران در نوجوانی، آهی کشیدند و فرمودند: «وضعیت، چنگی به دل نمیزد… و امروز هم تعریفِ چندانی ندارد.»
با اصرار گفتم: «خانمها امنیت داشتند؟»
پاسخشان قاطع و دردناک بود: «نه. شبها جرأتِ خروج از خانه را نداشتند. اشرار و عرقخورها هراسی بر دل میانداختند و کسی را یارای مقابله نبود.»
سپس خاطرهای شخصی را بازگو کردند: «در یک مغازه کار میکردم. دو شاگرد بودیم؛ هر دو از شهرستان. با "علی" بسیار صمیمی بودیم. روزی او از من خواست برای دعوایی به همراهیش بروم. علت را که پرسیدم، گفت: "دختری که دوست دارم، به زور به یکی از فحشاخانههای تهران برده شده و به او اجازۀ بازگشت نمیدهند." من، که غیرتم برانگیخته شد، همراه او به آن مکان رفتیم. دو مرد درشتهیکل جلو در ایستاده بودند. از آنها خواستیم "پری" – نامزد علی – را صدا کنند. آنها نه تنها اجابت نکردند، بلکه با تهدید گفتند: "زودتر از اینجا بروید، والا بیرون پَرِتتان را میکنیم!" ما ایستادیم و اصرار کردیم. ناگهان حمله کردند. ما دو نوجوانِ تنها، به زحمت جان سالم به در بردیم.»
از ایشان خواستم اگر عکسی از آن دوران دارند، نشانم دهند. عکسی قدیمی از یک مراسم عروسی خانوادگی را در اختیارم گذاشتند. نکتۀ شگفتانگیز در آن عکس، وضعیت جسمانی افراد بود: همگی لاغر، رنجور و نشاندهندۀ سوءتغذیهای آشکار.
پرسیدم: «چرا در عکسهای قدیمی، از جمله این عکس و حتی تصاویر پدربزرگها و مادربزرگهای ما، همگان چنین لاغر و ضعیف به نظر میرسند؟»
حاجآقا خندید؛ خندهای تلخ و پرسوز. گفت: «در آن زمان، برنج قوتِ غالب نبود. ما سالی یکبار، در منزل ارباب، "عدسپلو" میخوردیم و برای همان یک وعده، اشتیاقی جانفرسا داشتیم.»
از پوشش و البسه پرسیدم. پاسخ داد: «مادران، با یک دست لباس، ده فرزند را بزرگ میکردند. هیچکس با دیگری در داشتنِ کالاهای مادی رقابت نمیکرد… نه مانند امروز که "همچشمی" بلای جان جامعه شده است.»
در پایان، پرسش نهایی را مطرح کردم: «پس چه چیزی در آن دوران، به عقیدۀ شما "خوب" بود که نوستالژی آن را در خاطر دارید؟»
سکوتی طولانی فضای اتاق را فراگرفت. سپس با تأمل گفت: «حقیقتش… امروز از نظر امکانات، رفاه، خدمات و آزادیهای اجتماعی، به مراتب بهتریم. اما در آن زمان، با تمامِ سختیها، "صمیمت" و "همدلی" بین اقوام و همسایگان بینظیر بود. زیرا "همچشمی" نبود؛ کسی برای خریدِ وسیلۀ خانه، ماشین یا لباسِ نو، "پُز" نمیداد. امروز مردم همه چیز دارند… ولی گویی "همدیگر" را از دست دادهاند.»
---https://eitaa.com/vaqhei
منابع تاریخیِ مستند برای تأییدِ مضامین این روایت:
1. وضعیت کشاورزی و نظام ارباب-رعیتی پیش از انقلاب و اصلاحات ارضی پس از آن:
* کتاب «تاریخ اجتماعی ایران در دوران پهلوی»، نوشتۀ یرواند آبراهامیان، به تشریح ساختار فئودالی و بهرهکشی از کشاورزان میپردازد.
* اسناد اصلاحات ارضی در آرشیو ملی ایران، نشان میدهد چگونه زمینهای اربابی پس از انقلاب اسلامی، به کشاورزان واگذار شد.
2. وضعیت معیشتی، سوءتغذیه و حاشیهنشینی (حلبیآبادها):
آمارهای سازمان جهانی بهداشت (WHO)** و گزارشهای داخلی از سوءتغذیهٔ گسترده در مناطق روستایی و حاشیه شهرهای بزرگ ایران پیش از انقلاب موجود است.
کتاب «فقر و نابرابری در ایران عصر پهلوی» (نوشتۀ حسین آبادیان) به کمبود مواد غذایی اصلی و گسترش سکونتگاههای غیررسمی (حلبیآبادها) در اطراف شهرهایی مانند تهران اشاره دارد.
3. ناامنی و وضعیت زنان:
گزارشهای سازمان عفو بینالملل در دهۀ ۱۳۵۰، به ناامنی در شهرها و خشونت علیه زنان اشاره میکند.
خاطرات مکتوب از شهید علیاصغر شیرودی و دیگر مبارزان، دربارۀ فساد و باندهای اشرار در پایتخت گواهی میدهند.
4. نبود زیرساختهای حملونقل در روستاها:
اسناد وزارت راه و ترابری زمان پهلوی نشان میدهد تنها ۳۰٪ از روستاها به جادههای مناسب دسترسی داشتند.
کتاب «روستا و انقلاب در ایران» (نوشتۀ اریک هابسبام)، به انزوای جغرافیایی و محرومیت روستاییان اشاره دارد.
5. صمیمیت اجتماعی و فقدان مصرفگرایی افراطی:
پژوهشهای جامعهشناسان ایرانی** مانند دکتر علی شریعتی در کتاب «حسین وارث آدم»، به ارزشهای اصیل اجتماعات سنتی و پیوندهای عاطفی در برابر فردگرایی مدرن اشاره میکنند.
---
این روایت، تنها یک خاطره نیست؛ بلکه آیینۀ تمامنمای تاریخی است که با اسناد محکم گره خورده. نگارش آن، تلاشی است برای زنده نگاه داشتن حقیقت، تا خواننده نه از روی احساس، که با استدلال و مستندات، در ژرفای تاریخ تأمل کند و خود، داوری نهایی را به دست گیرد.**
والسَّلام.
https://eitaa.com/vaqhei
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻زیاد زحمت نکشید، ۱۳ رجب که بشه دوباره ترک میخوره
🗞 تَرَک رکن یمانیِ خانه کعبه
محل ورود فاطمه بنت اسد سلام الله علیها مادر مولا علی علیه السلام است در زمان ولادت
🗞همه ساله توسط آل سعود تعمیر شده اما مجددا ترک برمیدارد!
https://eitaa.com/vaqhei
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدن این کلیپ رو به سلطنت طلب ها توصیه می کنم😂👍
https://eitaa.com/vaqhei
33.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تا تو باشی تو کرمان دوربین مخفی نگیری.سر انقلاب و حاج قاسم با کرمانی شوخی نکن
سلام بزرگواران صبحتون روشن به ظهور حضرت حجت عج.
و همچنین عرض تسلیت به مناسبت وفات(شهادت گونه)بانوی صبر،حضرت زینب کبری سلام الله علیها.
ان شاءالله امروز عصر(دوشنبه)،اعمال ام داوود رو به نیت ظهور، حفظ اسلام، سلامتی مقام معظم رهبری و مردم مظلوم دنیا مخصوصا مردم فهیم کشورمون انجام بدیم.
از همگی التماس دعا