eitaa logo
کانال داستان های واقعی
249 دنبال‌کننده
79 عکس
214 ویدیو
0 فایل
تمامی داستان های این کانال واقعی هست ارتباط با ما B2n.ir/r01191
مشاهده در ایتا
دانلود
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استاد رائفی پور نگران جنگ نباشید من مطلع عرض می‌کنم این بار بلای بدی سرشان خواهد آمد https://eitaa.com/vaqhei
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🚨مستعمره آمریکا یا چین؟ 💭 می‌گفت: ترجیح می‌دم مستعمره آمریکا باشم تا مستعمره چین و روسیه! 🔹اما آیا الان واقعاً مستعمره چین و روسیه هستیم؟ آیا روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی به معنای وابستگی‌ست؟ 🎥 پاسخ در کلیپ https://eitaa.com/vaqhei
نکات کلیدی جزء دوم🌹 •┈┈••✾••┈┈• اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری 🤲🍀💚 💐 💐 https://eitaa.com/vaqhei
نکات کلیدی جز 3 1- اگر انفاق کنید و صدقه دهید خدا چند برابر آن را پس می دهد.(بقره: 261) 2- با کسانی که صدقه می دهید با لحن خوب سخن بگویید.(بقره: 263) 3- در پنهانی انفاق کنید که باعث بخشش گناهان می شود.(بقره: 271) 4- از ربا دوری کنید که برکت ندارد و خدا درآمد ربا خوار را نابود می کند. .(بقره: 276) 5- به بدهکار مهلت دهید و اگر نمی تواند بپردازد، بدهی را بر او ببخشید.(بقره: 280) 6- خداوند از هر کس به اندازه توانایی اش تکلیف می خواهد.(بقره: 286) 7- با کافران دوستی نکنید که از دوستی با خدا بهره ای نمی برید.(آل عمران: 28) 8- دینی جز اسلام را نپذیرید که پذیرفته نمی شود و از زیان کاران خواهید بود.(آل عمران: 85) 9- به نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.(آل عمران: 92) •┈┈••✾••┈┈• اگر یک نفر را به او وصل کردی برای سپاهش تو سردار یاری 🤲🍀💚 https://eitaa.com/vaqhei
🌺بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 مادر و پدرم از اینکه صاحب خانه شده بودیم خیلی خوشحال بودند، اما خانواده مادرم از اینکه ما از آنها دورتر می‌شدیم و به محله‌ای دورتر از خودشان می‌رفتیم، ناراحت بودند. اما مادرم از این که خانه مال خودمان بود و ما در آن خانه راحت بودیم، بسیار راضی بود. پدرم به دنبال کار می‌گشت، اما پیدا نمی‌کرد. یکی از دوستان صمیمی پدرم کارگاه کوچکی داشت. او با وجود اینکه نیازی به نیرو نداشت، از پدرم خواست که در آن‌جا مشغول به کار شود. پدرم هم از روی ناچاری قبول کرد، اما حقوقی که از آن‌جا می‌گرفت بسیار ناچیز بود، بقدری که کفاف هیچ چیز را نمیداد و این زندگی را بر پدرم سخت کرده بود. 😞😞 یک شب، مثل همیشه منتظر آمدن پدر بودیم. ساعت از آمدنش خیلی گذشته بود. من که بی‌قرار شده بودم، در را باز کردم ببینم پدر در کوچه هست یا نه. دیدم پدرم به دیوار تکیه کرده و ایستاده است. دوان‌دوان به سمتش دویدم. با دیدن من خوشحال شد و مرا بغل کرد و با هم به خانه آمدیم. مادرم علت دیر آمدن به خانه را از او سوال کرد. پدر جوابی نداد ولی مادرم متوجه شد که بخاطر اوضاع مالی پدرم خجالت میکشد و ذهنش مدام درگیر هست.» پدرم مصمم شد که به دنبال کار جدید باشد. در همین زمان، پدرم مطلع شد شرکتی نیرو لازم دارد لازم دارد. پدرم به سرعت به شرکت مراجعه کرد و توانست استخدام شود. # قسمت دوم خودم https://eitaa.com/vaqhei
🔻مادر به آغوش پسرش رسید 🗞حاجیه خانم معصومه حسینی‌زاده مادر گرانقدر فرمانده مجاهد جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، پس از چهل‌وسه سال چشم‌انتظاری، برای دیدار فرزندش، در شب پنجم ماه مبارک رمضان آسمانی شد. https://eitaa.com/vaqhei
504.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) : هر گاه روزی ها بر تو به تاخیر و تنگنا افتاد ، از خداوند آمرزش بخواه تا آنرا برایت وسیع فرماید. 📚 تحف العقول ، ص۱۷۴ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌https://eitaa.com/vaqhei